جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: عبور. [ ع َ ](اِخ ) نام ستاره ای است که بعد از جوزا درآید. (غیاث اللغات ). شعری عبور؛ یکی از دو شعری و آن سپس جوزاست . آن را عبور نامند چون از حجره گذرد. (اقرب الموارد). نام ستاره ای که بعد جوزا درآید. (منتهی الارب ). 1- تردد، گذار، گذر
2- ردشدن، گذشتن
3- مرور passing, pass, transmission, crossing, transit, passage, transition, ferry, passageway, outlet اجتياز، مرور، موت، تجاوز، اختفاء، هروب، فوات، جريان، متجاوز، عابر، مار، عرضي، بالصدفة، وقتي، بلا توقف، بإفراط geçit traversée kreuzung cruce attraversamento مرگ، گذرنده، گذرگاه، رد، راه، گدوک، انتقال، ارسال، مخابره، سرایت، فرا فرستی، معبر، محل تقاطع، عبورجاده، دو راهه، عبور و مرور، راه عبور، حق العبور، پاساژ، تصویب، قطعه، تحول، برزخ، مرحله تغییر، جسر، راهرو، غلام گردش، محل عبور، پریز، روزنه، مخرج، مجرای خروج، بازار فروش
اجتياز|مرور , موت , تجاوز , اختفاء , هروب , فوات , جريان , متجاوز , عابر , مار , عرضي , بالصدفة , وقتي , بلا توقف , بإفراط
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه عبور (یا پسوورد) در فارسی معمولاً به معنای مجموعهای از حروف، اعداد و نشانهها است که برای دسترسی به یک سیستم، حساب کاربری و یا اطلاعات خاص استفاده میشود. برای نوشتن و استفاده از این کلمه در متنهای فارسی، میتوان به نکات زیر توجه کرد:
نوشتار صحیح:
در زبان فارسی، به صورت رایج از عبارت "کلمه عبور" استفاده میشود. شما میتوانید این عبارت را به صورت رسمی یا غیررسمی به کار ببرید.
قواعد نگارشی:
"کلمه عبور" باید با حرف کوچک در ابتدای آن نوشته شود، مگر اینکه در ابتدای جمله قرار گیرد.
در متون رسمی و فنی، حتماً باید از علائم نگارشی بهدرستی استفاده کرد. به عنوان مثال، در جملات توصیفی میتوان از نقطه، ویرگول و سایر علامتها استفاده کرد.
استفاده در جملات:
این کلمه معمولاً به عنوان یک اسم استفاده میشود. برای مثال: "لطفاً کلمه عبور خود را وارد کنید."
در متنهای ایمنسازی اطلاعات، میتوانید تاکید کنید که کلمه عبور باید شامل کاراکترهای خاص، حروف بزرگ و کوچک و اعداد باشد.
تنوع در نگارش:
میتوان به جای "کلمه عبور" از واژههای مشابه و رایج دیگر مانند "پسورد" نیز استفاده کرد، اما توجه داشته باشید که "کلمه عبور" رسمیتر و از نظر نگارشی صحیحتر است.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه عبور به درستی و به طور مؤثر در نوشتههای خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
او در حین عبور از خیابان، به ناگهان ماشین را دید که به سمتش میآید.
عبور از پل قدیمی در دل شب، تجربهای هیجانانگیز و ترسناک بود.
به دلیل بارش باران شدید، عبور از جادههای کوهستانی سخت و خطرناک شده بود.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: مرگ، گذرنده، گذرگاه، رد، راه، گدوک، انتقال، ارسال، مخابره، سرایت، فرا فرستی، معبر، محل تقاطع، عبورجاده، دو راهه، عبور و مرور، راه عبور، حق العبور، پاساژ، تصویب، قطعه، تحول، برزخ، مرحله تغییر، جسر، راهرو، غلام گردش، محل عبور، پریز، روزنه، مخرج، مجرای خروج، بازار فروش