شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

zayyeq
narrowness  |

ضیق

معنی: ضیق . (ع ص ) ضد سعه . تنگ . (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ) (مهذب الاسماء). || (اِ) شک در دل . شک که در دل گذرد (بفتح اول نیز آید). (منتهی الارب ). || (اِمص ) تنگدستی . درویشی . || آنچه گاهی گشاده باشد وقتی تنگ ، مانند سرای و جامه . (منتهی الارب ). تنگی در خانه و جامه و جز آن . (منتخب اللغات ). تنگی . مقابل وسعت ، گشادی . ج ، اضیاق : و لشکر ری از جانب مشهد داعی بسبب ضیق حال و قلت زاد و انقطاع امداد با جانب محمدآباد نشستند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 266).
- ضیق حدقة ؛ تنگ شدن ثقبه ٔ عنبیة. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). از معتاد تنگتر بودن ثقبه ٔ عنبیه .
- ضیق صدر ؛ انقباض سینه .
- ضیق نَفَس ؛ تنگی دم . کوته دمی . نام مرضی که بهندی دمه (دما) گویند. (غیاث ). نفس تنگی . تاسه . رَبو. بُهر. غَنص . (منتهی الارب ). ضریر انطاکی در تذکره گوید: الربو، و هو اشتغال قصبةالرّئه بمواد تعاوق المجری الطبیعی فان ضر بالنفس فهو «ضیق النفس » اوحلل المفاصل و القوی ̍ فهو «البهر» و ان لم یکن معه السکون الا قائماً مادّاً عنقه فهو الانتصاب . صاحب کشاف اصطلاحات الفنون گوید: ضیق نفس ، نزد اطبّا با بیماری ربو یکیست چنانچه در قانونچه ذکر کرده ، و در آقسرائی گوید: ضیق نفس عبارتست از اینکه هوائی که در نفس می باشد منفذی برای بیرون شدن خود نیابد مگر راهی بس تنگ که اندک اندک از آن مجری بیرون شود، و اما آفتی که در نفس می باشد سببش آفتی است که در عصب و پرده ٔ مجرای تنفس ایجاد شده و مناسبتر آن است که این بیماری را به عسرالنفس تعبیر کنند چه ضیق النفس آن است که آفت آن تنگی مجری باشد و ابداً آفتی که در عصب و پرده ٔ مجری تولید می شود ربطی به تنگی نفس ندارد، و ضیق نفس از مرض خناق اعم است ، و اما ربو عبارتست از عسرالنفس که نفس بیمار در این بیماری نفس کسی را مانند است که بر اثر رنج و تعب بسیار به سختی نفَس زند، و نفس او را سرعت و تواتر و صغری همراه باشد، سواء کان معه او لا. هذا کلام الشیخ . و سمرقندی بین ضیق النفس و بهر و ربو فرقی قائل نیست و هر سه لفظ را مترادف می پندارد. و در حدودالامراض از گفتار قرشی نقل می کند که او گفته : هنگامی که هوا برای استنشاق داخل مجرای تنفس می شود و بیرون می آید اگر مانند آن بود که از مجرای تنگی می گذرد آن را ضیق النفس نامند - انتهی .
... ادامه
562 | 0
مترادف: تنگ، تنگنا، تنگي، كم وسعت، مضيقه، سختي
متضاد: وسيع
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی] [قدیمی، مجاز]
مختصات: (ضَ یا ض یِ) [ ع . ]
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: ziq
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 910
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
narrowness | niggardliness , stinginess , stricture , tightness , stingy , narrow , niggardly , tight
ترکی
sıkı
فرانسوی
serré
آلمانی
eng
اسپانیایی
ajustado
ایتالیایی
stretto
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "ضیق" در زبان فارسی به معنای تنگی و محدودیت به کار می‌رود. در زیر به چند نکته قواعدی و نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. نحوهٔ نگارش: کلمه "ضیق" با حروف عربی نوشته می‌شود و در زبان فارسی به همین شکل استفاده می‌شود.

  2. وزن و قافیه: این کلمه به وزن فاعِل است و می‌تواند در اشعار و نثرهای ادبی به عنوان قافیه مورد استفاده قرار گیرد.

  3. جنس و نوع کلمه: "ضیق" اسم است و معمولاً می‌تواند به صورت صفت هم به کار برود مثلاً در ترکیباتی همچون "مکان ضیق".

  4. استفاده در جملات: در جملات به‌صورت زیر می‌تواند به کار رود:

    • "فضای اتاق به دلیل وسایل زیاد، ضیق شده است."
    • "احساس می‌کنم در این شرایط دچار ضیق فضا هستم."
  5. ترکیب‌ها: کلمه "ضیق" ممکن است در ترکیب‌هایی مانند "ضیق تنفس" یا "ضیق فکرت" نیز به‌کار رود که به معنای محدودیت در تنفس یا فکر کردن اشاره دارد.

  6. مترادف‌ها و متضادها: مترادف‌هایی همچون "تنگی" و "کم‌عرضی" دارد و متضاد آن "وسیع" و "گسترده" است.

این نکات می‌توانند به شما در درک بهتر و استفاده صحیح از کلمه "ضیق" در زبان فارسی کمک کنند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در شرایط اقتصادی فعلی، بسیاری از خانواده‌ها در ضیق معیشت قرار دارند و برای تأمین نیازهای اولیه خود با چالش‌هایی مواجه‌اند.
  2. او در زمان تحصیل به دلیل بار زیاد درسی و فعالیت‌های فوق برنامه، همواره در ضیق زمان بود.
  3. در جلسه‌ای که به وضوح در ضیق تصمیم‌گیری قرار داشتیم، همکاران به دنبال راه‌حل‌هایی برای عبور از بحران بودند.

واژگان مرتبط: خشکی، تنگی، جراحت، باریک بینی، سفتی، ناشی از خست، خسیس، لئیم، تنک چشم، خشک دست، باریک، محدود، کوته فکر، دراز و باریک، چشم تنگ، محکم، سفت، کیپ، لول

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری