جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: صومعه . [ ص َ م َ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ریوند بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور، واقع در 12000 گزی جنوب نیشابور. این دهکده در جلگه واقع و هوای آن معتدل است . 123 تن سکنه دارد. آب آن از قنات . محصول آنجا بنشن . شغل اهالی زراعت است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9). بيعت، خانقاه، دير، عبادتگاه، عبادتخانه، معبد monastery, convent, abbey, nunnery, cloister, friary, minster, the monastery دير manastır le monastère das kloster el monasterio il monastero دیر، رهبانگاه، خانقاه راهبان، مجمع، کلیسا، نامکلیسای وست مینستر، ایوان، راهرو سرپوشیده، اطاق یا سلول راهبان و تارکن دنیا، راهبان سائل، عبادتگاه رئيس رابان کلیسا
... ادامه
1088|0
مترادف:بيعت، خانقاه، دير، عبادتگاه، عبادتخانه، معبد
کلمه "صومعه" در زبان فارسی به معنای محلی است که راهبان و عابدات در آن به عبادت و زندگی غیرمدنی میپردازند. در نگارش این کلمه و استفاده از آن، رعایت نکات زیر اهمیت دارد:
اُملا: کلمه "صومعه" به شکل صحیح خود با "ص" شروع میشود و بعد از آن "و" و "م" و "عه" میآید. در نوشتار، نباید علامتگذاری یا حروف اضافی داشته باشد.
استفاده در جمله: این کلمه غالباً به عنوان اسم (مکان) به کار میرود. برای مثال: "او به صومعه رفت تا در solitude به عبادت بپردازد."
نوع نحوی: "صومعه" میتواند به عنوان فاعل، مفعول و یا مضافالیه در جمله استفاده شود. مثلاً: "صومعه در بالای تپه قرار دارد."
تلفظ: تلفظ صحیح آن به صورت "صومعه" با تأکید بر "صو" و "عه" است.
قواعد نگارشی: در استفاده از این کلمه در نوشتار، توجه به موارد نگارشی اصولی مانند شروع جمله با حرف بزرگ و پایان جمله با نقطه، رعایت فاصلهها و سایر قواعد عمومی نگارش لازم است.
با رعایت این نکات میتوانید به طور صحیح از کلمه "صومعه" در نگارش خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
صومعهای قدیمی در دل کوههای سرسبز واقع شده است و هر ساله تعداد زیادی زائر را به خود جذب میکند.
در صومعه، راهبان به عبادت و مطالعه مشغول هستند و زندگی سادهای را دنبال میکنند.
داستانهای جالبی دربارهٔ تاریخچه صومعهها و تأثیر آنها بر فرهنگ و هنر منطقه وجود دارد.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: دیر، رهبانگاه، خانقاه راهبان، مجمع، کلیسا، نامکلیسای وست مینستر، ایوان، راهرو سرپوشیده، اطاق یا سلول راهبان و تارکن دنیا، راهبان سائل، عبادتگاه رئيس رابان کلیسا