جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: طلسم . [ طِ ل ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ بخش کرند شهرستان شاه آباد. در یک هزارگزی جنوب خاوری کرند و 5هزارگزی جنوب شوسه ٔ شاه آباد. دشت و سردسیر با 170 تن سکنه . آب آن از چشمه و رودخانه ٔ کرند. محصول آنجا غلات و حبوبات و چغندرقند و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . تابستان از طریق علی آباد میتوان بدانجا اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5). 1-صفت افسون، تعويذ، جادو، سحر، نيرنگ
2- جادوشده، سحرشده، افسون شده talisman, spell, fetish, mascot, charm, amulet, joss, incantation, juju, bewitchment, cantrip, Mumbo Jumbo, obeah, phylactery hece le sortilège der zauber el hechizo l'incantesimo تعویذ، جادوگرانه، افسون، دوره، حمله، جذابیت، صنم، بت، چیز خوش یمن، نظر قربانی، فریبندگی، دلربایی، حرز، سنگ طلسم، بت چینی، افسون گری، افسون خوانی، فریفتگی، فریب، خرافات، ورد، سخنان نامفهوم، پیشانی بند وباز وبند
کلمه "طلسم" در زبان فارسی معانی و کاربردهای مختلفی دارد. در ادامه به قواعد و نکات نگارشی مربوط به این کلمه اشاره میکنم:
املا: کلمه "طلسم" به صورت صحیح همانطور که نوشته شده است، مردمک دارد و باید بدون تغییر در املای آن نوشته شود.
گستره معنایی: "طلسم" به معنای شیء یا نوشتهای است که بهعنوان جایگاه یا وسیلهای برای جلب توجه و قدرتهای خاص در نظر گرفته میشود. در فرهنگ عامه، به کارهای جادوگری و خرافی مرتبط میشود.
جنس و شمار: "طلسم" به عنوان یک اسم مذکر است و جمع آن "طلسمها" نوشته میشود.
نکات نگارشی:
در نوشتار رسمی، از گنجاندن کلمات و عبارات مرتبط با عواطف و احساسات شخصی در کنار کلمات فرمولی مانند "طلسم" پرهیز شود.
استفاده از علامتگذاری مناسب در جملاتی که این کلمه به کار میرود، ضروری است. برای مثال: "او یک طلسم قدیمی پیدا کرد."
پیشوند و پسوند: میتوان با افزودن پسوندها یا پیشوندها، کلماتی مانند "طلسمگذاری"، "طلسمشکن" و... ساخت.
جایگاه در جمله: "طلسم" معمولاً به عنوان اسم در جمله به کار میرود و میتواند فاعل، مفعول یا مضاف إليه باشد.
مثال:
"طلسمی که در باغ پیدا کردیم، بسیار قدیمی بود."
"او به دنبال شکستن طلسمهای بدشانسیاش است."
با رعایت این نکات، میتوان کلمه "طلسم" را به درستی در نوشتار و گفتوگو به کار برد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در افسانهها، طلسمی وجود دارد که قدرتهای جادویی خاصی را به دارندهاش میبخشد.
دخترک تصمیم گرفت تا طلسم را بشکند و از چنگال خرافات رهایی یابد.
در شب تاریک، صداهایی از عمق جنگل به گوش میرسید که به نظر میرسید تحت تأثیر یک طلسم قدیمی بودند.