جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: عارضی . [ رِ ] (اِخ ) قمی . صادقی کتابدار نویسد: شاعرپیشه است و به اردوی معلا رفت و آمد داشت طبع خوبی دارد و شعرش چنین است : یک شب نشد که درغم عشقت ز چشم و دل خونابها نیامد و سیلاب ها نرفت . (مجمع الخواص ص 309). accidental, incidental, adventitious, casual, essential, not substantial, temporary عرضي، مصادفة، غير مقصود، غير جوهري، اتفاقي، عرض صفة غير جوهرية، علامة التحويل الموسيقي geçici temporaire vorübergehend temporario temporaneo تصادفی، اتفاقی، عرضی، غیر مترقبه، غیر اساسی، ضمنی، اکتسابی، الحاقی، غیر موروثی، غیر جدی، ضروری، اساسی، اصلی، ذاتی، واجب