عمل فرما
licenseمعنی کلمه عمل فرما
معنی واژه عمل فرما
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
461
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
act
عربی
قانون | عمل , فعل , صك , مرسوم , صنيع , فعلي بالفعل , عقد , مثل , خدم , نفذ , أدى دور , حدث أثرا , أصلح للتمثيل , يمثل
