شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

'attār
apothecary  |

عطار

معنی: عطار. [ ع َطْ طا ] (ع ص ) خوشبوی فروش و صاحب عطر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). آنکه بوی خوش فروشد. (دهار). فروشنده ٔ عطر. (از اقرب الموارد). بوی خوش فروش . (مهذب الاسماء). بوی فروش . صیدلانی . صیقبانی : عطارها، سازندگان و فروشندگان عطریات و دهنیات معطره می باشند. (از قاموس کتاب مقدس ) :
از بوی و خصال تو ز خاک و گل میمند
بی رنج همه عطر خوش آمیزد عطار.
فرخی .
ابرشد نقاش چین و باد شد عطار روم
باغ شد ایوان نور و راغ شد دریای گنگ .
منوچهری .
گویی به مثل بیضه ٔ کافور ریاحی
بر بیرم حمرا بپراکنده ست عطار.
منوچهری .
چه سود چون همی ز تو گند آید
گر تو به نام احمد عطاری .
ناصرخسرو.
صبا را ندانی ز عطار تبت
زمین را ندانی ز دیبای ششتر.
ناصرخسرو.
نه غواص گوهر نه عطار عنبر
به نزدیک نرگس چه مقدار دارد.
ناصرخسرو.
و نسیم آن گرد از کلبه ٔ عطار بر آرد. (کلیله و دمنه ).
پارسا را چه لذت از عشرت
خنفسا را چه نسبت از عطار.
خاقانی .
خوش عطاری است باد شبگیر
تا زلف تو مشکسای دارد.
خاقانی .
صدف بود گفتی مگر ماه چرخ
درو غالیه سوده عطار کرخ .
نظامی .
عقل و طبیعت که ترا یار شد
قصه ٔ آهنگر و عطار شد.
نظامی .
گرفتم خود که عطار وجودی
تو نیز آخر بسوزی گرچه عودی .
نظامی .
برون آمد ز دکان مرد عطار
گلاب و عود پیش آورد بسیار.
عطار.
باد بوی سمن آورد و گل و سنبل و بید
دردکان به چه رونق بگشاید عطار.
سعدی .
آمد گه آن که بوی گلزار
منسوخ کند گلاب عطار.
سعدی .
باد خاکی ز مقام تو بیاورد و ببرد
آب هر طیب که در کلبه ٔ عطاری هست .
سعدی .
- طبل عطار و طبله ٔ عطار ؛ صندوقچه ٔ عطرفروشان . قوطی و جعبه ٔ عطار که در آن بوی خوش نگاه دارد :
گفت بر پرنیان ریشیده
طبل عطار شد پریشیده .
عنصری .
به کلبه ٔ چمن از رنگ و بوی باز کنند
هزارطبله ٔ عطار و تخت بازرگان .
سعدی .
دانا چو طبله ٔ عطار است خاموش و هنرنمای . (گلستان ).
- امثال :
مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید . (گلستان ).
هنر نمودن اگر نیز هست لایق نیست
که خود عبیر بگوید چه حاجت عطار.
سعدی .
|| بسیار عطرزننده . آنکه بوی خوش بسیار بکار برده باشد. (از اقرب الموارد). || در محاوره ٔ مردم ، دوافروش ، و این خالی از کراهیت نیست . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). دوافروش . داروفروش . پیلوا. بیلوا. (ناظم الاطباء). || در این زمان ، عطار مفردات فروشد و قند و چای و ابازیر. (یادداشت مرحوم دهخدا).کسی که قند و شکر و چای وادویه و غیره فروشد. (فرهنگ فارسی معین ). || (اِخ ) نام اسب سالم بن رابضه است . (از منتهی الارب ).
... ادامه
549 | 0
مترادف: دوافروش، عطرفروش
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم، صفت) [عربی]
مختصات: (عَ طّ) [ ع . ] (ص .)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: 'attAr
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 280
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
apothecary | druggist , grocer , perfumer , attar
ترکی
attar
فرانسوی
attar
آلمانی
blumenessenz
اسپانیایی
esencia de rosas
ایتالیایی
attar
عربی
صيدلية | صيدلي
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "عطار" به عنوان یک اسم خاص در زبان فارسی به معنای فردی است که عطاری می‌کند و یا به عنوان یک شغل به فروشنده ادویه و عطر اشاره دارد. در اینجا به برخی از قواعد و نکات نگارشی مربوط به این کلمه پرداخته می‌شود:

  1. حروف‌نویسی: کلمه "عطار" با حرف علفی (ع) شروع می‌شود و سپس "ط" و "ا" و "ر" را دارد. در نوشتن این کلمه باید به حروف دقت کرد و املای آن را به‌درستی رعایت کرد.

  2. کاربرد در جملات:

    • "عطار در بازار ادویه، مشتریان زیادی دارد."
    • "من از عطار محله‌مان چند نوع ادویه خریدم."
  3. جمع بستن: به طور کلی برای جمع بستن اسم‌هایی که حرفه یا شغل را بیان می‌کنند، می‌توان از "ها" استفاده کرد.

    • "عطارها": به معنای چندین عطار.
  4. نقطه‌گذاری: در جملاتی که "عطار" به عنوان اسم خاص یا اسم منعطف استفاده می‌شود، نقطه‌گذاری به سلیقه نویسنده و ساختار جمله بستگی دارد. به عنوان مثال:

    • "عطار، مردی دانا و با تجربه است."
  5. استفاده در شعر: کلمه "عطار" در ادبیات فارسی و به ویژه شعر، به دلیل معانی مختلفی که دارد، بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای مثال:

    • عطار نیشابوری یکی از شاعران معروف فارسی است.
  6. صورت‌های مختلف: در برخی موارد ممکن است به صورت «عطاری» یا «عطاری‌ها» نیز استفاده شود، که اشاره به شغل یا مکان مرتبط با فروش ادویه و عطر دارد.

توجه به این نکات می‌تواند به رعایت قواعد نگارشی و درست‌نویسی کمک کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. عطار معروفی در بازار مشهد عطرهای طبیعی و خوشبو می‌فروشد.
  2. در کتاب‌های قدیمی، داستان‌های جالبی درباره زندگی عطارها و رازهای ساخت عطرها روایت شده است.
  3. به توصیه عطار محلی، از گیاهان دارویی برای بهبود سلامتی‌ام استفاده می‌کنم.

واژگان مرتبط: داروساز، داروگر، هیاهو، داروفروش، حالت داروخانه، دوا فروش، بقال، خواربار فروش، عطر فروش

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری