شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

šambalid
fenugreek  |

شنبلید

معنی: شنبلید. [ شَم ْ ب َ ] (اِ) شملید. شملیز. بمعنی شنبلیت است که گل راه رو باشدو به عربی حلبه گویند. (برهان ). گلی باشد زردرنگ بشکل و قد مانند بهارنارنج و همچنان شکفته و بویکی تیزدارد و بوییدنش رفع درد سر کند و آن را گل راهرو نیز خوانند از بهر آنکه بیشتر در سر راهها روید. (فرهنگ جهانگیری ). گل زرد حلبه . (انجمن آرا) :
تو گفتی که کوهی است از شنبلید
که باد دهان از برش بردمید.
اسدی .
|| گل و شکوفه ٔ سورنجان . (برهان ). گل سورنجان است که زرد می باشد. (آنندراج ). شکوفه ٔ سورنجان .(یادداشت مؤلف ). گل سورنجان . (صاحب جامع). شکوفه ٔ سورنجان . (بحر الجواهر). گل سورنجان است که زرد می باشد و شنبلیت نیز گفته اند. (از انجمن آرا). گل سورنجان است ، و آن اولین گل است که پس از نخستین باران بهاری شکفد. (یادداشت مؤلف ) (مفردات ابن البیطار ج 1 ص 71لکلرک مترجم ابن البیطار ج 2 ص 346) . گل سورنجان است که آن را اصابع هرمس نیز نامند. (ابن البیطار در کلمه ٔ اصابع هرمس ). سورنجان . (تذکره ٔ داود ضریر انطاکی ). گل زرد گل سورنجان شکوفه ٔسورنجان است . (مخزن الادویه ). گلی باشد زرد و خوشبوی . (صحاح الفرس ). گلی است که زردرنگ باشد. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). گلی است زرد خردبرگ و خوشبوی . (فرهنگ اسدی ) :
جام کبود و باده ٔ سرخ و شعاع زرد
گویی شقایق است و بنفشه ست و شنبلید.
کسائی مروزی .
چو خورشید رخشنده آمد پدید
زمین شد بسان گل شنبلید.
فردوسی .
سکندر چو گفتار ایشان شنید
به رخساره شد چون گل شنبلید.
فردوسی .
هوا پر ز ابر و زمین پر ز خوید
جهانی پر از لاله و شنبلید.
فردوسی .
از رویها بروید گلهای شنبلید
بر تیغها بخندد اغصان ارغوان .
فرخی .
با جامه ٔ زری زرد چون شنبلید
با رزمه ٔ سیمی پاک چون نسترن .
فرخی .
از کوه تا به کوه بنفشه است و شنبلید
از پشته تا به پشته سمن زار و لاله زار.
فرخی .
تا به رنگ و بوی چون سوسن نباشد شنبلید
تا به طعم و فعل چون زیتون نباشدزنجبیل .
فرخی .
تا چون سمن سپید بود برگ نسترن
چون شنبلیدزرد بود برگ زعفران .
فرخی .
که آن نوشکفته گل نورسید
همی گشت از باد چون شنبلید.
عنصری (از فرهنگ اسدی ).
بیخته برگ سمن بر عارضین شنبلید
ریخته برگ بنفشه بر رخان جلنار.
منوچهری .
روی تو چون شنبلید نوشکفته بامداد
روی من چون شنبلید پژمریده در چمن .
منوچهری .
گویی که شنبلید همه شب زریر کوفت
تا برنشست گرد به رویش بر اززریر.
منوچهری .
تا گشت زیر غالیه گلنار تو نهان
چون شنبلید کردم رخسار خویشتن .
قطران .
داده بود اندر خزان نارنگ را شب بوی بوی
شنبلید اندر بهاران بستد از نارنگ رنگ .
قطران .
در میان برف سر برکرده برگ شنبلید
همچو زر پخته رسته در میان سیم خام .
قطران .
تو گویی که کوهی است از شنبلید
که باد وزانش بر آتش دمید.
اسدی (گرشاسبنامه ص 35).
همه کوهش از رنگ گل ناپدید
همه راغ پر سوسن و شنبلید.
اسدی (گرشاسبنامه ص 116).
یکی جام زرین به کف چون نبید
چو لاله می و جام چون شنبلید.
اسدی .
چه نرگس چه نو ارغوان و خوید
چه شب بو چه نیلوفر وشنبلید.
اسدی (گرشاسبنامه ص 95).
بزرگان رده ساخته بر چمن
میان سنبل و شنبلید و سمن .
اسدی (گرشاسبنامه ص 203).
از ره چشم ستوری منگر اندر بوستان
ای برادر تا بدانی زردخار از شنبلید.
ناصرخسرو.
بنگر که چو شنبلید گشته ست
آن لاله ٔ آبدار و رنگین .
ناصرخسرو.
روی سخا گشته است زردتر از شنبلید
و اشک سخن گشته نیز سرخ تر از ارغوان .
خاقانی .
در هنگامه ٔ عشق چه تعویذ می باید نوشت و در مرغزار شوق شنبلید می باید کشت . (سندبادنامه ص 140).
شنبلید و لاله ٔنعمان بروی سبزه بر
هست پنداری به مینا بر عقیق و کهربا.
؟ (از تاج المآثر).
و شرابهاء مروق از زرد و سرخ و سپید ملون چون شنبلید و لعل و گلاب . (تاریخ طبرستان ).
شنبلید سرشک در دیده
زعفران خورده باز خندیده .
نظامی .
از پرندش غبار زردی شست
برگ سوسن ز شنبلیدش رست .
نظامی .
جیش ؛ نبات شنبلید که حلبه باشد. (منتهی الارب ).
- چون برگ گل شنبلید شدن ؛ زردروی شدن :
از آشوب گفت آنچه دید و شنید
جوان شد چو برگ گل شنبلید.
فردوسی .
- رخ شنبلید شدن ؛ کنایه از زردروی شدن از ترس یا خجلت :
چو رودابه این از پدر بشنوید
دلش گشت پرخون رخش شنبلید.
فردوسی .
چو دهقان پرمایه او را بدید
رخ او شد از بیم چون شنبلید.
فردوسی .
- شنبلید زرد . رجوع به شنبلید شود :
تا شنبلید زرد پدید آمده ست گشت
نیلوفر کبود به آب اندرون نهان .
فرخی .
- گل شنبلید . رجوع به شنبلید به معنی گل زرد شود.
- لعل رخسار شنبلید شدن ؛ کنایه از زرد شدن روی گلگون از ترس یا خجلت :
بیامد بدان خانه او را بدید
شده لعل رخسار او شنبلید.
فردوسی .
|| در حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی آن را به لاله و شقایق ترجمه کرده است ، و این غریب است . (یادداشت مؤلف ). || برگ سورنجان . (برهان ) (بحر الجواهر). ورق سورنجان . (صاحب منهاج ). || تخم حلبه و آن دانه هایی زردرنگ باشند که تره ٔ آن را پخته میخورند و به هندی میتهی گویند. (غیاث اللغات ) (آنندراج ).
... ادامه
421 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) (زیست‌شناسی) [قدیمی]
مختصات:
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 396
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
fenugreek
عربی
حلبة نبات | الحلبة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "شنبلید" در زبان فارسی به معنای گیاهی است که به طور معمول در مناطق مرطوب و باتلاقی رشد می‌کند. در اینجا به چند نکته نگارشی و قواعد مرتبط با این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. نگارش صحیح: کلمه "شنبلید" باید بدون هیچگونه تغییر و اضافات نوشته شود.

  2. استفاده از علائم نگارشی: وقتی از "شنبلید" در جملات استفاده می‌کنید، می‌توانید از علائم نگارشی مانند ویرگول و نقطه به درستی استفاده کنید. به عنوان مثال:

    • "شنبلید در مناطق مرطوب رشد می‌کند، و بسیاری از حیوانات از آن استفاده می‌کنند."
  3. نحوه‌ی کاربرد: این کلمه می‌تواند به عنوان اسم در جملات استفاده شود. به عنوان مثال:

    • "من در باغچه‌ام شنبلید کاشته‌ام."
  4. تلفظ: در تلفظ این کلمه، توجه به حروف و دقت در ادای صداها مهم است تا از سردرگمی جلوگیری شود.

اگر سوال خاصی دیگری درباره‌ی این کلمه یا اصول نگارشی دارید، بفرمایید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در دل جنگل، صدای شنبلید آبی زندگی را به گوش می‌رساند.
  2. عصرها در کنار دریا، صدای ملایم شنبلید، آرامش خاصی را به من می‌دهد.
  3. هنگام قدم زدن در کوهستان، صدای شنبلید در کنار صدای پرندگان، موزیک دلنشینی ایجاد کرد.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری