جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: شیرخشت . [ خ ِ ] (اِ مرکب ) شیره ای که از بعضی اشجار تراوش می کند و مسهل آرام و نیکوییست در اطفال . (ناظم الاطباء) (از غیاث ). نباتیست طبی ، از گیاهی که در کوه البرز و خراسان فراوان است به دست آید، نام طل است که بر سیه چوب افتد، و معرب آن شیرخشک است . (یادداشت مؤلف ). اسم صمغ بعضی از اشجار بلاد هرات است وبهترین نوع آن سفید و شیرین و حبه های بزرگ است و استعمال دارویی دارد و برای تقویت باه و جگر و معده و دفع سرفه و تبهایی که از موارد رقیقه باشد نافع است و مسهل اخلاط رقیقه است ولی برای صاحبان قولنج مضر است . (از تحفه ٔ حکیم مؤمن ). این «من » را در هرات از درختچه ٔ کاروانکش در ایران از درختچه ٔ دیگری به نام شیرخشت گیرند. (یادداشت مؤلف ). شبنمی است که بر نوعی از درخت نشیند و آنرا گرفته در دواها بکار برند و مایل به شیرینی است ، و بعضی گفته اند صمغی است که از درخت مخصوص گیرند، و حق آن است که در کوهستان هرات درختی است که آنرا کشیرو خوانند، و هم درختی است که آنرا کبیرو خوانند صمغی که از درخت کشیرو حاصل آید، پس از حذف کاف تازی و واو آنرا شیرخشت خوانند و آنچه از درخت کبیرو گیرند بعد از حذف کاف و واو از لفظ کبیرو آنرا بیرخشت نامند و عوام «ر» را به «د» بدل نموده بیدخشت گویند. و در بعضی کتب طبیه آمده که خوشت به معنی مطلق صمغ بود پس شیرخشت به معنی صمغ شیرمانند بود بواسطه ٔ سفیدی آن ، و گفته اند خشت مرادف است با خشک و مؤید آن است که تازیان این دوا را لبن الجامد خوانند. (از انجمن آرا) (از آنندراج ). ماده ای است که از ترکیب قندهای مختلف درست شده و درنتیجه ٔ خراش وارد بر پوست برخی گیاهان از قبیل کاروان کش به دست می آید. از لحاظ ترکیب شیمیایی جزء من ها محسوب می شود و درتداوی به جهت لینت یا به جای مسهل بکار می رود و چون طعمی مطبوع و شیرین دارد مورد توجه است . بهترین نوع آن شیرخشت خراسان و هرات است . در دیگر نقاط ایران نیز از گیاه گپ شیر، شیرخشت به دست می آورند به همین جهت آنرا به نام شیرخشت نیز نامیده اند. شیرخشک . شیرخاشاک . (از فرهنگ فارسی معین ) : از او [ شهر هری ] کرباس و شیرخشت و دوشاب خیزد. (حدود العالم ). گر مزاج تو بود سخت و درشت بامدادی چند می خور شیرخشت . یوسفی طبیب (از انجمن آرا). - امثال : شیرخشت می گیرند ؛ ابرهای سفید بریده بریده در هوا پیدا شده است . (امثال و حکم دهخدا). - شیرخشت شهری ؛ شیرخشتی است که از گیاه گپ شیر گرفته می شودو مرغوبیت شیرخشت هراتی را ندارد. (فرهنگ فارسی معین ). - شیرخشت هراتی ؛ شیرخشتی است که از گیاه کاروان کش بدست آید وبهترین نوع شیرخشت است . (فرهنگ فارسی معین ). - شیرخشتی مزاج ؛ نظرباز. (از امثال و حکم دهخدا). - || آنکه با همه کس تواند زیست . (امثال و حکم دهخدا). - طبع شیرخشتی داشتن ؛ با همه کس زیستن توانستن . (امثال وحکم دهخدا). - || در تداول عامه ، متمایل به جنس نرینه بودن مرد. - مثل شیرخشت ؛ بدنی سرد بعد از بریدن تب . (امثال و حکم دهخدا). || نام درختی که در ایران من شیرخشت از آن گیرند. گونه ای از گپ شیر است که در مناطق خشک کوهستانی جنگلهای مرتفع شمالی ایران یافت می شود. در قوشخانه و هزاربند در ارتفاع 2400 گزی دیده شده است و آنرا گپ شیر، گوژدون چو، سیاه چوب ، ارقی ، ایرقی ، چالقه ، بجا، کرچوب ، خرپنو، وجل ، شویر، آره جورد، زبان گنجشک ، ون و اراغی نیز گویند.(یادداشت مؤلف ). سه گونه ٔ آن در جنگلهای شمال و ارسباران یافت می شود و فارسی زبانان شیرخشت و ترک زبانان ارقی یا ایرقی می نامند، در کتول کرچوب ، در پل زنگوله خرپنو ، در آمل و کجور وجل و در ارسباران چالقه خوانده می شود. (جنگل شناسی ساعی ج 1 ص 278). || قسمی از نان . (از ناظم الاطباء). shirkasht شركشت Şirkaşt shirkasht shirkasht shirkasht shirkasht
کلمه "شیرخشت" به عنوان یک واژه مرکب در زبان فارسی بهکار میرود. این واژه متشکل از دو بخش "شیر" و "خشت" است که هر یک دارای معنا و مفهوم خاصی هستند. در زیر به برخی قواعد مرتبط با این کلمه و نحوه نگارش آن اشاره میکنم:
نوشتن با هم / جدا: "شیرخشت" به عنوان یک واژه مرکب باید بهصورت یکجا نوشته شود. این واژه به طور خاص با معنای خاص خود شناخته میشود و جداسازی آن به تغییر معنا منجر میشود.
تشکیل واژه: واژههای مرکب در فارسی معمولاً از ترکیب دو یا چند کلمه تشکیل میشوند. در این حالت، "شیر" به معنای شیر (حیوان)، و "خشت" به معنای آجر یا بلوک ساختمانی است. ترکیب این دو به معنای خاصی در زمینههای مختلف (مثل طب سنتی یا مهارتهای خاص) اشاره دارد.
جنس و عدد: "شیرخشت" به عنوان یک اسم، معمولاً در حالت مفرد بهکار میرود. اگر بخواهید به جمع آن اشاره کنید، میتوانید از "شیرخشتها" استفاده کنید.
نکات نگارشی: هنگام استفاده از این کلمه در جملات، به قواعد عمومی نگارشی و دستور زبان فارسی توجه داشته باشید، مانند استفاده صحیح از نقطهگذاری، استفاده از ملحقات و پسوندها.
تلفظ: توجه به تلفظ صحیح کلمات و ترکیبات نیز اهمیت دارد. در این کلمه، "شیر" و "خشت" باید بهدرستی تلفظ شود تا مفهوم آن به درستی منتقل شود.
بهطور کلی، رعایت این نکات و قواعد به شما کمک میکند تا در نگارش و استفاده از کلمه "شیرخشت" دقت و صحت لازم را داشته باشید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
شیرخشت یکی از گیاهان دارویی است که در طب سنتی برای درمان برخی بیماریها مورد استفاده قرار میگیرد.
در منطقههای کوهستانی، شیرخشت بهوفور یافت میشود و مردم محلی برای مصارف مختلف از آن استفاده میکنند.
خواص ضد التهابی شیرخشت باعث شده تا در تولید برخی محصولات بهداشتی و آرایشی از آن بهرهبرداری شود.
لغتنامه دهخدا
جعبه لام تا کام
وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.