جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: شدیار. [ ش ُ ] (اِ) به معنی شدکار است که شخم کردن و شکافتن زمین باشد بجهت زراعت کردن و با ذال نقطه دار هم آمده است به معنی زمینی که آن را گاو رانده باشند تا تخم بیفشانند. (برهان ). شدکار. شیار و شخم زمین . زمین گاوکرده که تخم کارند در او. (اوبهی ). شخم . زمین گاوکرده . (لغت فرس اسدی ): مَثیرَة؛ گاو شدیار. (منتهی الارب ) : به زخم پای ایشان کوه دشت است بزخم یشک ایشان دشت شدیار. عنصری . گل خوشبوی پاکیزه است اگر چند نروید جز که در سرگین و شدیار. ناصرخسرو. یکی را زمین بوستانست و شوره یکی کشت و فالیز و شدیار دارد. ناصرخسرو. وهم او دیده باد را صورت سهم او کرده کوه را شدیار. ابوالفرج رونی . تمام شد به سم مرکبان آهوسم زمین هند زبهر نهال دین شدیار. مسعودسعد. گاهت از روی مزرعه فکند جرم کیوان چو خوک در شدیار. سنایی . عارفان از دو جهان کاهلترند زانکه بی شدیار خرمن می برند. مولوی . shadyar shadyar Şadyar shadyar shadyar shadyar shadyar
کلمه "شدیار" به معنای شخصی است که در وضعیت یا شرایط خاصی قرار دارد و به طور خاص در متون ادبی و عرفانی به کار میرود. برای استفاده صحیح از این کلمه و نگارش آن، رعایت چند نکته نگارشی و زبانی الزامی است:
خودداری از استفاده نادرست: این کلمه بیشتر در متون شعری و عرفانی استفاده میشود. در مکالمات روزمره یا متون علمی، سعی کنید به جای آن از واژههای دیگر استفاده کنید که مناسبتر باشند.
نوشتن با دقت: اطمینان حاصل کنید که کلمه "شدیار" را به درستی بنویسید و از املای صحیح آن استفاده کنید.
استفاده در جمله: برای معرفی کلمه در جملات، میتوانید از ساختارهای مختلف استفاده کنید. مثلاً:
"او در عالم عرفان به عنوان یک شدیار شناخته میشود."
"در شعر، مفهوم شدیار نشاندهندهی همدلی و درک عمیق است."
توجه به تناسب: هنگام استفاده از "شدیار"، با توجه به موضوع و محتوای متن، سعی کنید که با سایر واژهها و عبارات همخوانی داشته باشد.
اگر سوال یا نکته خاصی در مورد کاربرد و معنای این کلمه دارید، خوشحال میشوم بیشتر کمک کنم!
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
کلمه "شدیار" به معنای "یار شاد" یا "دوستی که شادی میآورد" در زبان فارسی استفاده میشود. در زیر چند مثال برای استفاده از این کلمه در جملات آورده شده است:
در جشن تولد، دوستانم به عنوان شدیار کنارم بودند و لحظات خوبی را برایم رقم زدند.
هر وقت که دلگیر میشوم، شدیاری دارم که همیشه با شوخیهایش من را میخنداند.
او با حضورش در جمع، به یک شدیار تبدیل شده و همه را به شادی دعوت میکند.
میخواهم برای سال جدید، شدیاری پیدا کنم که به من انگیزه بدهد و انرژی مثبت بیاورد.
داستانهای شاد و دلچسب او باعث میشود که به عنوان شدیار محبوبی در دل دوستانش جای گیرد.
اگر سوال دیگری دارید یا به اطلاعات بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمکتان کنم!
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر