جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ضمة. [ ض َم ْ م َ ] (ع اِ) گروه اسپان رهان و اسپان که جهت گرو جمع کنند. (منتهی الارب ). || ضم . پیش (یکی از حرکات ثلاث )، و صورت آن در کتابت اینست «»، و تلفظ آن در فارسی با صامت همزه «اُ» باشد و آن در فارسی بجای واو عطف آید در تلفظ نه در کتابت : ای سر آزادگان «و» تاج بزرگان شمع جهان «و» چراغ دوده و نوده . دقیقی . من «و» تو غافلیم «و» ماه «و» خورشید بر این گردون گردان نیست غافل . منوچهری . چندین هزار مرد مبارز درین مصاف کردند حمله ها و نمودند دار «و» گیر با صدق و با شهادت رفتند مردوار گر رهروی تو نیز ره آن قطار گیر. سنائی . و نوعی از این تلفظ واو عطف به صورت ضمه در فارسی هست که علامت استفهام انکاری و تحاشی است : من «و» همصحبتی اهل ریا! دورم باد. حافظ من «و» انکار شراب ! این چه حکایت باشد. حافظ. و نوعی دیگر در فارسی انحصار و اقتصار را افاده کند: چو فردا برآید بلند آفتاب من «و» گرز «و» میدان «و» افراسیاب . فردوسی . نیز التزام و لازم گرفتن امری راست : من «و» آشنا اندر آن جام باده از آن پس که افتادم این آشنائی . زینبی . صاحب کشاف اصطلاحات الفنون گوید: ضمة عبارتست از جنبانیدن دو لب به ضم هنگام گفتار که بر اثر آن آواز آهسته ٔ مقارن حرف احداث می شود که اگر آن آواز امتداد یابدآواز واو دهد و اگر آن آواز کوتاه بود ضمّه حاصل گردد. و فتحه عبارتست از گشودن دو لب هنگام گفتار بحروف و حدوث آواز آهسته ای که آن را فتحه نامند، و همچنین است حال در کسره ، و سکون عبارتست از تهی بودن عضو از حرکات هنگام تلفظ بحروف که بجز آواز حروف آوازی شنیده نمی شود و در همانجا آواز قطع می گردد و از اینروسکون را جزم نیز گویند (یعنی قطع) به اعتبار قطع صوت و سکون نامند به اعتبار عضو ساکن ، پس اصطلاح ضم ّ و فتح و کسر صفت عضو باشد و چون رفع و نصب و جر و جزم گویند صفت آواز و آهنگ باشد و از این چهار اصطلاح آخرین ، بحرکات اِعراب تعبیر کنند زیرا این چهار محتاج بعامل و سبب باشند، چنانکه این صفات هم بدون سبب نباشند که آن حرکت عضو است و از احوال بناء به ضمه و فتحه و کسره و سکون تعبیر کرده اند، چه این چهار نیازمندبعامل و سبب نیستند، چنانکه این صفات نیز بعامل و سبب احتیاج ندارند و وقتی که ضم و فتح و کسر را با تاء استعمال کرده و گفتند: ضمة، فتحة، کسرة، مراد نفس حرکت باشد و اِعراب و بنائی در آن منظور نیست لکن اگر بدون قرینه اطلاق شود مراد غیراعرابیه باشد و رفع ونصب و جر گویند وقتی که اعرابیه باشند. برخی از علماء گفته اند: ضم ّ و فتح و کسر اگر بدون تاء استعمال شود القاب بناء باشد و وقف و سکون مختص به بنائی و جزم مختص به اعرابی است و سیبویه حرکات اِعراب را رفع و نصب و جر و جزم نامیده و حرکات بناء را ضم و فتح وکسر و وقف خوانده . پس وقتی که گفته شود این اسم مرفوع یا منصوب یا مجرور است از این القاب پی می بریم که اسم را عاملی بوده است که چون در اسم عمل کرده بدین القاب نامیده شده و ممکن باشد که آن عامل برطرف گردیده و عامل دیگری پیدا شود که در اسم عملی کند برخلاف عامل نخستین . هکذا فی کلیات ابی البقا. attachment التعلق، ارتباط، حجز، ربط، رابط، مصادرة، تعليق، اداة ملحقة، مودة، مرفق
در زبان فارسی، کلمه "ضمة" به معنای نوعی حرکات دهانی در علم تجوید و تلفظ عربی است و از نظر نگارشی و دستوری قواعد خاصی ندارد. اما میتوان به نکات زیر در مورد نگارش و استفاده از این کلمه توجه کرد:
نوشتار صحیح: "ضمة" به همین شکل نوشته میشود و نیازی به تغییر در املای آن نیست.
استفاده در متن: این کلمه معمولاً در متون عربی، متون قرآنی و مباحث تجوید به کار میرود. لذا در متون فارسی هنگامی که به مباحثی درباره تحریر کلمات عربی یا تجوید اشاره میشود، میتوانید از آن استفاده کنید.
تلفظ: "ضمة" به صورت 'ضَمة' تلفظ میشود (توجه به حروف معجم و حرکات).
قواعد نگارشی: در نوشتار فارسی، اگر "ضمة" در جملات فارسی به کار برده میشود، باید مانند دیگر کلمات فارسی به قواعد نگارشی رعایت شود، مثلاً با کلمات قبل و بعد خود به درستی ارتباط برقرار کند.
جملات توضیحی: برای توضیح بیشتر در مورد ضمة، میتوانید جملات توصیفی به کار ببرید، مانند: "ضمة یکی از حرکات مهم در زبان عربی است که در تجوید قرآن به کار میرود."
در کل، کلمه "ضمة" بیشتر در موضوعات خاص و زمینههای علمی مورد استفاده قرار میگیرد و رعایت نکات فوق میتواند به نگارش بهتر کمک کند.
لغتنامه دهخدا
جعبه لام تا کام
وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.