شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

oman  |

عمان

معنی: عمان . [ ع ُ ] (اِخ ) (بحر...) دریایی است در قاره ٔ آسیا و در جنوب ایران که امتداد دریای هند بطرف شمال میباشد، و از راه تنگه ٔ هرمز به خلیج فارس می پیوندد. این دریا بین سواحل جزیرةالعرب و ایران و پاکستان و هندوستان قرار دارد. و قسمت شمالی آن را که بین ایران و عمان واقع است «خلیج عمان » نامند. بنادر مهم ایران که در ساحل این دریا قرار دارد عبارت است از: جاسک ، چاه بهار، گواتر، کلاک و تیز. (از المنجدو جغرافیای طبیعی کیهان ص 112). برای اطلاع از وضع قدیمی این دریا رجوع به نزهةالقلوب ص 233 شود. این دریا چون در جنوب ایران قرار دارد از قدیم در زبان فارسی ، مثالی برای هر نوع دریا گردیده است :
ز خون دشمن او شد به بحر مغرب جوش
فکند تیغ یمانیش رخش در عمان
به بحر عمان زآن رخش صاف شد لؤلؤ
به بحر مغرب زآن جوش سرخ شد مرجان .
عنصری .
چو به دریا نه صدف ماند و نه در
زحمت ساحل عمان چه کنم .
خاقانی .
از سحاب فضل و اشک حاج و آب شعر من
برگها را برکه های بحر عمان دیده اند.
خاقانی .
قطره که ودیعت صدف شد
لؤلؤ گردد به بحر عمان .
خاقانی .
ز دریای عمان برآمد کسی
سفر کرده هامون و دریا بسی .
سعدی (بوستان ).
- امثال :
قطره به عمان بردن ؛ کنایه از کار بیهوده انجام دادن است ، نظیر: زیره به کرمان بردن :
حبه ای را جانب کان چون برم
قطره ای را سوی عمان چون برم .
مولوی .
بضاعت من و بازار علم و حکمت او
مثال قطره و دجله ست و دجله و عمان .
سعدی .
لایق نبود قطره به عمان بردن
خار و خس صحرا به گلستان بردن
اما چه توان که رسم موران باشد
پای ملخی نزد سلیمان بردن .
؟ (امثال و حکم دهخدا، ذیل پای ملخ ...).
... ادامه
958 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات: (عَ مّ) [ ع - فا. ] (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم خاص مکان
آواشناسی: 'ammAn
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 161
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
oman
ترکی
umman
فرانسوی
oman
آلمانی
oman
اسپانیایی
omán
ایتالیایی
oman
عربی
عمان
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "عمان" در زبان فارسی به معنای کشور عمان (یک کشور در شبه‌جزیره عربستان) است. در نگارش و استفاده از این کلمه، چند نکته مهم وجود دارد:

  1. حالت نوشتاری: نام "عمان" به صورت عربی نوشته می‌شود و به فارسی نیز به همین شکل تایپ می‌شود.

  2. نحو و صرف: این کلمه به عنوان یک اسم خاص استفاده می‌شود و معمولاً به صورت مفرد به کار می‌رود. به عنوان مثال:

    • "عمان کشوری زیباست." (در این جمله "عمان" به عنوان فاعل مورد استفاده قرار گرفته است.)
  3. نقطه‌گذاری: در جملاتی که "عمان" به عنوان بخشی از عبارت یا جمله‌ای قرار می‌گیرد، باید قوانین نقطه‌گذاری رعایت شود.

    • به عنوان مثال: "من به عمان سفر کردم."
  4. علامت جمع: اگر بخواهید درباره چند نفر، مکان، یا مورد در عمان صحبت کنید، می‌توانید از قیدهای مناسب استفاده کنید، مثلاً "مردم عمان" یا "جاذبه‌های عمان".

  5. قیدهای مکان: در زمان اشاره به عمان در متن، می‌توانید از قیدهای مکانی نظیر "در عمان" استفاده کنید.

    • مانند: "در عمان غذاهای دریایی بسیار خوشمزه است."
  6. ادبیات و سبک: در نوشتار رسمی یا ادبی، می‌توان از کلمات و جملات توصیفی برای توصیف ویژگی‌های عمان استفاده کرد.

با رعایت این نکات، می‌توانید به درستی و به‌راحتی از کلمه "عمان" در نوشتار خود بهره ببرید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. عمان کشوری با سواحل زیبا و تاریخی غنی است که هر ساله گردشگران زیادی را به خود جذب می‌کند.
  2. زبان رسمی مردم عمان عربی است و فرهنگ این کشور تحت تأثیر تاریخ دریانوردی آن قرار دارد.
  3. در استان مسقط، پایتخت عمان، می‌توان جاذبه‌های گردشگری متعددی مانند قلعه‌ها و بازارهای محلی را پیدا کرد.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری