جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: شلال . [ش ِ / ش َ ] (اِ) آجیده ٔ درشت . بخیه ٔ درشت . (ناظم الاطباء). || نوعی دوختن که در آن دو طرف پارچه را بر هم نهند و کوکهای خرد و ریز بر آن زنند؛ بطوری که دو روی آن مشابه باشد، بر خلاف بخیه که دو روی آن مشابهت ندارد. (فرهنگ فارسی معین ). بشک . دوختن جامه را دورادور. آجیده (نوعی بخیه ). دوختن تنک تر از کوک و گشاده تر از بخیه . (یادداشت مؤلف ) : هر جامه بود لایق چیزی به دوختن کتان به درز بخیه و کاسر شلال یافت . نظام قاری . - شلال دوزی ؛ بخیه دوزی . دوختن جامه را با بخیه های گشاد. (یادداشت مؤلف ). || هر چیز ریشه مانند آویخته از جایی . (ناظم الاطباء). || به صورت صفت برای افزارهای برنده (مانند کارد و تیغ دلاکی و شمشیر و غیره ) که بالای لبه ٔ آن نازک شده و در نتیجه بسهولت تیز میشود و برندگی خود را دیر ازدست میدهد استعمال میشود، گویند: این تیغ رنده را با چرخ سمباده خوب شلالش کردم . (فرهنگ لغات عامیانه ). || گاه نیز به عنوان صفت تیر (تیر شلال ) به معنی تیر نوک تیز و برنده و فرورونده برمی آید. (فرهنگ لغات عامیانه ). - شلال عقب سر کسی افتادن ؛ ظاهراً به معنی بسرعت کسی را تعقیب کردن است . (فرهنگ لغات عامیانه ). - شلال وار کاری را کردن ؛ در کار برش داشتن و بسرعت و چالاکی آنرا انجام دادن و این دو استعمال اخیربا معنی اصلی شلال کاملاً مناسبت دارد. شاید بخیه را نیز که شلال می گویند بدین علت است که بسرعت زده میشود. (از فرهنگ لغات عامیانه ). the waterfall الشلال şelale la cascade der wasserfall la cascada la cascata
کلمه "شلال" در زبان فارسی به معنای چکیدن یا ریختن و همچنین به معنای آبشار مورد استفاده قرار میگیرد. در نگارش فارسی، برای استفاده صحیح از این کلمه، نکات زیر را مد نظر قرار دهید:
نوشتار صحیح:
کلمه "شلال" باید به همین شکل نوشته شود و از همنوشتن آن با دیگر کلمات یا استفاده از اشکال غلط پرهیز شود.
بسیار کاربردی:
این کلمه معمولاً در متون ادبی، توصیفهای طبیعی یا توصیف حالات احساسی به کار میرود.
ترکیبها:
میتوان از "شلال" در ترکیبهای مختلف استفاده کرد. مثلاً "شلال آب" یا "شلال زندگی" بسته به کاربرد و معنی مدنظر.
نحوهی تلفظ:
تلفظ این کلمه معمولاً به صورت "شَلّال" است و تأکید بر هجایی که حرف "ل" دارد، مهم است.
قواعد دستوری:
"شلال" میتواند به عنوان اسم، خبر یا نیز در نقش وصفی به کار رود. مثلاً "شلال خروشان"، "شلال زیبا".
کاربرد در ادبیات:
شاعران و نویسندگان ممکن است از "شلال" به صورت متافوریکی برای بیان احساسات یا توصیف مناظر استفاده کنند.
نمونهای از جملهای که شامل این کلمه باشد:
"آبشار در دل کوه شلالی زیبا ایجاد کرده بود که ناظران را به خود جذب میکرد."
با رعایت این نکات، میتوانید کلمه "شلال" را به درستی و به شکل مؤثری در نوشتار خود به کار ببرید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "شلال" در جمله آورده شده است:
آب شلال به آرامی از بلندی پایین میریزد و صدای دلنشینی تولید میکند.
در سفرمان به شمال کشور، شلالی زیبا را کشف کردیم که محیط طبیعی اطرافش خیرهکننده بود.
بچهها روزی را در کنار شلال گذراندند و با آب آن بازی کردند.
نور خورشید بر روی قطرات آب شلال میتابید و رنگینکمانی زیبا ایجاد میکرد.
صدای خروش شلال در دل جنگل، آرامش خاصی را به من داد.