جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: آماج . (اِ) خاک توده کرده که نشان تیر بر آن نصب کنند. آماجگاه : گر موی بر آماج نهی موی بدوزی وین از گهر آموخته ای تو نه بتلقین . فرخی . چنان چون سوزن از وَشّی ّ و آب روشن از توزی ز طوسی بیل بگذاری به آماج اندرون بیله . فرخی . چو تیر انداختی در روی دشمن حذر کن کاندر آماجش نشستی . سعدی . || توسعاً، نشان . نشانه . غرض . هدف . (دهار). || پرتاب . تیر پرتاب . تیررَس . بیست و چهار یک ِ فرسنگ . قریب پانصد قدم : آماج تو از بُست بود تا به سپنج آب پرتاب تو از بلخ بود تا بفلسطین . فرخی . ستاده قیصر و خاقان و فغفور یک آماج از بساط پیشگه دور. نظامی . || آهن گاوآهن که در زمین فروشود و شیار کند. || مجموع آهن جفت . سپار. گاوآهن : جفت الفدّان ؛ ساخت آماج کشاورز. (منتهی الارب ) : برکند تیر تو زآنسان خاک در آماجگاه برزگر برکنده پنداری به آماج و کلند. سوزنی . خواجه بهیبت در او نظر کردند، افتاد و سر او چون آماج در زمین می رفت و سر و گردن او در خاک پوشیده گشت . (انیس الطالبین بخاری ). تیر؛ یوع آماج . (صراح ). || اوماج . (مؤید). 1- آماجگاه، تير، تيررس، مقصد، نشان، نشانه، هدف
2- پرتاب، تيررس target, purpose الهدف، هدف، علامة التصويب، إشارة قرصية، لوحة التصويب، الدريئة حلقة لتعليم الرماية amaç but zweck objetivo scopo نشانگاه، تیر نشانه، شبح
الهدف|هدف , علامة التصويب , إشارة قرصية , لوحة التصويب , الدريئة حلقة لتعليم الرماية
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "آماج" در زبان فارسی به معنای هدف یا مقصود است و در متون مختلف کاربردهای متنوعی دارد. در اینجا به برخی از قواعد نگارشی و استفاده از این کلمه اشاره میکنم:
نحوه نوشتار: این کلمه به صورت "آماج" نوشته میشود و ممکن است نیاز به استفاده از نکات نگارشی مانند ویرگول یا نقطهگذاری داشته باشد تا معنایی دقیقتر به خواننده انتقال یابد.
استفاده در جمله: "آماج" معمولاً به عنوان اسم در جملات به کار میرود. به عنوان مثال:
"هدف او در زندگی آماج قرار دادن جوانان است."
"آماج این تحقیق بررسی تأثیرات اجتماعی است."
ترکیبها: این واژه ممکن است در ترکیب با کلمات دیگر استفاده شود، مانند "آماج حمله" یا "آماج نقد".
زبان رسمی و غیررسمی: این کلمه بیشتر در زبان رسمی و نوشتاری استفاده میشود و ممکن است در محاورههای غیررسمی کمتر به کار رود.
صرف و نحو: "آماج" به عنوان اسم برمیگردد و در جملات به صورت فاعل یا مفعول میتواند استفاده شود.
به طور کلی، آماج واژهای با بار معنایی قوی است که در متون علمی، ادبی و رسمی کاربرد فراوانی دارد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "آماج" در جمله آورده شده است:
استراتژی جدید بازاریابی ما، جوانان را به عنوان آماج اصلی تبلیغات قرار داده است.
در این پژوهش، محققان به بررسی آماجهای اجتماعی و فرهنگی نهادهای مختلف پرداختهاند.
او همواره به دنبال آماجهای بزرگ در زندگیاش بوده و از تلاش برای رسیدن به آنها خسته نمیشود.
این مقاله به تحلیل آماجهای اقتصادی سیاستهای دولتی میپردازد.
آماج اصلی این کمپین، ارتقاء آگاهی عمومی درباره محیط زیست است.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر