شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

zabt
recording  |

ضبط

معنی: ضبط. [ ض َ ] (ع مص ) صاحب کشاف اصطلاحات الفنون گوید: در لغت بمعنی قطع است . ودر اصطلاح رساندن سخن بگوش شنونده است کما هو حقه ، یعنی بهمان نحو که سخن را از دیگری فراگرفته . سپس درک سخن باشد بقسمی که در موقع رساندن بغیر معنی آن بر شنونده روشن و هویدا بود. سپس در حفظ و نگاهداری سخن چندان کوشش ورزد و در خاطر چندان آن سخن را بیاد آورد که هنگام شنواندن بغیر بتواند بدون هیچ تغییر و تبدیلی آن سخن را بنحوی که شنیده و فراگرفته ادا کند.کذا فی الجرجانی . یاد گرفتن . حفظ کردن :
کس ز کوه و سنگ عقل و دل نجست
فهم و ضبط نکته ٔ مشکل نجست .
مولوی .
|| نگاه داشتن چیزی را بهوش . (منتهی الارب ). نگاه داشتن به حزم و هوش . (منتخب اللغات ) : و احداث متعلمان بطریق تحصیل علم و موعظت نگرند و ضبط آن بر ایشان سبک خیزد. (کلیله و دمنه ). || در قبضه آوردن و اداره کردن سرزمینی آنچنان که اوضاع آن به سامان آید : آن دیار تا روم و از دیگر جانب تا مصر طولاً و عرضاً به ضبط ما آراسته گردد. (تاریخ بیهقی ص 323). اهل جمله آن ولایات گردن برافراشته تا نام ما بر آن نشیند و به ضبط ما آراسته گردد. (تاریخ بیهقی ). چون پدر ما گذشته شد ما دور بودیم ازتخت ملک که ... جهانی را زیر ضبط آورده . (تاریخ بیهقی ). || در حیطه ٔ تصرف و تسلط خود نگه داشتن : چون رسول دررسید جواب فرستاد که خراسان بشوریده است و من بضبط آن مشغول بودم . (تاریخ بیهقی ). || انجام دادن و به نظم آوردن : احمد و شکر بگریستند و بیرون آمدند و بضبط کارها مشغول شدند. (تاریخ بیهقی ص 357). اعیان و مقدمان نیک بکوشیدند تا کار ضبط شد. (تاریخ بیهقی ص 342). || حفظ کردن و صیانت چیزی :
سلطان علاء دولت کز یُمن دولتش
در ضبط دین و دنیا عالیست کار تیغ.
مسعودسعد.
ضبط مسالک و حفظ ممالک ... به سیاست منوط. (کلیله و دمنه ). هم سیاست پادشاهان را در ضبط ممالک بدان ملاذ تواند بود. (کلیله و دمنه ).
|| نگاه داشتن . (دهار) : یکی را از بزرگان بادی مخالف در شکم پیچیدن گرفت ، طاقت ضبط آن نیاورد. (گلستان ). || فراهم آوردن . (دهار). || ضُبطت الارض (مجهولاً)؛ باران باریده شد زمین . (منتهی الارب ).
- در ضبط آوردن ؛ به تصرف درآوردن و زیر فرمان آوردن : تا اغلب ممالک عالم در ضبط خویش آورد. (کلیله و دمنه ).
- ضبطالقلم ، ضبط قلم ؛ نهادن حرکات کلمه ای را با قلم ، یعنی زیر و زبر و پیش و جزم و مدّ در بالا یا زیر کلمه نهادن و یا با بیان تمام آنها را ادا کردن چنانکه گوئی طاهر به طاء مشالّه ٔ به الف کشیده و کسر هاء هوّز و سکون راء.
- ضبط کردن ؛ حفظ کردن . اداره کردن . نگاهداری : پادشاه چون مُلکی ... بگیرد و آن را ضبط نتواند کرد... همه ٔ زبانها را در گفتن اینکه وی عاجز است مجال تمام داده باشد. (تاریخ بیهقی ). ما را چندین ولایت در پیش است ، آن را به فرمان امیرالمؤمنین می باید گرفت و ضبط کرد. (تاریخ بیهقی ).
- || تصرف کردن . در قبضه آوردن : و ما را با خود برد و آن نواحی ضبطکرد و بما سپرد و بازگشت بسبب نالانی و نزدیک آمدن اجل . (تاریخ بیهقی ص 216). به هرچه ایشان را دست در خواهد شد از مکر و حیل و فریفتن غلامان و ضبط ولایات ...بسیار کرده اند و هیچ باقی نخواهند گذاشت . (تاریخ بیهقی ص 599).
ملک بیک حمله ضبط کردی احسنت
این ظفرت بر خلود ملک ضمانست .
؟
- || مقاومت و پایداری کردن : خوارزمشاه بانگ برزد و مددی فرستادن از قلب ، ضبط نتوانست کردن . (تاریخ بیهقی ).
- || به نظم آوردن ونیک انجام دادن . اداره کردن : دیگر روز بدرگاه آمد کار ضبط کرد و مردی شهم و کافی بود. (تاریخ بیهقی ). سالاری محتشم فرستاده آید... تا آن دیار که گرفته بودیم ضبط کند و دیگر گیرد. (تاریخ بیهقی ص 76). دریغ چون اریارق که اقلیمی ضبط توانستی کردن . (تاریخ بیهقی ص 229).
- || حفظ کردن و در اختیار داشتن : هر مردی که تن خود را ضبط تواند کرد... وی را خردمند خویشتن دار گویند. (تاریخ بیهقی ).
- || زیر فرمان آوردن : غلامان گردن آورتر از مرگ خوارزمشاه شمّتی یافته بودند شمایان را بدین رنجه کردم تا ایشان را ضبط کرده آید. (تاریخ بیهقی ص 358).
- || حفظ کردن و در اختیار گرفتن : و ما چون از ری حرکت کردیم تا تخت ملک پدر را ضبط کرده آید و بدامغان رسیدیم بوسهل زوزنی بما پیوست . (تاریخ بیهقی ص 323).
|| در ضبط آمدن ؛ به تصرف درآمدن و زیر فرمان قرار گرفتن : و تمام ممالک غزنین و زابلستان ... در ضبط فرمان آن شاهنشاه محتشم ... آمد. (کلیله و دمنه ).
- ضبطگونه ؛ شبه تصرف : خراسان را ضبطگونه ای کرد. (تاریخ بیهقی ص 429).
- ضبط و ربط ؛ از اتباع است .
... ادامه
317 | 0
مترادف: 1- تصرف، توقيف 2- آرشيو، بايگاني 3- ثبت، درج، مندرج 4- حبس 5- حفظ، نگهداري
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم مصدر) [عربی]
مختصات: (ضَ) [ ع . ]
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: zabt
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 811
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
recording | record , confiscation , file , storage , sequestration , requisition , managing
ترکی
kayıt
فرانسوی
enregistrement
آلمانی
aufzeichnung
اسپانیایی
grabación
ایتالیایی
registrazione
عربی
تسجيل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "ضبط" در زبان فارسی معانی و کاربردهای متعددی دارد. در زیر به برخی از قواعد و نگارش‌های مرتبط با این کلمه اشاره می‌شود:

  1. معنی و کاربرد:

    • "ضبط" به معنای ثبت کردن صدا یا تصویر است. به عنوان مثال: ضبط صدا، ضبط ویدئو.
    • همچنین "ضبط" می‌تواند به معنای نگهداری یا حفظ کردن اطلاعات نیز به کار رود.
  2. نوشتار:

    • کلمه "ضبط" با حروف فارسی و به صورت "ضبط" نوشته می‌شود. توجه داشته باشید که هیچ‌گونه تغییر در املای آن لازم نیست.
  3. نقش دستوری:

    • "ضبط" می‌تواند به عنوان اسم به کار رود.
    • به عنوان مثال: "ضبط صدا" (اسم مرکب) و یا "ضبط اطلاعات" (اسم و مضاف‌إلیه).
  4. نکات نگارشی:

    • در جملات، کلمه "ضبط" بسته به موقعیتش می‌تواند با حرف جر یا با صفات و قیدها همراه شود.
    • به عنوان مثال: "می‌خواهم این برنامه را ضبط کنم".
  5. صرف و نحوه استفاده:

    • شکل فعل "ضبط کردن" نیز رایج است و می‌توان از آن در جملات استفاده کرد: "او صدای سخنرانی را ضبط کرد".
  6. نکته‌های خاص:
    • هنگام استفاده از "ضبط" در متن‌ها، مطمئن شوید که مفهوم مورد نظر به‌درستی منتقل شود و از افعال و واژه‌های مرتبط استفاده کنید.

با رعایت این نکات، می‌توانید به درستی از کلمه "ضبط" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. من دیروز یک جلسه مهم را با دقت ضبط کردم تا دوباره به آن گوش دهم.
  2. گوشی جدیدم قابلیت ضبط صدا با کیفیت بالا را دارد.
  3. در حین فیلمبرداری، فراموش کردم که صدای محیط را ضبط کنم و نتیجه نهایی خیلی بی‌روح شد.

واژگان مرتبط: نگارش، صفحه گرامافون، رکورد، سابقه، پیشینه، مدرک، مصادره، غصب، مصادره یا ضبط، پرونده، سوهان، صورت، صف، خط، ذخیره سازی، انبارش، انباره، مخزن، انبار کالا، تجزیه، توقیف، توقیف غیر قانونی، تفرقه، درخواست، تقاضا، چیز مورد تقاضا، باز گرفتن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری