شفاف
licenseمعنی کلمه شفاف
معنی واژه شفاف
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت) [عربی]
مختصات:
(شَ فّ) [ ع . ] (ص .)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
SaffAf
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
461
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
transparent | clear , lucid , crystal , hyaline , crystalline , sleek , diaphanous , perspicuous , elucidative , pellucid , translucid , hyaloid , nitid , transpicuous
ترکی
şeffaf
فرانسوی
transparent
آلمانی
transparent
اسپانیایی
transparente
ایتالیایی
trasparente
عربی
شفاف | صريح , جلي , واضح
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "شفاف" در زبان فارسی به معنای قابل دیدن، واضح و مشخص است. این واژه معمولاً به توصیف اشیاء، افکار، یا ایدهها استفاده میشود. در زیر به برخی از نکات قواعدی و نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میکنم:
-
نحوهٔ نوشتار:
- "شفاف" به صورت یکپارچه و بدون فاصله نوشته میشود و این کلمه به عنوان یک صفت در جملات استفاده میشود.
-
تلفظ:
- توجه به تلفظ صحیح: "شَفاف" (با اعراب "شَ" در اول کلمه).
-
استفاده در جملات:
- این کلمه میتواند به عنوان صفت برای توضیح نامها (اسمها) به کار رود. برای مثال: "این شیشه شفاف است."
- همچنین میتوان از آن برای توصیف ایدهها یا مفاهیم به کار برد: "توضیحات او بسیار شفاف و روشن بود."
-
متضادها:
- متضاد کلمه "شفاف" کلماتی مانند "مات" یا "تار" هستند.
- تراکیب و معانی مرتبط:
- به عنوان مثال: "شفافیت" (که به معنی وضوح و روشنی است) و "شفافسازی" (فرآیند وضوح بخشیدن به اطلاعات یا ایدهها) از مشتقات این واژه هستند.
با رعایت این نکات، میتوانید بهخوبی از کلمه "شفاف" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در زیر چند مثال از استفاده کلمه "شفاف" در جملات آمده است:
- آب این رودخانه خیلی شفاف است و میتوان در آن سنگهای زیرین را دید.
- سیاستهای اقتصادی دولت باید شفاف و قابل درک باشد تا مردم بهتر بتوانند از آنها بهرهبرداری کنند.
- این پنجرهها طوری طراحی شدهاند که نور را به صورت شفاف به داخل راه میدهند.
- مدارک ارائه شده از سوی شرکت در این پروژه باید شفاف و معتبر باشند.
- او در مورد احساساتش بسیار شفاف صحبت کرد و همه را تحت تأثیر قرار داد.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
