جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: شیرخواره . [ خوا/ خا رَ / رِ ] (نف مرکب ) طفلی که شیر می خورد. (ناظم الاطباء). راضع. ملیج . (منتهی الارب ). رضیع. شیرخوار. شیرخور. رضیعه . صبی . (یادداشت مؤلف ) : یکی شیرخواره خروشنده دید زمین را چو دریای جوشنده دید. فردوسی . پس اندر همی رفت پویان دو مرد که تا آب با شیرخواره چه کرد. فردوسی . گر شیرخواره لاله ٔ سرخ است پس چرا چون شیرخواره بلبل کوهی زند صفیر. منوچهری . برگ بنفشه چون بن ناخن شده کبود در دست شیرخواره به سرمای زمهریر. منوچهری . شیر خور و آنچنان مخور که به آخر زو نشکیبی چو شیرخواره ز پستان . بوحنیفه ٔ اسکافی . پیر کز جنبش ستاره بود گرچه پیر است شیرخواره بود. سنایی . ای سنایی وارهان خود را که نازیبا بود دایه را بر شیرخواره مهر مادر داشتن . سنایی . دارا طفل بود شیرخواره پس پادشاهی بر خمانی که دختر بزرگتر بود قرار گرفت . (فارسنامه ٔ ابن بلخی ص 54). طفلی است شیرخواره بختش که در لب او ناهید را به هر دم پستان تازه بینی . خاقانی . هر شیرخواره را نرساند به هفت خوان نام سفندیار که ماما برافکند. خاقانی . شیرخواره کی شناسد ذوق لوت مر پری را بوی باشد لوت و پوت . مولوی . رجوع به شیرخوارشود. - طفل شیرخواره ؛ بچه ای که از پستان مادر شیر خورد. کنایه از کودک خرد که نیک و بد امور درک نکند : شیر عشقش چو پنجه بگشاید عقل را طفل شیرخواره کند. عطار. و رجوع به ترکیب کودک شیرخواره در ذیل همین ماده و طفل شیرخوار در ذیل ماده ٔ شیرخوار شود. - کودک شیرخواره ؛ کودک شیرخوار. بچه ٔ خردکه شیر خورد : کودک شیرخواره تا نگریست مادر او به مهر شیر ندارد. ابوسلیک گرگانی . چنین گفت کای مهتر سرفراز ز من کودک شیرخواره مساز. فردوسی . لباس کودکان دارد همانا شیرخوارستی لباس کودکان شیرخواره بهرمان باشد. فرخی . رجوع به ترکیب طفل شیرخواره در ذیل همین ماده ونیز ترکیب کودک شیرخوار در ذیل ماده ٔ شیرخوار شود. an infant رضيع bir bebek un bébé ein kleinkind un bebé un bambino
کلمه "شیرخواره" در زبان فارسی به معنای نوزاد یا کودک شیرخوار است. برای نگارش و استفاده صحیح از این کلمه باید به چند نکتهٔ قواعدی و نگارشی توجه کرد:
قواعد هجایی: کلمه "شیرخواره" از دو بخش "شیر" و "خواره" تشکیل شده است. بخش اول "شیر" به معنای شیر (خوراک نوزاد) و بخش دوم "خواره" به معنای خوردن است. این ترکیب به معنای کسی است که شیر میخورد.
استفاده صحیح: این کلمه معمولاً به عنوان اسم و برای اشاره به نوزادان یا کودکان زیر یک سال استفاده میشود. میتوان از آن در جملات به شکلهای مختلف استفاده کرد:
"شیرخوارهها به توجه و مراقبت ویژه نیاز دارند."
"شیرخواره، در سالهای آغازین زندگی به شیر مادر نیاز دارد."
نوشتار صحیح: در نوشتار فارسی، کلمه "شیرخواره" باید به همین شکل و بدون فاصله یا علامت اضافه نوشته شود.
نگارش آکادمیک: در نوشتارهای علمی یا آکادمیک، ممکن است به جنبههای مختلف شیرخواری، مانند تغذیه، رشد، و نیازهای خاص نوزادان پرداخته شود.
استفاده از علائم نگارشی: در جملات، بسته به ساختار و مفهوم، میتوان از علائم نگارشی مناسب استفاده کرد. به عنوان مثال، در جملات توضیحی یا توضیحی که شامل کلمه "شیرخواره" است.
با رعایت این نکات، میتوان به شکل بهینه از کلمه "شیرخواره" در متون نوشتاری استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
مادر با محبت به شیرخوارهاش شیر میدهد تا نوزاد به خوبی رشد کند.
شیرخواره با چشمان بزرگش به دنیای اطرافش خیره شده و کنجکاویاش را نشان میدهد.
صداهای خندهدار و بازیهای ساده میتواند شیرخواره را خوشحال کند و او را بخنداند.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر