جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: طبعی . [ طَ ] (اِخ ) قزوینی . یکی از شعرای ایران و از اهالی قزوین می باشد. وی از تلامذه ٔ حکیم شفائی اصفهانی بوده است : تنها به دیده می نتوان دادِ گریه داد چون ابر باید از همه اعضا گریستن . (قاموس الاعلام ترکی ). نصرآبادی آرد: طبعی قزوینی خوش طبع و شوخ بود. از شاگردان و مصاحبان حکیم شفائی بوده . از خواجه شاپور رنجیده قطعه ای در هجو او گفته . این است : خواجه شاپور غریبی که مدام از پی رزق صبح عیدش همه چون شام محرم باشد دست خشکیده ٔ او گر بمثل ابر شود غمزه ٔ گل همه خمیازه ٔ شبنم باشد بس که دلگیر ز همکاسه بود میشکند کاسه ای را که در او صورت آدم باشد. و هم از اوست : لذت تنگدلی باد بر آن غنچه حرام که به امداد صبا میل شکفتن دارد. شمع ما را تاب بال افشانی پروانه نیست جانفشانی در برون انجمن خواهیم کرد. گر به یاد لب او جام دهد باده فروش توبه خمیازه کشان تا در میخانه رود. نمیدهم به نگه رخصت نظاره ٔ یار درین زمانه بچشم خود اعتباری نیست . بعمر خویشتن طی کرده ام بسیار وادیها نیامد هیچ وادی بهترم از نامرادیها. و کاملای کاشی بیتی بی معنی گفته بود، [ طبعی ] در آن باب گفته است : دوش اندر سر بازار شنیدم ز کسی بیتی از کامل جاهل که شنیدن دارد از پی آنکه بخود ره ندهد معنی را حرف حرفش ز نقطسنگ بدامن دارد. (تذکره ٔ نصرآبادی ). nature, printing, publication, leaning, temper, character, addiction, naturally طبيعة، صبغة، طبع، سجية، مزاج، جوهر الشىء، شميلة، صفات الشيء، البنية الطبيعية، ضرب أو نوع doğal olarak naturellement natürlich naturalmente naturalmente طبیعت، ماهیت، سرشت، ذات، فطرت، طبع، چاپ، چاپ پارچه، باسمهزنی، انتشار، نشر، نشریه، نگارش، اشاعه، تمایل، علاقه شدید به چیزی، تمایلات، میل، انحراف، خوی، مزاج، خو، قلق، خیم، شخصیت، خاصیت، سیرت، دخشه، اعتیاد، عادت، خو گرفتگی، اعتیاد دادن
طبيعة|صبغة , طبع , سجية , مزاج , جوهر الشىء , شميلة , صفات الشيء , البنية الطبيعية , ضرب أو نوع
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "طبعی" به معنای طبیعی یا مربوط به طبع و خواص فردی است. در نگارش و استفاده از این کلمه، توجه به چند نکته مهم است:
استفاده و معنای کلمه:
"طبعی" صفتی است که برای توصیف یک ویژگی یا حالت استفاده میشود. به عنوان مثال: "او طبعی راحتطلب دارد".
تطابق با نام:
در صورتی که "طبعی" به عنوان صفت در کنار اسم استفاده شود، باید با آن اسم از نظر جنس (مؤنث یا مذکر) و تعداد (مفرد یا جمع) سازگار باشد. مانند: "وی طبعی خلاق دارد" یا "آنها طبعی حساس دارند".
نقطهگذاری:
در جملاتی که از کلمه "طبعی" استفاده میشود، باید به قواعد نقطهگذاری توجه شود؛ مثلاً اگر بعد از آن جملهای دیگر بیاید، باید از علامت نگارشی مناسب استفاده کنید.
جایگاه در جمله:
"طبعی" میتواند در جایگاههای مختلفی از جمله قرار گیرد، اما معمولاً به عنوان صفت در کنار اسم میآید.
تبدیل به دیگر شکلها:
میتوان به اشکال مختلفی از این صفت (مانند "طبع" یا "طبعیت") نیز اشاره کرد، که هر کدام معنای خاص خود را دارند.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "طبعی" به درستی و بهطور مؤثر در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
طبعی دوستانه و صمیمی او باعث شده است که همه به راحتی به او اعتماد کنند.
طبعی هنری او در طراحیهای خلاقانه و منحصر به فردش نمایان است.
با وجود طبعی خشن و سختگیرش، دل او برای کمک به دیگران نرم است.