شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

zolam
oppression  |

ظلم

معنی: ظلم . [ ظُ] (ع اِمص ) به ناجایگاه نهادن چیزی را. وضع شیئی درغیر موضع خود. ستم . بیداد. ستم کردن . ستمگری . بیدادی . بیدادگری . جور. جفا. عسف . اعتساف . حیف . بغی . ضیم .عدوان . آزار. زور. مظلمه . کفر. ج ، ظلام :
در صفات تو ظلم نتوان گفت
با سگی در جوال نتوان خفت .
سنائی .
هر کجا عدل روی بنموده ست
نعمت اندر جهان بیفزوده ست
هر کجا ظلم رخت افکنده ست
مملکت را ز بیخ برکنده ست .
سنائی .
ظلم از هرکه هست نیک بدست
وانکه او ظالم است نیک بدست .
سنائی .
من از ظلم او بیزارم . (کلیله و دمنه ). و به رعیت ظلمی روا ندارد. (کلیله و دمنه ). ملکا اگرمیدانی که شوی بر من ظلم کرد... تو به فضل خویش ببخشای . (کلیله و دمنه ).
نهاد بد نپسندد خدای نیکوکار
امیر خفته و مردم ز ظلم او بیدار.
سعدی .
ظلم تاریک و دل سیه کندت
عدل رخشنده تر ز مه کندت .
اوحدی .
|| عبادت غیر خدای . || صاحب کشاف اصطلاحات الفنون گوید: ظُلم بالضم و الفتح و سکون اللام ، لغة وضعالشی ٔ فی غیر محله و فی الشریعة عبارة عن التعدی عن الحق الی الباطل و هو الجور و قیل هو التصرف فی ملک الغیر و مجاوزة الحد. کذا فی الجرجانی . و هو مستحیل علی اﷲ تعالی اذ هو التصرف فی حق الغیر بغیر حق أومجاوزة الحد. و کلاهما محال اذ لا ملک و لا حق لاحد معه بل هو الذی خلق المالکین و املاکهم و تفضل علیهم بهاو عهد لهم الحدود و حرم و احل فلا حاکم یتعقبه و لا حق یترتب علیه . و ما ذکر من استحالة الظلم علیه تعالی هو قول الجمهور. و قیل بل هو متصور منه لکنه لایفعله عدلاً منه و تنزهاً عنه ، لأنّه تعالی تمدح بنفیه فی قوله : و ما انا بظلام للعبید. (قرآن 29/50). و الحکیم لایتمدح الا بما یصح منه . فان الاعمی لو تمدح نفسه بانه لاینظر الی المحرمات ، استهزی ٔ به . و هذا غیر سدید. لما تقرر ان حقیقة الظلم وضع الشی ٔ فی غیر محله بالتصرف فی ملک الغیر أو مجاوزة الحد و مع النظر بهذا یجزم کل من له ادنی لُب ّ باستحالته علیه سبحانه اذ لایتعقل وقوع شی ٔ من تصرفه فی غیر محله . و کان مدعی تصوره منه سبحانه یفسره بما هو ظلم عند العقل لو خلی و نفسه من حیث عدم مطابقته لقضیة. فحینئذ یکون لکلامه نوع احتمال بخلاف ما اذا فسره بالاول . فان دعوی تصوره منه سبحانه فی غایة. و یجاب عن التمدح المذکور بان هذا خارج عن قضیة الخطاب العادی ، المقصود به زجر عباده عنه و اعلامهم بامتناعه علیهم بالاولی فهو علی حدّ «لئن اشرکت لیحطبن عملک ». (قرآن 65/39). و هذا فن بلیغلاینکره الا کل جامدالطبع. فامتنع القیاس علی قول الاعمی . کذا ذکر ابن الحجر فی شرح الاربعین للنووی فی الحدیث الرابع و العشرین . و فی التفسیر الکبیر قالت المعتزلة ان قوله تعالی : ان اﷲ لایظلم مثقال ذرّة... الاَّیة (قرآن 40/4)، دال علی ان العبد یستحق الثواب علی طاعته و انه تعالی لو لم یثبه لکان ظالماً. و الجواب انه تعالی لما وعدهم الثواب علی تلک الافعال فلو لم یثبهم علیها لکان ذلک فی صورة الظلم فلهذا اطلق علیه اسم الظلم - انتهی .
- امثال :
ظلم امروز ظلمت فرداست .
ظلم به تساوی عدل است ؛ یعنی : المصیبة اذا عمت طابت .
ظلم ظالم بر سر اولاد ظالم میرود .
ظلم عاقبت ندارد .
... ادامه
783 | 0
مترادف: آزار، اجحاف، اعتساف، بغي، بيدادگري، بيداد، تطاول، تعدي، جبر، جفا، جفا، جور، ستم، ستمگري، غدر، مظلمه
متضاد: مهر
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی، جمعِ ظُلْمَة و ظُلُمَة] [قدیمی]
مختصات: (ظُ لَ) [ ع . ] (اِ.)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: zolm
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 970
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
oppression | injustice , cruelty , tyranny , rigour
ترکی
baskı
فرانسوی
oppression
آلمانی
unterdrückung
اسپانیایی
opresión
ایتالیایی
oppressione
عربی
اضطهاد | ظلم , طغيان , جور , ضيق , غم , عمل ظالم , ضيق صدر , إحساس بالظلم , إرهاق , القمع
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "ظلم" در زبان فارسی به معنای ستم و بی‌عدالتی است. در نگارش و استفاده از این کلمه، برخی نکات قواعدی و نگارشی وجود دارد که می‌توانید به آن‌ها توجه کنید:

  1. املاء: کلمه "ظلم" به همین ترتیب نوشته می‌شود و باید از نادرست نوشتن آن پرهیز شود (مثلاً "زلم" یا "ظلم").

  2. معنی و مفهوم: در استفاده از کلمه "ظلم"، توجه به معانی مختلف آن و سیاق آن در جمله مهم است. می‌توانید آن را در زمینه‌های مختلفی مانند ظلم اجتماعی، ظلم سیاسی، یا ظلم خانوادگی به کار ببرید.

  3. هم‌نشینی‌ها: این کلمه معمولاً با واژه‌های دیگری چون "ستم"، "بی‌عدالتی"، "فشار"، و "ایجاد" همراه می‌شود. به عنوان مثال: "ظلم و ستم"، "ظلم بر مردم"، و ...

  4. ایجابی و سلبی: ممکن است برای بیان مفهوم ظلم از جملات سلبی (نفی) استفاده شود. به طور مثال: "نباید به هیچ‌کس ظلم کرد."

  5. نشانه‌های نگارشی: در جملاتی که حاوی کلمه "ظلم" هستند، رعایت نشانه‌های نگارشی مانند ویرگول، نقطه و علامت سوال اهمیت دارد. برای مثال: "آیا ظلم در جامعه ما وجود دارد؟"

  6. تأکید و تکرار: در برخی موارد، برای تأکید بر مفهوم ظلم، ممکن است بخواهید این کلمه را تکرار کنید یا با افعال مختلف ترکیب کنید. به عنوان مثال: "او در حق همسایگانش ظلم کرد. این ظلم قابل قبول نیست."

با رعایت این نکات، می‌توانید از کلمه "ظلم" به درستی و به طور مؤثر در نگارش‌های خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. ظلم یک واقعیت تلخ است که تاریخ بشریت را تحت تأثیر قرار داده است.
  2. نباید در مقابل ظلم سکوت کرد و باید صدای مظلومان باشیم.
  3. بسیاری از ادبیات و هنرها به موضوع ظلم و مبارزه با آن پرداخته‌اند.

واژگان مرتبط: فشار، بیداد، تعدی، بی عدالتی، بی انصافی، ستمگری، خشونت، حکومت استبدادی، حکومت ستمگرانه، سخت گیری، دقت زیاد، سختی، تندی

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری