شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

šangul
cosh  |

شنگول

معنی: شنگول . [ ش َ ] (ص ) سخت شادان و خرم . (آدمی ) سرخوش نیم مست . بانشاط. باروح . دل زنده . فیران . کسی که بر اثر خوردن شراب یا به علت توفیق یافتن در کار و پیروز شدن بر مشکلات خویش خوشحال و بانشاط شده باشد. (فرهنگ عامیانه ٔ جمالزاده ). || شوخ و ظریف و زیبا. (برهان ). شوخ و زیبا. (غیاث اللغات ) :
به غفلت عمر شد حافظ بیا با ما به میخانه
که شنگولان سرمستت بیاموزند کاری خوش .
حافظ.
صبا زان لولی شنگول سرمست
چه داری آگهی چون است حالش .
حافظ.
- شنگول شدن ؛ به وجد آمدن . حالت شنگولی و نشاط و سرمستی در کسی به عللی که ذکر شد. (فرهنگ عامیانه ٔ جمالزاده ).
|| (اِ) نام یکی از بچه های بزی است که در افسانه های کودکان معروف به بزبز قندی است و سه فرزند او به ترتیب شنگول و منگول و حبه ٔ انگور نام دارند. (فرهنگ عامیانه ٔ جمال زاده ). || دزد و راهزن . (برهان ) :
در شهر شنگولان دلم هر دم بغارت میبرند
از دست این مادرغران چون وحش صحرائی شدم .
حکیم نزاری (از جهانگیری ).
|| خرطوم فیل . (برهان ) (ناظم الاطباء).
... ادامه
918 | 0
مترادف: 1- شادمان، شاد، مسرور 2- سرخوش، سرمست، ملنگ، نشئه
متضاد: گرفته
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عامیانه]
مختصات: (شَ) (ص .)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: Sangul
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 406
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
cosh | sappy , frisky , mirthful , sprightly , shangul
ترکی
Şangul
فرانسوی
shangul
آلمانی
shangul
اسپانیایی
shangul
ایتالیایی
shangul
عربی
ضرب بالعصا
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "شنگول" در زبان فارسی به معنای شاداب، شنگول و بانشاط است. در اینجا به برخی از قواعد نگارشی و دستوری مرتبط با استفاده از این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. استفاده در جملات:

    • "او همیشه شنگول و پرانرژی است."
    • "بچه‌ها بعد از بازی در پارک بسیار شنگول شدند."
  2. تلفظ و هجا:

    • این کلمه معمولاً به صورت "شَن-گول" تلفظ می‌شود. در نوشتار باید به این نکته توجه شود تا تلفظ درست آن حفظ شود.
  3. قید و صفت:

    • "شنگول" می‌تواند به عنوان صفت برای توصیف اشخاص، اشیاء یا حالات مختلف استفاده شود. مثلاً: "این گل‌ها شنگول و خوش‌بو هستند."
  4. جمع‌سازی:

    • جمع آن به صورت "شنگول‌ها" بیان می‌شود: "شنگول‌های این باغ بسیار زیبا هستند."
  5. نقطه‌گذاری:
    • اگر کلمه در وسط جمله استفاده شود، باید تمام قواعد نقطه‌گذاری رعایت گردد: "وقتی وارد خانه شدم، او خیلی شنگول به نظر می‌رسید."

در کل، استفاده از کلمه "شنگول" در متون فارسی باید با رعایت نکات نگارشی و اصول جملات درست باشد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در ادامه چند مثال برای استفاده از کلمه "شنگول" در جمله آورده شده است:

  1. هنگام جشن تولد، بچه‌ها بسیار شنگول و شادی به دور هم جمع شدند.
  2. صدای خنده و بازی‌های شنگول بچه‌ها در پارک دلنشین بود.
  3. بعد از اینکه نتایج امتحانات اعلام شد، او با حالتی شنگول و خوشحال به خانه برگشت.
  4. تعطیلات تابستانی فرصتی عالی برای گردش و تفریح بود و ما در طول سفر بسیار شنگول بودیم.
  5. باغچه را با گل‌های رنگارنگ تزئین کردیم و حال و هوای آن شنگول و شاداب شد.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: دوستانه، گرم و نرم و راحت، مرطوب، ضعیف، شاد و خرم، چابک، جست وخیز کنان، چالاک، با نشاط، خوشحال، سرزنده، سرحال

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری