شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

zāher
apparent  |

ظاهر

معنی: ظاهر. [ هَِ ] (اِخ ) غازی غیاث الدین بن سلطان صلاح الدین یوسف بن ایوب ، ملقب به الملک الظاهر و مکنی به ابوالفتح و ابومنصور. از ملوک دولت ایوبیان حلب . مولد او به نیمه ٔ رمضان سال 568 هَ . ق . یعنی یک سال پس از استیلای صلاح الدین بر مصر، در قاهره بود. و در سال 582 به جای عم خود حکومت حلب یافت و سی ویک سال با کمال عدالت حکم راند. وی مردی محتاط و باهیبت و واقف بر احوال رعایا و عالی الهمة و سائس و باتدبیر بود و علما و دانشمندان را دوست میداشت و شعرا را مینواخت . از سرعت ادراک او نوادری نقل کنند از آنجمله : وقتی به عرض لشکر نشسته بود و صاحب دیوان عرض برابر وی ایستاده و نام سپاهیان یکایک می پرسید تا منزل آنان مقرر کند، در این میان مردی به حضور آمد، وقتی نامش پرسیدند، بر زمین افتاد و بوسه بر خاک داد. صاحب دیوان و حاضرین مراد وی درنیافتند و سؤال خویش تکرارکردند. ملک ظاهر به حدت قریحه به جای آورد و گفت نام وی غازی است و چون از مرد سپاهی پرسیدند معلوم گشت همچنان است که ظاهر گفت و مرد رعایت ادب را از ذکر نام خویش که موافق نام ملک بوده خودداری کرده است .
ظاهر در سال 613 در حلب وفات کرد و پسر اوملک عزیز جانشین وی گردید. او را نخست درون قلعه دفن کردند، سپس طغرل بیک خادم شهاب الدین ، اتابیک ملک عزیز مدرسه ای در پای قلعه بنا نهاد و جسد او را بدانجانقل کرد. و رجوع به وفیات الاعیان چ تهران ج 1 ص 438 والاعلام زرکلی چ مصر ج 2 ص 757 و قاموس الاعلام ترکی شود.
... ادامه
406 | 0
مترادف: 1- آشكار، آشكارا، برملا، پديد، پيدا، جلوه گر، علني، عيان، محسوس، مرئي، مشهود، معلوم، نمايان، نمودار، واضح، هويدا 2- هيئت
متضاد: باطن، پنهان، نهان
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی، مقابلِ باطن]
مختصات: (هِ) [ ع . ] (اِفا. ص .)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: zAher
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1106
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
apparent | outward , external , exterior , outside , manifest , evident , discernible , obvious , conspicuous , clear , noticeable , observable , ostensive , confessed , evidential , patent , flat-out , appearance , look , form , figure , sensation
ترکی
dış görünüş
فرانسوی
apparence
آلمانی
aussehen
اسپانیایی
apariencia
ایتالیایی
aspetto
عربی
ظاهر | ظاهري , جلي , مرئي , واضح
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "ظاهر" در زبان فارسی به معنای نمای خارجی یا ویژگی‌های قابل مشاهده یک چیز به کار می‌رود. در نگارش این کلمه و استفاده از آن، موارد زیر می‌تواند مفید باشد:

  1. نگارش صحیح: کلمه "ظاهر" به صورت "ظاهِر" نوشته می‌شود و حروف آن به درستی استفاده شده‌اند.

  2. جمع: جمع این کلمه "ظاهرها" یا "ظواهر" است که بسته به مفهوم جمله ممکن است مورد استفاده قرار گیرد.

  3. نقش گرامری: "ظاهر" می‌تواند به عنوان اسم در جملات مختلف به کار رود. به عنوان مثال:

    • او در نخستین ملاقات خود، ظاهری بسیار آراسته داشت.
    • ظواهر زندگی مدرن گاهی می‌تواند گمراه‌کننده باشد.
  4. اضافه: این کلمه را می‌توان در ساختار اضافه به کار برد، مانند "ظاهر کتاب" یا "ظاهر انسان".

  5. نکات نگارشی: در نگارش متون، باید به نوع و نحوه استفاده از این کلمه توجه کرد تا بافت جمله به هم نریزد و معنا به درستی منتقل شود.

  6. هم‌خانواده‌ها: کلمات هم‌خانواده با "ظاهر" شامل "ظاهر شدن"، "ظاهر سازی" و "ظاهرسازی" هستند که به معانی مختلف مرتبط با مفهوم حقایق و نمای بیرونی اشاره دارند.

با رعایت این نکات می‌توانید در نگارش و بیان خود از کلمه "ظاهر" به درستی استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. ظاهر یک شخص می‌تواند تأثیر زیادی بر روی اولین برداشت دیگران بگذارد.
  2. او همیشه به ظاهر خود اهمیت می‌دهد و سعی می‌کند به روز باشد.
  3. ظاهر طبیعی این باغ به زیبایی آن افزوده و حس آرامش را منتقل می‌کند.

واژگان مرتبط: مسلم، اشکار، پیدا، واری مسلم، ظاهری، بیرونی، خارجی، خارج، بیرون، واقع در سطح خارجی، برونی، بارز، فاش، ساطع، بدیهی، مفهوم، سلیس، هویدا، انگشت نما، پدیدار، توی چشم خور، صاف، شفاف، صریح، قابل توجه، برجسته، قابل ملاحضه، قابل مشاهده، قابل مراعات، قابل گفتن، تظاهر امیز، مدرکی، شهادتی، امتیازی، دارای حق امتیاز، گشاده، ازاد، ظهور، پیدایش، نمایش، ظواهر، نمود، عین، نگاه، نظر، قیافه، فرم، شکل، صورت، فورم، گونه، رقم، عدد، پیکر، احساس، حس، شور، تاثیر

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری