شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

complex  |

عقدة

معنی: عقدة. [ ع ُ دَ ] (ع اِ) گره . (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ). گره و بستگی . (دهار) (ترجمان القرآن جرجانی ). گره ، و «آسان گشا» از صفات اوست . (آنندراج ). دژک . عقده و رجوع به عقده شود : و احلل عقدةً من لسانی . (قرآن 28/20)؛ و بگشای گره و بستگی را از زبان من . || حکومت و دست یابی بر شهر. (از منتهی الارب ). ولایت بر شهر. (از اقرب الموارد). ج ، عُقد. || آب و زمین و مانند آن که صاحبش اعتقاد ملکیت آن را دارد. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || صیغه . (اقرب الموارد) (دهار). || گره بستنگاه . (منتهی الارب ). محل عَقد و گره بستن . (از اقرب الموارد). || عهد و پیمان بسته میان قوم . (منتهی الارب ). بیعت که برای والیان بسته باشد. (از اقرب الموارد). || جای درختناک ،و نخلستان ، و گیاه بسندکننده ٔ شتر. (منتهی الارب ). جایی که درخت و نخل و علف بسیار داشته باشد و برای شتران کافی باشد. (از اقرب الموارد). || آنچه بَسند و کافی باشد مرد را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || نره ٔ سگ . || هر زمین که در فراخی و ارزانی باشد. (منتهی الارب ). هر سرزمین مخصب . (از اقرب الموارد). و در مثل گویند «هو آلَف ُمن غُراب عقدة»؛ یعنی مألوف تر از زاغ زمین درختناک است ، زیرا زاغهای آنجا به سبب فراوانی درخت پرواز نمی کنند. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || وجوب و لزوم نکاح و بیع و هر چیزی . (منتهی الارب ). وجوب و ابرام و احکام در هر چیزی . (از اقرب الموارد) : و لاتعزموا عقدةالنکاح حتی یبلغ الکتاب أجله . (قرآن 236/2)؛ و قصد مکنید بستن و لزوم نکاح را تا عده منقضی شود. و ان طلقتموهن َّ من قبل أن تمسّوهن ... فنصف ما فرضتم اًلا أن یعفون أو یعفو الذی بیده عقدةالنکاح ... (قرآن 238/2)؛ و هرگاه پیش از مس کردن آنها را طلاق گویید... پس نصف آنچه تعیین کردید بر شماست مگر اینکه آنان گذشت کنند یا کسی که بستن و لزوم نکاح بدست اوست ... || گوشه ٔ چراگاه . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || شتر مضطرب بسوی درخت . (منتهی الارب ). «مال » و شتر که ناچار از خوردن درخت باشد. (از اقرب الموارد). || کج بستگی دست شکسته .(منتهی الارب ). «عثم » و استخوان شکسته ٔ کج بسته شده در دست . || آنچه چیزی را نگه دارد و آن را محکم کند. || چوب و خَشَب امبرباریس . (از اقرب الموارد). به لغت مصر، چوب زرشک . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (فهرست مخزن الادویه ). عقدةالصفراء. رجوع به عقدةالصفراء شود. || (اِخ ) در اصطلاح نجومی و علم هیئت ، اسم است مر رأس و ذنب را. و عقدة الرأس به نام عقده ٔ شمالیه نیز نامیده میشود و عقدة الذنب نیز به نام عقده ٔ جنوبیه خوانده میشود. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). محل تقاطع فلک حامل و مایل قمر است و این تقاطع یا در سر دایره ٔ مفروضه است یا در آخر دایره . صورت اول را «رأس » و صورت دوم را «ذنب » خوانند. (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به عقدتین و عقده شود.
... ادامه
400 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 174
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
complex | difficulty , knot , nodule
عربی
مجمع | مركب , عقدة , مجموعة , معقد , كل مركب من أجزاء

واژگان مرتبط: مجموعه، عقده، مجموع، هم تافت، گروهه، اچار، مشکل، دشواری، سختی، اشکال، زحمت، گره، غده، عقد، منگوله، کلوخه، وابستگی به گره، قلنبه کوچک، بر امدگی

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری