شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

se(a)dā
sound  |

صدا

معنی: صدا. [ ص َ ] (ع اِ) معرب «سدا» است و آن آوازی باشد که در کوه و گنبد وامثال آن پیچد و باز همان شنیده شود و در عربی نیز همین معنی را دارد. (برهان ). بانگ که بر کوه افتد. (بحر الجواهر). آواز که از گنبد و کوه و چاه و غیره بازآید و مطلق هر آواز را نیز گویند. (غیاث اللغات ). ابن الجبل . ابن الطود. ابنةالجبل . بنات رضوی . (المرصع). نوف .بانگ . پژواک . پژوال . چرنگ . صوت . آواز. در عربی صدی است . || (اصطلاح فیزیک ) صدائی است که از انعکاس صوت بوجود می آید. به این قسم که چون امواج صوتی با سطح انعکاس تلاقی نمایند، منعکس میگردند و صدائی نظیر صدای اولی احداث مینمایند، شرط لازم برای اینکه صدا از صدای اصل تمییز داده شود اینستکه فاصله ٔ شخص تا سطح انعکاس لااقل هفده متر بوده باشد :
شجر کافور چون زاید نگوئی حکمتش با من
صدا از کوه چون آید چگونه نی شکر دارد.
ناصرخسرو.
وزآن شبدیز تندرشیهه ٔ او
زمانه پر صدا چون کوهسار است .
مسعودسعد.
هرچه گویم همی بر این سر کوه
پاسخ من همه صدا باشد.
مسعودسعد.
سقفش به صدا پس از دو هفته
بی هیچ مدد نشیدخوانست .
انوری .
گر ز غمم صد یکی شرح دهم پیش کوه
آه دهدپاسخم کوه بجای صدا.
خاقانی .
گر این فصل بر کوه خوانی همانا
که جز بارک اﷲ صدائی نیابی .
خاقانی .
اگر بکوه رسیدی روایت سخنش
زهی رشید جواب آمدی بجای صدا.
خاقانی .
آخر آوازی در کوهی دهی صدائی بازدهد. (سندبادنامه ص 54).
مگر طشت دوشینه کافتاده بود
بوقت سحرگه صدا داده بود.
نظامی .
صدائی برآورد کوه از نهفت
همان را که او گفته بد بازگفت .
نظامی .
این جهان کوه است و فعل ما ندا
بازگردد این نداها را صدا.
مولوی .
پرس پرسان کاین مؤذن کو کجاست
که صدای بانگ او راحت فزاست .
مولوی .
گوئی کدام سنگدل این پند بشنود
بر کوه خوان که باز بگوش آیدش صدا.
سعدی .
ترا که این همه بلبل نوای عشق زند
چه التفات بود بر صدای منکر زاغ .
سعدی .
گر برسد ناله ٔ سعدی به کوه
کوه بنالد بزبان صدا.
سعدی .
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند.
حافظ.
منزل سلمی که بادش هردم از ما صد سلام
پر صدای ساربانان بینی و بانگ جرس .
حافظ.
بانگ گاوی چه صدا بازدهد عشوه مخر
سامری کیست که دست از ید بیضا ببرد.
حافظ.
ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند
فضای سینه ٔ حافظ هنوز پر ز صداست .
حافظ.
ساقی بیا که عشق صدا می کند بلند
کآنکس که گفت قصه ٔ ما هم ز ما شنید.
حافظ.
ما می به بانگ چنگ نه امروز میکشیم
بس دور شد که گنبد چرخ این صدا شنید.
حافظ.
سنگین نمی شد این همه خواب ستمگران
می شد گر از شکستن دلها صدا بلند.
صائب .
شد فزون ناله و افغان من از بخت سیاه
سرمه حرفی است که گویند صدا میگیرد.
مخلص کاشی (از آنندراج ).
چه موسم است که گر ناله می کند بلبل
صدای قهقهه در صحن باغ می پیچد؟
طالب آملی (از آنندراج ).
و با برداشتن دادن ، گرفتن ، نشستن ترکیب گردد. رجوع به ذیل هر یک از این لغات شود.
- یک صدا ؛ متحد، هم آواز. متفقاً.
- امثال :
شما اسم بگذارید تا ما صدا کنیم .
یک دست بی صداست ؛ یعنی توفیق از آن جمعیت است . رجوع به امثال و حکم شود.
|| بوم . (منتهی الارب ). رجوع به صدی شود. || تن مرده . رجوع به صدی شود. || دماغ . (منتهی الارب ) (بحر الجواهر). رجوع به صدا شود.
... ادامه
883 | 0
مترادف: آوا، آواز، بانگ، شرفه، صلا، صوت، ندا
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی: صدیٰ] ‹صدی›
مختصات: (صَ یا ص ) [ ع . ] (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: sedA
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 95
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
sound | voice , noise , call , calling , tone , roar , tingle , vocal , phone , yell , bruit , phoneme , sonance , tonicity , vocation , throat , report
ترکی
ses
فرانسوی
voix
آلمانی
stimme
اسپانیایی
voz
ایتالیایی
voce
عربی
صوت | رنين , مسبار , مرمى السمع , ضجة , مادة صوتية مسجلة , مضيق , إستطلاع الرأي العام , المثانة الهوائية , مسبار طبي , لسان بحري داخل في البر , قرع , سبر , بدا , تردد , أمر , سبر غور , سمع , رن , قاس الأعماق , أعلن , نادى على , فحص الصدر بالسمع , فحص , إستطلع الآراء , بوق , عبر عن آرائه بحرية , سليم , معافى , متين , عميق , مجس , تام , موثوق , في صحة جيدة , راسخ , دقيق , مضبوط , عاقل , ماهر , في حالة جيدة , نوما عميقا , على نحو عميق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه «صدا» در زبان فارسی قواعد خاصی دارد که می‌توان به نکات زیر اشاره کرد:

  1. نوع کلمه: «صدا» یک اسم است و به معنای صوت یا نوا به کار می‌رود.

  2. جمع‌سازی: جمع «صدا» به صورت «صداها» یا «صوت‌ها» است. برای کاربرد بیشتر می‌توان از واژه‌های هم‌معنا نیز استفاده کرد.

  3. نحوه‌ی کاربرد:

    • به عنوان اسم: «صدا را شنیدم.»
    • به عنوان مفعول: «او صدای تازه‌ای ایجاد کرد.»
    • در ترکیب‌ها: «صدای طبیعت»، «صدای بلند»، «صدای دلپذیر»
  4. قید و وصف: می‌توانید از قیدها و صفات برای توصیف «صدا» استفاده کنید:

    • قید: «به آرامی صدای او را شنیدم.»
    • صفت: «صدای زیبا» یا «صدای گوش‌نواز»
  5. نکات نگارشی:

    • هنگام نوشتن، به نشانه‌های نگارشی (مانند ویرگول، نقطه و...) توجه داشته باشید.
    • معمولاً باید از «صدا» در جملاتی به کار ببرید که کاربرد درست و واضحی داشته باشد.
  6. آهنگ و تروپ‌های ادبی: واژه «صدا» می‌تواند در شعر و ادبیات به عنوان نماد و تروپ‌های مختلفی همچون عشق، طبیعت و احساسات به کار رود.

توجه به این نکات می‌تواند به درک و استفاده بهتر از کلمه «صدا» در زبان فارسی کمک کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. صدای پرندگان در صبح بهاری حال و هوای خاصی به فضای خانه می‌دهد.
  2. او با صدای بلند به دوستانش سلام کرد و توجه همه را جلب کرد.
  3. در شب‌های تاریک، صدای وزش باد باعث می‌شود که احساس تنهایی بیشتری کنم.

واژگان مرتبط: صوت، درست، اوا، بانگ، واک، سر و صدا، اختلال، شلوغ، فریاد، طنین، دعوت، ندا، احضار، فراخوانی، پیشه، پیشه و شغل، لحن، دانگ، اهنگ، نوا، مقام، غرش، خروش، غریو، حس خارش، تلفن، نعره، هلهله، ضجه، گزارش، اوازه، واج، صدای ساده، واگ، نیروی ارتجاعی، نیرو بخشی، حرفه، شغل، کار، حرفهای، گلو، حلق، دهانه، دهان، نای، خبر، انتشار، اشعار، شهرت

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری