جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: طبله . [ طَ ل َ ] (ع اِ) طبلة. صندوقچه ٔ کوچک . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). || سله ٔ عطار. بویدان : جونه ؛ طبل عطار. بیله ، باله ؛ طبله ٔ عطار. قَسمة وقِسمة؛ طبله ٔ عطار. عتید؛ طبله یا حقه که در آن خوشبوی نهند. طبله ٔ مشک ؛ لطیمه ٔ مشک . ربعه ٔ عطار. دُرج ؛دوکدان و طبله ٔ زنان که در وی بوی خوش نهند. شریط؛ طبله ٔ زنان که در وی بوی خوش نهند. صونه ؛ طبله ای که در آن خوشبوی نگاه دارند. (منتهی الارب ) : زین چو شود باغ طبله ٔ عطار زآن شود راغ تخته ٔ بزاز. مسعودسعد. هر آن چشمی که عشق از طبله ٔ خود سرمه ای دادش سر آن تاجوربیند که بر خاکش قدم سازد. سنائی . روی پرآژنگشان ازاشک خون مست آنچنانک در میان طبله ٔ شنگرف پشت سوسمار. سنائی . ای رنگ رخت گونه ٔ گلزار شکسته یک موی تو صد طبله ٔ عطار شکسته . سوزنی . به طبله های عقاقیر میر ابوالحارث به میلهای بواسیر میر ابوالخطاب . خاقانی . نیاساید مشام از طبله ٔ عود بر آتش نِه که چون عنبر ببوید. سعدی . دانا چو طبله ٔ عطار است ، خاموش و هنرنمای . (گلستان ). || طبله ٔ بازیاری . چیزی است از مو بافته که قوشچیان بر دست دارند،چون آنرا مقابل باز بپرواز آمده حرکت دهند، باز بازآید و بر دست جای گیرد. (آنندراج ) : آخر آن ترک شکارافکن به دام ما نشد طبله از بال پری بستیم و رام ما نشد. سیدحسین جرأت بن سیدعلی سبزواری . || قسمی طبل در بنگاله . - شکم طبله کردن ؛ کنایه از شکم بارگی کردن . پر خوردن . طفیلی شدن : اگر خودپرستی شکم طبله کن دَرِ خانه ٔ این و آن قبله کن . سعدی . 1- بويدان، جونه
2- حقه، درج، صندوقچه
3- طبق
4- طبل، طبلك
5- شكم بارگي، برآمدگي
6- اندود ورآمده، اندودجداشده از ديوار يا سقف little drum, small tray, tabor, the drum طبل صغير davul la batterie die trommel el tambor il tamburo تنبور، دمبک، تبیره
کلمه "طبله" در زبان فارسی به معانی مختلفی استفاده میشود، از جمله به عنوان نام یکی از ابزارهای موسیقی (نوعی ساز کوبهای) یا به معنای پف کردن یا بزرگ شدن. در ارائهی قواعد نگارشی و نوشتاری مرتبط با این کلمه، توجه به موارد زیر مفید است:
تلفظ و نوشتار: "طبله" به طور صحیح و بدون خطا نوشته شود. توجه به نکات املایی و نگارشی در متون رسمی اهمیت زیادی دارد.
علامات نگارشی:
اگر "طبله" در میان جمله به کار میرود، باید به قوانین نکتگذاری توجه شود. مثلاً: "او به صدای طبله گوش میدهد."
در جملاتی که "طبله" به عنوان نام خاص استفاده میشود، میتوان از ویرگول برای تفکیک استفاده کرد. مثلاً: "به جشن موسیقی، طبله، سازهای دیگر و آوازها توجه داشت."
نشانههای جمع: اگر بخواهیم به چندین طبله اشاره کنیم، باید از «-ها» در پایان کلمه استفاده کنیم: "طبلهها".
نقش دستوری: این کلمه میتواند به عنوان اسم در جملات مختلف به کار برود و در ساختار جمله به عنوان مفعول یا فاعل استفاده شود. مثلاً: "طبله با صدای زیبا و دلنشین نواخته میشود."
استفاده در متنهای ادبی: اگر "طبله" در شعر یا نثر ادبی به کار رود، میتوان آن را با توصیفات مختلف همراه کرد تا زیبایی متن افزایش یابد. مثلاً: "صدای طبله در دل شب، چون نغمهای سحرآمیز به گوش میرسید."
توجه به این نکات میتواند به بهبود نگارش و بیان صحیح کلمه "طبله" کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در جشن عروسی، صدای طبله بر فضای شادی حاکم شد و همه را به رقص و شادی دعوت کرد.
طبلههای قدیمی در موزه، نشاندهندهی هنر و فرهنگ غنی منطقه بودند.
او با مهارت خاصی به نواختن طبله پرداخت و دل همه را با موسیقیاش شاد کرد.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر