جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: طارق . [ رِ ] (اِخ ) ابن المرقع. تابعی است . (منتهی الارب ). راوی طارق یکی عطاء و دیگری عبداﷲ پسر طارق بود، و در صحبت او نظر است . اخشی ان یکون حدیثه فی موات الارض ُ مرسلاً. (استیعاب ص 213). او از طایقه ٔ بنی کنانة بوده ، و در حدیث میمونة، دختر «کردم »، وی را ذکری است . حدیث میمونة از اخراجات ابوداود و احمد است . میمونة گفت با پدرم در یکی از سفرهای رسول خدا که به مکه میرفت همراه بودم ، آن حضرت را دیدم در حالی که پدرم بسوی او نزدیک شد، و پیش پای اورا بگرفت . آن حضرت برای او بایستاد، و بسخن او گوش فراداد، پدرم گفت : یا رسول اﷲ، من در لشکر عثران حاضربودم که طارق بن المرقع گفت کیست که مرا نیزه ای بخشد، و پاداش آن دریابد؟ پدرم پرسید پاداش آن چه باشد؟ طارق گفت نخست دختر خود را بزنی بدو دهم . پدرم در حال نیزه ای بدو داد و پس از آن از یکدیگر جدا شدند. پس از چندی پدرم بازآمد، و گفت خانواده ٔ مرا با جهیزش تسلیم کن ، طارق سوگند یاد کرد که بعهد خود وفا نکند،مگر به کابینی تازه و نو. الی آخر الحدیث . ابونعیم گفته است که طارق بن المرقع را برخی حجازی دانسته اند و صحابی ، لیکن برای صحت این قول برهانی اقامه نشده است . چه آن کسی که دختر خود را نامزد کرد «کردم » بود که اسلام وی محقق نیست ، و اگر طارق بن المرقع مسلمان باشد، کسی دیگر و تابعی است که از صفوان بن امیة روایت می کند، و عطأبن ابی رافع هم راوی اوست . ابونعیم پس از این گفتار سیاق روایت را نقل کرده است . صاحب «الاصابة» گوید: ابن مندة بدین قول اشاره ای کرده ، لیکن هردو تن را یکی دانسته ، و گفته است که طارق بن المرقع را حدیثی است مسند از صفوان بن امیة. و نیز مؤلف «الاصابة» گوید: آنان بدون تردید دو تن میباشند، آن که صحابی است ، مردی سال خورده و دانشمندی بزرگوار است که در حجّة الوداع همراه حضرت پیغمبر صلی اﷲ علیه و آله و سلم بوده ، و آن که از صفوان بن امیة روایت دارد، ازتابعین و معدود در طبقه ٔ دوم میباشد. و در خبر کردم ، به خوبی روشن است که طارق با آن حضرت و یاران وی همسفر بوده ، چه سخن «کردم » میرساند که او میخواست در محضر آن حضرت دادخواهی کند. و ابوعمرو (صاحب الاستیعاب ) گفته است : پسر طارق بن المرقع که عبداﷲ نام داشته راوی پدر خود بوده ، و عطاء هم راوی دیگر اوست . اخشی ان یکون حدیثه فی موات الارض مرسلا. - انتهی . مؤلف «الاصابة» گوید قلت هذا هوالتابعی . (الاصابة ج 3 ص 283). 1- شب رو،
2- دزد
3- غافلگير
4- ستاره صبح tariq طارق tarık tariq tariq tariq tariq
کلمه "طارق" به عنوان یک اسم، قواعد خاصی در زبان فارسی و نگارش دارد. در زیر به برخی از این قواعد اشاره میکنم:
نقطهگذاری: در نگارش فارسی، اگر "طارق" در ابتدای جمله بیاید، باید با حرف بزرگ نوشته شود (طارق). اما اگر در وسط یا پایان جمله بیاید، با حرف کوچک نوشته میشود (طارق).
زبان ادب: در فارسی، هنگام اشاره به نام افراد، بهویژه در متون ادبی یا رسمی، ممکن است از عباراتی مانند "جناب آقای طارق" یا "خانم طارق" استفاده شود تا احترام بیشتری نشان داده شود.
تاثیر بافت: در متنهای مختلف، معنای کلمه و تأثیر آن بر جمله ممکن است تغییر کند. به عنوان مثال، اگر "طارق" نام فردی باشد، معانی خاصی میتواند به جملات بدهد.
تلفظ: در نوشتار فارسی میتوان به تلفظ صحیح کلمه توجه کرد. شکل صحیح تلفظ همراه با رکورد صحیح تاریخی یا فرهنگی میتواند مطرح شود.
اضافه و جمع: در صورتی که بخواهیم "طارق" را به شکل جمع یا اضافه ببریم، باید به قوانین مربوط به جمع و اضافه توجه کنیم. برای مثال: "طارقها" (جمع) یا "کتاب طارق" (اضافه).
توجه به این قواعد میتواند به نگارش صحیح و زیبای کلمه "طارق" کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
طارق همیشه در مراسم خانوادگی با صدای بلند میخواند و همه را شاد میکند.
طارق تصمیم گرفت که در تابستان به سفر برود و اسرار جدیدی کشف کند.
پس از ساعتها مطالعه، طارق بالاخره توانست در آزمون ورودی دانشگاه موفق شود.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر