license
98
734
100
معنی کلمه شیر معنی واژه شیر
معنی:
شیر. [ ش َی ْ ی ِ ] (ع ص ، اِ) مشورت دهنده . گویند: فلان خَیِّرٌ شَیِّرٌ؛ ای صالح للخیرو المشورة. ج ، شوراء. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). مشورت دهنده و اهل مشورت و کسی که صلاحیت برای مشورت داشته باشد. (ناظم الاطباء). مشاور. (اقرب الموارد). || پنددهنده . (ناظم الاطباء). || زیبا. (از اقرب الموارد): انه لصیر شیر؛ او نیکوو خوب صورت است . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). - شعر شیر؛ شعر نیکو. ج ، شیار. (ناظم الاطباء). || وزیر اول . (از ناظم الاطباء). وزیر. (المنجد) (از اقرب الموارد). || ج ِ شیار. (منتهی الارب ). رجوع به شیار شود. || ج ِ شوراء. (ناظم الاطباء). رجوع به شوراء شود. - فرس شیر؛ اسب فربه . (دهار) (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء) (از اقرب الموارد). اسب فربه . ج ، شیار. (منتهی الارب ).مترادف 1- ارسلان، اسد، حيدر، ضرغام، ضيغم، هژبر
2- لبنانگلیسی milk, tap, valve, lion, faucet, plugعربی حليب، حلب، نهب، سلب، استغل، استنزف، لبنترکی aslanفرانسوی lionآلمانی löweاسپانیایی leónایتالیایی leoneمرتبط شیره گیاهی، شیر آب، ضربت اهسته، دریچه، سوپاپ، لامپ، در، سر پوش، شیر نر، چاپار، شیر بشکه، دو شاخه، توپی، قاچ، سر، سوراخ گیر
مترادف:
1- ارسلان، اسد، حيدر، ضرغام، ضيغم، هژبر
2- لبن
ترکیب:
(صفت) [عربی: شیّر] [قدیمی]
مختصات:
(اِ.)
الگوی تکیه:
S
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
Sir
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
510
شمارگان هجا:
1
دیگر زبان ها
انگلیسی
milk | tap , valve , lion , faucet , plug
عربی
حليب | حلب , نهب , سلب , استغل , استنزف , لبن
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)کلمه "شیر" در زبان فارسی میتواند معانی و کاربردهای مختلفی داشته باشد. در زیر به برخی از قواعد نگارشی و نحوه استفاده این کلمه اشاره میکنیم:
معانی مختلف :
شیر به معنی جانور بزرگ پستانداری که در گروه گربهسانان قرار دارد.
شیر به معنی نوشیدنی لبنی که از گاو یا دیگر حیوانات تهیه میشود.
در بعضی موارد، شیر به معنی شيرینی یا میوهای نیز استفاده میشود.
تطابق تعداد و جنس :
وقتی از "شیر" به عنوان جانور صحبت میکنیم، باید به جنس (مؤنث و مذکر) و تعداد (مفرد و جمع) توجه کنیم. مثلاً: "شیرها در جنگل زندگی میکنند".
استفاده از صفتها :
میتوانید با استفاده از صفتها، به توصیف "شیر" بپردازید. مثلاً: "شیر سفید"، "شیر وحشی"، "شیر تازه".
قیدها و عبارات توصیفی :
برای تعمیق مفهوم، میتوانید از قیدها و عبارات توصیفی استفاده کنید: "شیر تازهای که صبح از گاوداری آوردهاند".
نوشتار صحیح :
رعایت املاء، از جمله تأکید بر درست نوشتن "شیر" بدون استفاده از علامتهایی که ممکن است سبب ابهام شوند.
قواعد دستوری :
"شیر" ممکن است به عنوان اسم فاعل، مفعول، یا مبتدای جملات استفاده شود. مثلاً: "شیر درندهای است" (مبتدا و خبر).
قید زمان و مکان :
میتوانید به زمان و مکان نیز اشاره کنید: "شیر در جنگل زندگی میکند".
با رعایت این قواعد و نکات میتوانید به درستی از کلمه "شیر" در نگارش خود استفاده کنید و معانی دقیقتری را منتقل کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
شیر یک نوشیدنی مغذی است که به ویژه برای رشد و تقویت استخوانها مفید است.
در باغ وحش، بچه شیرها با بازیگوشی و انرژی زیاد در کنار مادرشان سرگرم هستند.
شیر به عنوان یکی از مواد اصلی در تهیه پنیر و ماست استفاده میشود و نقش مهمی در آشپزی دارد.
لغتنامه دهخدا واژگان مرتبط: شیره گیاهی، شیر آب، ضربت اهسته، دریچه، سوپاپ، لامپ، در، سر پوش، شیر نر، چاپار، شیر بشکه، دو شاخه، توپی، قاچ، سر، سوراخ گیر