جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: شیز. (معرب ، اِ) چوبی هندی که از آن طبق می سازند. (ناظم الاطباء). چوب سیاه . (یادداشت مؤلف ). چوبی است سیاه که از وی کاسه ها سازند، یا آن آبنوس است یا ساهم یا چوب جوز . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). آبنوس . (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء) (یادداشت مؤلف ). آبنوس را گویند، و آن چوبی باشد سیاه که از آن چیزها سازند. (برهان ). آبنوس ، و گفته اند چوبی است که از آن کمان سازند، و از این سبب بر کمان نیز اطلاق کنند. (انجمن آرا) (آنندراج ) : شیز و شبه ندیدم مشک و سیاه و قیر مانند روزگار من و زلفکان تو. منصور منطقی . یکی دخمه کردند از شیز و عاج بیاویختند از بر گاه تاج . فردوسی . ز دیبا و خز چارصد تخت نیز همه تخته ها کرده از چوب شیز. فردوسی . فروبرده از شیز و صندل عمود یک اندر دگر بافته چوب عود. فردوسی . یکی گنبد از آبنوس و زجاج به پیکر ز پیلسته و شیز و ساج . فردوسی . به بیگانگان هم نشاید بنیز نجوید کسی عاج در چوب شیز. فردوسی . همی برفزودی بر آن چند چیز ز زرّ و ز سیم و ز عاج و ز شیز. فردوسی . چو پوشید شب عاج گیتی به شیز پراکند بر سبز مینا پشیز. اسدی . ز مشک سلسله داری نهاده بر خورشید ز شیز دایره داری کشیده بر دیبا. معزی . || کمان و قوس . (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). کمان تیراندازی . (از برهان ). کمان . (صحاح الفرس ) (از آنندراج ) (از انجمن آرا) : چو با تیغ نزدیک شد ریو نیز به زه برکشید آن خمانیده شیز. ؟ (از انجمن آرا). || درخت گردکان . (ناظم الاطباء). درخت گردو. (فرهنگ فارسی معین ). چوب گردو (شاید از جوز و گوز). (یادداشت مؤلف ). shiz شيز şiz merde scheiße shiz cavolo
کلمه "شیز" در زبان فارسی به عنوان یک واژهی غیررسمی و غیرمعمول استفاده میشود و معمولاً به معنای "چیزی عجیب یا غیرمعمول" به کار میرود. اما چون این کلمه در متون رسمی یا ادبی کمتر دیده میشود، قواعد خاصی برای نگارش آن وجود ندارد. با این حال، میتوان به چند نکته کلی در مورد نگارش و کاربرد کلمات در فارسی اشاره کرد:
تهجیه و نگارش: در نوشتن کلمات فارسی، باید به تهجیه صحیح آنها توجه کرد. به عنوان مثال، "شیز" به همین صورت نوشته میشود و نباید حروف آن تغییر کند.
قواعد نگارشی: در متون رسمی بهتر است از کلمات و عبارات استاندارد استفاده شود. برای مثال، اگر بخواهید به یک چیز عجیب اشاره کنید، ممکن است از واژههایی مانند "عجیب" یا "غیرمعمول" استفاده کنید.
استفاده از کلمه: در جملاتی که این واژه به کار میرود، باید دقت کنید که بافت جمله مناسب باشد. برای مثال: "این لباس خیلی شیز است" یا "ایدههای او همیشه شیز هستند".
زبان محاورهای: کلماتی مثل "شیز" بیشتر در زبان محاوره و غیررسمی شنیده و استفاده میشوند، بنابراین در مکالمات غیررسمی میتوان از آنها استفاده کرد، اما در متون رسمی یا ادبی باید به انتخاب واژههای دقیقتر توجه کرد.
در نهایت، سعی کنید در نوشتار و گفتار خود از واژههایی استفاده کنید که مناسب با بافت و مخاطب شما باشند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
۱. بعد از یک روز طولانی در دانشگاه، تصمیم گرفتم که با دوستانم به یک کافه شیز بروم و کمی استراحت کنم.
۲. در جشن تولدی که برگزار شد، کیک شیز با طعمی خاص همه را شگفتزده کرد.
۳. او به تازگی تصمیم گرفته است که روشهای جدیدی برای تهیه شیز در آشپزخانهاش آزمایش کند.