جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: شیر. (اِخ ) نام برج پنجم از دوازده برج فلکی . (ناظم الاطباء) (از برهان ). برج اسد را نیز گویند. (آنندراج ). شیر فلک . یکی از بروج دوازده گانه ٔ فلکی که عرب آنرا اسد و لیث نیز گوید. (یادداشت مؤلف ) : دگر طالع تو ز فرخنده شیر خداوند خورشید سعد دلیر. فردوسی . چو خورشید در شیر گشتی درست مر آن تخت را سوی او بود پشت . فردوسی . همیشه تا نبود ثور خانه ٔ خورشید چنان کجا نبود شیر خانه ٔ بهرام . فرخی . آفتاب ارسوار شد بر شیر هست می شیر آفتاب سوار. خاقانی . - بر اختر شیر زادن ؛ اصطلاح نجوم و طالعگیری قدیم است که ستاره ٔ هر کس در برج اسد بود تولدی فرخنده داشت : تو بر اختر شیر زادی نخست برِ موبدان و ردان شد درست . فردوسی . - برج شیر؛ برج اسد. برج پنجم از دوازده برج فلکی : سپیده چو برزد سر از برج شیر به لشکر نگه کرد گیو دلیر. فردوسی . چو برزد سر از برج شیر آفتاب زمین شد به کردار دریای آب . فردوسی . چو خورشید برزد سر از برج شیر سپهر اندرآورد شب را به زیر. فردوسی . چو برزد سر از برج شیر آفتاب ببالید روز و بپالود خواب . فردوسی . زآن نکرد آهنگ شیر شرزه از بیم سنانْش رخنه گشتی چرخ و جستی برج شیر از آسمان . فرخی . - چشمه ٔ شیر؛ برج اسد: چو برزد سر از چشمه ٔ شیر شید جهان گشت چون روی رومی سپید. فردوسی . - در دم شیر نان دیدن ؛ در اصطلاح نجوم کنایه از ماه به اسد آمدن : مه زآن به اسد رسد به هر ماه تا در دم شیر نان ببینم . خاقانی . در منشآت خاقانی چنین آمده است : دروقت خبر دادند که قمر به اسد است نان سردسمین در دهان گرم شیر است جامه ٔ نو شاید پوشیده . (ص 301). و در صفحه ٔ 290 نیز می نویسد: ندانم کدام میغ سپیدکار سیه کاسه آن نان سمین را از این جان سنگین در حجاب داشته است . آری طلعت اعزه ماه تمام دایره است و ماه سیبی با دو گرده نان سمین را ماند باﷲ که ماه بر مایده ٔ فلک نان سمین است و دگر ستارگان خرده ٔ آن نان . رجوع به ص 291 همان متن شود. - شیر آسمان ؛ شیر چرخ . برج اسد. (ناظم الاطباء) : ایا پناه همه خلق زیر رایت تو ز شیر رایت تو شیر آسمان به فغان . سوزنی . با کوشش او شیر آسمان شیری است مزوّر ز پوستین . انوری . رجوع به ترکیب شیر آفتاب و شیر فلک شود. - شیر آفتاب ؛ برج اسد : به آهوان نظر شیر آفتاب بگیر به ابروان دوتا قوس مشتری بشکن . حافظ. رجوع به ترکیب شیر فلک و شیر آسمان شود. - شیر چرخ ؛ شیر آسمان . کنایه از برج اسد. (از ناظم الاطباء) (آنندراج ). رجوع به ترکیب شیر آسمان شود. - شیر سپهر؛ شیر آسمان . برج اسد. (ناظم الاطباء). کنایه از برج اسد است و آن ازجمله ٔ دوازده برج فلک باشد. (برهان ) (آنندراج ) (از انجمن آرا) : گر فتد ذره ای از خشم تو بر اوج سپهر گردد از هیبت تو شیر سپهر اندر تب . سنایی . رجوع به ترکیب شیر آسمان شود. - شیر فلک ؛ شیر آسمان . برج اسد. (ناظم الاطباء) : شیر فلک آن شیر سراپرده ٔ دوران در مرتبه با شیر بساطت نچخیده . انوری . از سر تیغش دل شیر فلک گیرد که شیر دیدن آتش همانا برنتابد بیش از این . خاقانی . این است همان صفه کز هیبت او بردی بر شیر فلک حمله شیر تن شادرْوان . خاقانی . رجوع به ترکیب شیر آسمان شود. - شیر گردون ؛ شیر آسمان . برج اسد. (ناظم الاطباء).رجوع به ترکیب شیر آسمان شود. - شیر مرغزار فلک ؛ شیر آسمان . برج اسد. (ناظم الاطباء) (از برهان ) (از آنندراج ). رجوع به ترکیب شیر آسمان شود. 1- ارسلان، اسد، حيدر، ضرغام، ضيغم، هژبر
2- لبن milk, tap, valve, lion, faucet, plug حليب، حلب، نهب، سلب، استغل، استنزف، لبن aslan lion löwe león leone شیره گیاهی، شیر آب، ضربت اهسته، دریچه، سوپاپ، لامپ، در، سر پوش، شیر نر، چاپار، شیر بشکه، دو شاخه، توپی، قاچ، سر، سوراخ گیر