جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: عقبی . [ ع َق ِ ] (ص نسبی ) منسوب به عقب که گویا بطنی از کنانه باشد و ابوالعافیة فضل بن عمیربن راشدبن عبداﷲ کنانی عقبی مصری بدانجا منسوب است . وی محدث بود و به سال 197 هَ . ق . درگذشت . (از اللباب فی تهذیب الانساب ). آخرت، اخري، رستاخيز، عقبا، قيامت دنيا hind, back, posterior, trailing, hinder, rearward, retral, afterworld, Armageddon, Doomsday, Last Judgment, Judgment Day, requital, retribution, rear غزالة، أنثى الأيل، آيلة، خلفي، هند arka arrière hinteren trasero posteriore پشت، بدهی پس افتاده، گذشته، موخر، دیرتر، پسی، عقب تر، بعد از، پسین، واقع در عقب، عقب دار، پسین خلفی، عالماخرت، عالمفانی، مبارزهء نهایی، روز قیامت، روز داوری، روز رستاخیر، محشر، روز حساب، ثواب، سزا، تاوان، کیفر، مجازات، تلافی، پاداش، کیفری، عقب
کلمه «عقبی» در زبان فارسی به معنای «پشت» یا «عقب» است و در برخی از ترکیبات و جملات مورد استفاده قرار میگیرد. در اینجا به اصول قواعد فارسی و نگارشی مربوط به این کلمه میپردازیم:
نوشتار صحیح: «عقبی» به صورت «عقبی» نوشته میشود و به حرف «ی» در انتها توجه داشته باشید. گاهی اوقات ممکن است به اشتباه به صورت «عقبی» یا «عقبی» نوشته شود که نادرست است.
نوع کلمه: «عقبی» معمولاً به عنوان صفت به کار میرود و میتواند قبل از اسم بیاید. مثلاً: «آثار عقبی» یا «مسیر عقبی».
توافق با اسم: صفت «عقبی» باید با اسمهایی که به آنها نسبت داده میشود، از نظر جنس و تعداد توافق داشته باشد. مثلاً:
«عقبی» برای اسمهای مذکر به کار میرود: «عقبیِ کوه»
برای اسمهای مؤنث نیز به همین شکل: «عقبیِ خانه»
حضور در ترکیبات: این کلمه میتواند در ترکیبات مختلف به کار رود، مانند:
«عقبیمان» (عقب ما)
«عقبیاش» (عقب او)
قواعد دیکته: در نوشتار، توجه به استفاده صحیح از فاصله و ویرگولها و دیگر علائم نگارشی اهمیت زیادی دارد.
در مجموع، «عقبی» یک کلمه با کاربردهای مختلف است که باید در جملات به درستی استفاده و نگارش شود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در مسابقه دو، او با سرعت بسیار بالا از رقبای خود جلو زد و در نهایت مقام عقبی را به دست آورد.
صدای ترافیک در خیابان عقبی باعث شد که شب آرامش بخش نباشد.
در این بازی ویدیویی، برای عبور از مرحلهی بعدی باید دشمنان را در منطقهی عقبی شکست دهیم.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: پشت، بدهی پس افتاده، گذشته، موخر، دیرتر، پسی، عقب تر، بعد از، پسین، واقع در عقب، عقب دار، پسین خلفی، عالماخرت، عالمفانی، مبارزهء نهایی، روز قیامت، روز داوری، روز رستاخیر، محشر، روز حساب، ثواب، سزا، تاوان، کیفر، مجازات، تلافی، پاداش، کیفری، عقب