شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

'askar
asker  |

عسکر

معنی: عسکر. [ ع َ ک َ ] (اِخ ) شهری است به خوزستان . (منتهی الارب ) :
ششتر چو رخ تو ندید دیبا
عسکر چو لب تو ندید شکّر
با دو رخ و با دو لب تو ما را
ایوان همه چون ششتر است و عسکر.
قطران .
بگفتار خیر و بدیدار حق
زبان عسکر و چشمها شوش کن .
ناصرخسرو.
زین پس خراج عیدی و نوروزی آورند
از بیضه ٔ عراق و ز بیضای عسکرش .
خاقانی .
فتح آنچنان کند ید بیضای عسکرش
کآسیب آن به عسکر و بیضا برافکند.
خاقانی .
و رجوع به عسکر مکرم و عسکری شود.
- نی عسکر ؛ نیشکر عسکری . نی که از عسکر آرند :
نی نی بدولت تو امیر سخن منم
عسکرکش من این نی عسکر نکوتر است .
خاقانی .
|| در بیت ذیل از سوزنی بمناسبت شکرخیز بودن خوزستان و شهر عسکر یا عسکر مکرم آنجا کلمه ٔ عسکر در مصراع دوم ظاهراً معنی شکر دارد :
بارگه عسکریست دو لب شیرینْت
پاره ٔ عسکر مگر به لب زده داری .
سوزنی .
... ادامه
443 | 0
مترادف: ارتش، جيش، سپاه، فوج، گند، لشكر
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [معرب، مٲخوذ از فارسی: لشکر، جمع: عساکِر] [قدیمی]
مختصات: (عَ کَ) [ ع . ] (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: 'askar
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 350
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
asker
ترکی
asker
فرانسوی
demandeur
آلمانی
frager
اسپانیایی
preguntador
ایتالیایی
richiedente
عربی
السائل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

در زبان فارسی، کلمه "عسکر" به معنای «نیرو یا گروه نظامی» و همچنین به معنای «سرباز» استفاده می‌شود. برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه عبارتند از:

  1. نویسه‌گردانی: کلمه "عسکر" در نوشتار رسمی به همین صورت نوشته می‌شود و نیازی به تغییر شکل ندارد.

  2. جمع: جمع این کلمه "عساکر" است. در نوشتار رسمی و ادبی، می‌توان از این شکل جمع استفاده کرد.

  3. صرف کلمه: این کلمه در جملات مختلف می‌تواند به عنوان اسم منصوب، مرفوع یا مجرور به کار برود.

    • مثال:
      • مرفوع: «عسکر در میدان جنگ حاضر بود.»
      • منصوب: «او عسکر را به میدان فرستاد.»
      • مجرور: «نبردی میان عساکر رخ داد.»
  4. نقاط و همزه: در نوشتار فارسی، همزه‌ها باید به درستی قرار داده شوند، اما "عسکر" همزه ندارد.

  5. استفاده از کلمات هم‌معنا: کلماتی نظیر "سرباز"، "نظامی" و "لشکر" نیز می‌توانند در جملات در کنار "عسکر" به کار روند، اما هر یک معانی خاص خود را دارند.

  6. قید زمان و مکان: در جملات می‌توان به راحتی قید زمان و مکان را اضافه کرد. به‌طور مثال: «عسکر در سال‌های جنگ در جبهه حضور داشت.»

این نکات کمک می‌کند تا کلمه "عسکر" به‌درستی و در کنار ساختارهای صحیح جملات فارسی به کار رود.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. عسکر جوان با شجاعت در میدان نبرد حاضر شد و از وطن خود دفاع کرد.
  2. در زمان‌های قدیم، عسکرها نقش مهمی در حفظ امنیت و آرامش شهرها داشتند.
  3. عسکر با دوستان خود در اردوگاه به آموزش‌های نظامی مشغول بودند تا مهارت‌های لازم را فرا بگیرند.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری