جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: عمارت . [ ع َ / ع ِ رَ ] (ع مص ) عمارة. مأهول و مسکون گرداندن . (از لسان العرب ) (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). مأخوذ از عربی ، آباد داشتن و آباد کردن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) : اموال بسیار در عمارت آن صرف کرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 441). از آبادی و عمارت و رعایت رعیت و آئین داد و انصاف دور بود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 358). || (اِمص ) آبادانی . (ناظم الاطباء) : و مال بی عمارت بدست نیاید. (کلیله و دمنه ). چه عمارت نواحی و مزید ارتفاعات ... به عدل متعلق است . (کلیله و دمنه ). این ده ویران چو اشارت رسید از تو و آدم به عمارت رسید. نظامی . توشه ز دین بر، که عمارت کم است آب ز چشم آر، که ره بی نم است . نظامی . گفت هر دارو که ایشان کرده اند آن عمارت نیست ، ویران کرده اند. مولوی . || (اِ) آبادی . (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). نظیر ده وقصبه و شهر و جز آن : از آثار او در عمارت دنیا هیچ نیست جز قصر شیرین . (فارسنامه ٔ ابن بلخی ص 107). این بحیره ای است که در میان عمارتهاست ، چنانکه از آباده و خبر و نیریز و خبرز و آن اعمال به ساحل آن بسی مسافتی نیست . (فارسنامه ص 153). پیرامن آن همه عمارتهاست و چشمه ها و آبهای روان . (فارسنامه ص 155). یکی از ملوک با تنی چند از خاصان در شکارگاهی به زمستان از عمارت دور افتاد. (گلستان سعدی ). || بنا. ساختمان . هر بنای مسکون و معمور. هر جای نو ساخته شده . (از ناظم الاطباء) : چو هرچش ببایست برساختند عمارت بخوبی بیاراستند. فردوسی . هرکه آمد عمارتی نو ساخت رفت و منزل به دیگری پرداخت . سعدی (گلستان ). مکن خانه بر راه سیل ای غلام که کس را نگشت این عمارت تمام . سعدی (بوستان ). مال کس بی عمارتی ننهاد وین عمارت به عدل باشد و داد. اوحدی . || تعمیر و مرمت . || آبادان . آباد. || فلاحت و زراعت . (ناظم الاطباء). و رجوع به عِمارة شود. - عمارت پذیر ؛ آبادی پذیر. که تعمیر و مرمت وآبادی قبول کند. سزاوار آبادانی . رجوع به این ماده در ردیف خود شود. - عمارت پذیرفتن ؛ قابل آبادانی شدن . رجوع به این ماده در ردیف خود شود. - عمارت پرست ؛ دوستدار بنا و ساختمان . رجوع به این ماده در ردیف خود شود. - عمارت دوست ؛ دوستدار آبادانی و ساختن عمارت . رجوع به این ماده در ردیف خود شود. - عمارت ساز ؛آبادان کننده . رجوع به این ماده در ردیف خود شود. - عمارت شدن ؛ آباد گشتن . رجوع به این ماده در ردیف خود شود. - عمارت کردن ؛ ساختن . بنا کردن . مرمت کردن . رجوع به این ماده در ردیف خود شود. - عمارت گر ؛ عمارت ساز. بنّا و معمار. رجوع به این ماده در ردیف خود شود. - عمارت گری ؛ معماری و بنّائی . شغل بنّا. رجوع به این ماده در ردیف خود شود. - عمارت یافتن ؛آباد شدن . آبادی یافتن . رجوع به این ماده در ردیف خود شود. 1- بنا، ساختمان
2- بدنه، پيكر، تنه
3- آباداني، آبادي، تعمير، عمران
4- آبادسازي قصر، شقة، دوار قصر، السكن، فندق خاص، بيت عمدة لندن konak manoir villa mansión dimora
قصر|شقة , دوار قصر , السكن , فندق خاص , بيت عمدة لندن
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "عمارت" در زبان فارسی به معنی ساختمان یا بنا است و میتواند در متون مختلف به کار رود. در ادامه به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میکنم:
استفاده صحیح از کلمه: کلمه "عمارت" در زبان فارسی به معنای ساختمان بزرگ و باشکوه است و باید در متنی که به آن اشاره میشود، مفهوم دقیق و مناسبی داشته باشد.
نوشتار: کلمه "عمارت" به صورت زیر نوشته میشود:
ابتدا "ع" سپس "م" و بعد "ا"، "ر" و در انتها "ت".
تلفظ: تلفظ صحیح این کلمه به صورت "ʕɒːmɒræt" است.
جمع و مفرد:
عمارت → به شکل مفرد
عمارات → به شکل جمع
استفاده در جملات:
برای به کار بردن این کلمه در جملات بهتر است از جملات توصیفی استفاده کنید.
مثال: "این عمارت تاریخی دارای معماری زیبایی است."
نکات انشایی:
کلمه "عمارت" میتواند به عنوان موضوع یک پاراگراف توصیفی مورد استفاده قرار گیرد.
بهتر است به ویژگیها و جزئیات آن توجه شود تا جملات غنیتری ایجاد شود.
با رعایت این نکات میتوانید استفاده بهتری از کلمه "عمارت" در نوشتههای خود داشته باشید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
عمارت قدیمی در وسط شهر با معماری زیبای خود، توجه هر بازدیدکنندهای را جلب میکند.
در این عمارت تاریخی، مراسم عروسی بزرگی برگزار شد که همه را به وجد آورد.
برای بازسازی عمارت، از مصالح سنتی و بومی استفاده شد تا چشمانداز فرهنگی آن preserved بماند.