جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×

tarh

طرح

معنی: طرح . [ طَ ] (ع مص ) انداختن : طرحه و طرح به ؛ انداخت او را. دور گردانیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بیوکندن . (زوزنی ). افکندن . بیرون انداختن . نبذ. ترک . واگذاشتن . بگذاشتن . گذاشتن . بینداختن . || گستردن . انداختن . پهن کردن . کناره گرفتن از کاری . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) : و خواجه سخت بزرگ بودی در روزگار، اکنون خواجگی طرح شده است و این ترتیب گذشته است . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 353). || فروختن جنسی بزور به رعایا. (غیاث اللغات و آنندراج هر دو از چراغ هدایت ). رسمی است مقرر که حکام ظالم جنس خود را قیمت افزوده به رعایا و زیردستان دهند. (غیاث اللغات و آنندراج هر دو از خیابان ). نام نوعی خراج که در پیش از قراء میگرفته اند. (مرآت البلدان ج 1ص 337) : بسیار بره و مرغ بر خوان نهادی ، چندانکه کسی از حشم نتوانستی خورد تا شاگردان مطبخ به بازار بردندی و به طرح بفروختندی ، چنانکه هرچه به دیناری خریده بودی به درمی به بازار بفروختندی . (تاریخ سیستان ). ظالمی را حکایت کنند که هیزم درویشان خریدی به حیف و توانگران را دادی به طرح . (گلستان ). || انداختن حروف معجم یا مهمل است از شعر یا انشا به حیثیتی که آن حروف اصلاً در کلام نیاید و این سه قسم است : یکی معطل ، و آن عطلت شعر و نثر است از حروف معجم به حیثیت مذکور. مثال از کلام میرزا بیدل :
علمها محو در اطوار رسوم
حاصل مردم عالم معلوم
همه را درس سلوک اطوار
کوک در درک حصول اسرار.
مثال نثر: «موارد الکلام سواطع الالهام » فیضی فیاضی است که نهایت شهرت دارد، و به از آن این صنعت دیگری را نداده اند. دوم منقوطه ، مقابل معطل که قاطبةً الفاظ منقوطه در کلام آید و غیرمنقوطه اصلاً در کلام نباشد و این صنعت مشکلترین صنایع است . مثالش در نظم از میرزا بیدل :
بجنبش تیغزن چین جبینش
غضب پشتی نشین نقش چینش .
سوم ترک حرفی از حروف تهجی خواه معجم خواه مهمل . مثالش چند بیت از قطعه ٔ سلمان ساوجی که به حذف الف انشاء کرده :
صنعت صدر مسند دستور
میبرد زینت بهشت برین
میکند بخششت به بذل درم
همچو روی سپهر پشت زمین
شد ز روی تو پشت شرع قوی
شد به عدل تو حبل ملک متین .
(از آنندراج ).
|| نزد محاسبان اطلاق میشود بر افکندن عدد کمتر نوبتی بعد از دیگری از عدد اکثر، چنانکه از اصطلاحات محاسبان مستفاد میگردد. (کشاف اصطلاحات الفنون ). افکندن عددی از دیگری ، اگر عدد 22 را چهار بار پنج پنج طرح کنی ، دو ماند. || قائم کردن بنای مکان . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). || (اِ) انگاره . || شالوده . گرده . بیرنگ . اختطاط. نشان بنا برکشیدن . (زوزنی ). نمونه ٔ عمارت نو. || نقاشی . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). || و بمعنی صورت و پیکر مجاز است و با لفظ نگاشتن و زدن و افکندن و انداختن و افشاندن و ریختن و کشیدن و کردن مستعمل . (آنندراج ) :
نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود
زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت .
حافظ (دیوان چ قزوینی ص 13).
بهار آنقدر بوستان طرح کرد
که نتوان چو اقسام گل شرح کرد.
ملا طغرا.
زمان گرچه بس طرح مجلس کشید
به ترتیب بزم تو بزمی ندید.
ظهوری .
خون ارباب وفا از خنجر بیداد ریز
خاکها گِل کن به خون ، طرح بنای داد ریز.
ظهوری .
در سینه طرح خلوت رازش فکنده ایم
فرش نیاز در ره نازش فکنده ایم .
طالب آملی .
طرح خورشید رخت تا زده بر لوح وجود
چهره پرداز جهان بر سر ایجاد نرفت .
طالب آملی .
ای خوش آن شب که بر سر کویش
طرح آه و فغان بیفشانی .
طالب آملی (از آنندراج ).
|| سرباری ؛ در تداول بقالان که هنگام خریدن کالا و خواربار از کشاورزان مقداری اضافه بر کالای وزن شده بر آن می افزایند. صاحب معالم القربه آرد: و اما الکیالون فلاخیر فیهم لاسیما فی هذا الزمان فان اکثرهم یکتال ما یقبضه زایداً و یسمی عندهم الغزر و الطرح . (معالم القربة ص 86). || مدد. نام فوجی است ورای میمنه و میسره و آن امداد و اعانت جمیع افواج است تا بهر فوجی که غنیم زور آورد به مدد برسد، از کتب تواریخ معلوم شد و سند آن در «شرباشران » گذشت . (آنندراج ).
- طرح دو کس با (به ) هم افتادن ؛ کنایه از موافقت و دمسازی :
من این مرقع الوان بیفکنم روزی
که طرح رندی و تقوی به هم نمی افتد.
نظیری نیشابوری (از آنندراج ).
- طرح ِ روی آب ؛ کنایه از نقش بی ثبات . (آنندراج ).
- طرح سینه دادن ؛ کنایه از سینه واکردن :
مطلب بجز شکستن بازار ماه نیست
خوبان که طرح سینه به مهتاب داده اند.
سیدحسین خالص (از آنندراج ).
- طرح قانون ؛ نوعی از اتوکشی که خطوط اتو مثل تار قانون دراز و بهم پیوسته باشد :
میان نغمه سنجان راز دل از پرده میگویم
فغان چون تار دارم از قبای طرح قانونش .
مفید بلخی (از آنندراج ).
|| پیشنهاد جمعی از نمایندگان به مجلسین (شوری و سنا) (آنچه را دولت پیشنهاد کند اصطلاحاً لایحه می گویند).
- طرح کلامی ، یا طرح مسئله ای ، یا طرح کردن مسئله ای را ؛ به میان درافکندن سخنی یا مسئله ای را.
... ادامه
932 | 0
مترادف: 1- الگو، مدل 2- انگار، نگاره 3- گرده 4- نقاشي، نقش، نقشه 5- نمودار 6- شكل، تصوير 7- زمينه، قالب 8- پروژه 9- پيشنهاد 10- برنامه 11- كشيدن، نقاشي كردن 12- مطرح كردن، ارائه كردن، ارائه دادن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی]
مختصات: (طَ) [ ع . ]
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 217
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
عربی
خطة | برنامج , مشروع , خريطة , هدف , غاية , رسم فني , خطط , وضع خطة , رسم خطة , نظم , صمم , أعد , اعتزم , نوى , يخطط
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "طرح" در زبان فارسی می‌تواند معانی و کاربردهای مختلفی داشته باشد و برای استفاده صحیح از آن در جملات، رعایت چند نکته نگارشی و قواعدی الزامی است:

  1. تعریف و معانی:

    • "طرح" به معنی نقشه، برنامه یا ایده‌ای برای اجرای یک پروژه.
    • به معنای طراحی یا طراحی‌های هنری نیز به کار می‌رود.
  2. جمله‌سازی:

    • "او طرحی جدید برای فروش محصولاتش ارائه داد."
    • "این طرح به منظور بهبود کیفیت آموزش طراحی شده است."
  3. نگارش صحیح:

    • کلمه "طرح" در جمله به صورت جدا و بدون هیچ گونه تکیه اضافی نوشته می‌شود.
    • اگر در جمله‌ای با حروف اضافه استفاده شود، لازم است به قواعد آن توجه شود. مثلاً: "طرح برای بهبود وضعیت اقتصادی کشور" (و نه "طرح برای بهبود از وضعیت اقتصادی کشور").
  4. ترکیبات:

    • این کلمه معمولاً با دیگر واژه‌ها ترکیب می‌شود. مثل: "طرح تجاری"، "طرح پژوهشی"، "طرح توسعه" و غیره.
  5. قید و صفت:

    • توجه به قید و صفت‌هایی که ممکن است همراه آن بیایند. برای مثال: "طرح جامع"، "طرح کوتاه‌مدت"، "طرح بلندمدت".
  6. نگارش رسمی:
    • در نگارش رسمی، باید توجه داشت که از زبان ساده و بی‌پرده استفاده شود تا مفهوم به وضوح منتقل گردد.

با رعایت این نکات می‌توان به درستی از کلمه "طرح" در متون فارسی استفاده کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. طرح جدید معماری ساختمان، به زیبایی و کارایی آن افزوده است.
  2. تیم مدیریت، طرحی برای بهبود عملکرد سازمان ارائه کرده است.
  3. در جلسه امروز، طرح توسعه کسب‌وکار برای سال آینده بررسی خواهد شد.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری