شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

zeyqam
dighm  |

ضیغم

معنی: ضیغم . [ ض َ غ َ ] (اِخ ) ابن مالک مکنی به ابومالک العابد. مردی پرهیزکار ودیندار و متقی بود و از زهد و ورع وی حکایتها نقل کرده اند. عبیداﷲبن عمر قال : اتیت صاحباً لی یقال له عمران بن مسلم فارانی موضعین مبتلین فی مسجده احدهما بحذاء الاَّخر، فقلت ما هذا، قال هذا و اﷲ من دموع ضیغم البارحة بین المغرب و العشاء و هو راکع. ازهربن مروان الرقاشی قال رأیت ضیغم العابد و کنت اذا رأیت رجلاً لایشبه الناس من الخشوع و الضر و طول الحزن . محمدبن الحسین قال : حدثنی مالک بن ضیغم قال قالت اُمﱡه یعنی ضیغماً ذات َ یوم : ضیغم ! قال : لبیک یا اماه . قالت کیف فرحک بالقدوم علی اﷲ. قال فحدثنی غیر واحد من اهله انه صاح صیحةً لم یسمعوه صاح مثلها قط و سقط مغشیاً علیه فجلست العجوز تبکی عند رأسه و تقول : بابی انت ما نستطیع ان نذکر بین یدیک شیئاً من امر ربک . قال و قالت له یوماً: ضیغم ! قال : لبیک یا اماه . قالت تحب الموت ؟ قال نعم یا اماه . قالت و لِم َ یا بنی ؟ قال رجاء خیر ما عند اﷲ. قال فبکت العجوز و بکی فتسامع اهل الدار فجلسوا یبکون لبکائهم . قال و قالت له یوماً آخر: ضیغم ! قال : لبیک یا اماه . قالت تحب الموت ؟ قال لا یا اماه . قالت لِم َ یا بنی ؟ قال لکثرة تفریطی و غفلتی عن نفسی . قال فبکت العجوز و بکی ضیغم و اجتمع اهل الدار و جعلوا یبکون ، و کانت امه عربیة کأنها من اهل البادیة. رجوع به صفة الصفوة ج 3 ص 270 شود.
... ادامه
555 | 0
مترادف: اسد، حيدر، شير، غضنفر
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی: ضَغیم] (زیست‌شناسی) [قدیمی]
مختصات: (ضَ غِ) [ ع . ] (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1850
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
dighm
عربی
com.dighm
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "ضیغم" به معنای شیر یا درنده‌خو در زبان فارسی است. از نظر نگارش و قواعد فارسی، چند نکته را می‌توان در مورد این کلمه و استفاده از آن بیان کرد:

  1. نوشتار صحیح: "ضیغم" به صورت صحیح نوشته می‌شود. املای آن باید به همین شکل حفظ شود.

  2. گفتار ادبی: این کلمه بیشتر در متون ادبی و اشعار کاربرد دارد و از لحاظ تاریخی و ادبی بار معنایی خاصی دارد.

  3. جایگاه کلمه: "ضیغم" معمولاً به عنوان اسم استفاده می‌شود و می‌تواند در جملات به عنوان فاعل یا مفعول قرار بگیرد.

  4. جمع بستن: برای جمع بستن این کلمه، می‌توان از "ضیاغم" استفاده کرد.

  5. استفاده در شعر و ادبیات: "ضیغم" در اشعار و نثرهای قدیمی فارسی به وفور یافت می‌شود و با مضامین مربوط به شجاعت و قدرت ارتباط دارد.

  6. قواعد نگارشی دیگر: در نگارش عمومی و متون معاصر، باید به حفظ و رعایت قواعد عمومی فارسی مانند نقطه‌گذاری و استفاده از الفاظ مناسب توجه شود.

در کل، "ضیغم" کلمه‌ای است که در ادبیات فارسی دارای معانی و بار معنایی خاصی است و استفاده از آن نیاز به دقت و توجه به سیاق کلام دارد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. ضیغم، شیر جوان طبيعت، در جنگل با شجاعت و قدرتش، همه حیوانات را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
  2. صدای ضیغم در دل شب، یادآور وحشیگری و عظمت این موجودات افسانه‌ای است.
  3. او داستان‌های زیادی دربارهٔ ضیغم و ماجراهایش در سرزمین‌های دور نقل می‌کرد.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری