جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: عرش . [ ع ُ ] (ع اِ) گوشتپاره ٔ دراز در یک سوی گردن یا در بن گردن . یا جای شیشه ٔ حجامت . (منتهی الارب ). یکی از دو عرش گردن است ، و آنها دو گوشت مستطیل شکل هستند در دو طرف گردن ویا در انتهای آن و گویند آنها محل و موضع دو محجمه و وسیله ٔ حجامت هستند. (از اقرب الموارد). || استخوان نزدیک حلق که زبان را برپا دارد، و آندورا «عرشان » گویند. (از منتهی الارب ). یکی از دو عرش لهاة است ، و آنها دو استخوان هستند که زبان بر آنها برپاست . (از اقرب الموارد). استخوان نزدیک حلق که زبان را برپا دارد و به اصطلاح تشریح «عظم لامی » میگویند. (ناظم الاطباء). || موی پایین یال اسب . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || گوش . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از تاج العروس ). || (ص ) شتر ماده ٔ سطبر بزرگ سینه ، گویا بالای سینه اش تخت انداخته شده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). ستبر از شترهای ماده ، که گویی بالای سینه ٔ او معروش و سایه بان زده شده است . (شرح قاموس ) (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد) . || مابین تندی پشت پای و انگشتان پای . به این معنی به فتح اول نیز خوانده شود.ج ، عِرَشة، أعراش . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). 1- اريكه، اورنگ، تخت، مسند
2- آسمان، سپهر
3- سايبان، سقف
4- پايه، ركن فرش throne, heaven, empyrean, siege, the throne عرش، كرسي، جلس على العرش taht le trône der tron el trono il trono سریر، بهشت، خدا، فلک، فلکالافلاک، کره اتش، احاطه
کلمه "عرش" در زبان فارسی به معنای "عرش" در متون دینی و ادبی به کار میرود و همچنان به عنوان یک واژه کلیدی در توصیف مفاهیم مرتبط با آسمان یا مکانهای بلند و عوضی به کار میرود. در مورد قواعد فارسی و نگارشی برای این کلمه میتوان به نکات زیر توجه کرد:
نگارش صحیح: کلمه "عرش" به همین شکل و با حروف فارسی نوشته میشود. این کلمه معمولاً با حرف اول بزرگ نوشته نمیشود مگر در ابتدای جمله یا در نامگذاری خاص.
جنس و جمع: "عرش" اسم مذکر است و جمع آن "عرشها" میباشد.
معنای اصطلاحی: این کلمه در متون دینی به معنای "نزدیکترین مکان به خداوند" یا "سمت آسمان" آمده است.
استفاده در ادبیات: "عرش" به عنوان تمثیل در شعر و نثر فارسی به کار میرود و میتواند به مفاهیم بلندی، عظمت و قدرت اشاره کند.
خوددار بودن در جملات: هنگام استفاده از "عرش" در جملات، توجه به ساختار گرامری و همنشینی کلمات مهم است. به عنوان مثال:
"عرش خداوند بالاتر از هر چیز است."
"به عرش رسیدن در شعر به معنای رسیدن به بالاترین درجات از کمال و زیبایی است."
این نکات میتواند به درک و نوشتار مناسب کلمه "عرش" کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در فرهنگ اسلامی، عرش به معنای بالاترین آسمان و جایگاه خداوند است که در قرآن کریم به زیبایی توصیف شده است.
شاعران در اشعار خود گاهی از عرش به عنوان نمادی از عظمت و جلال الهی استفاده میکنند.
در روایات دینی، حضور فرشتگان بر عرش به عنوان نشانهای از قرب الهی و عبودیت آنها ذکر شده است.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر