لام تا کام
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
license
98
1031
100
معنی کلمه عمیر معنی واژه عمیر
معنی:
عمیر. [ ع َ ] (ع ص ) جای معمور. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). جای آباد، و آن فعیل است بمعنای مفعول . (از اقرب الموارد). || ثوب عمیر؛ جامه ٔ سخت باف . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). جامه ٔ محکم . (از اقرب الموارد). || کثیربجیر عمیر؛ از اتباع است . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). بسیار متعدد. (ناظم الاطباء). کثیربشیر، بجیر عمیر؛ از اتباع است . (از تاج العروس ).معنی برای کلمه عمیر پیدا نشد.
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
320
شمارگان هجا:
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)برای بررسی قواعد فارسی و نگارشی مربوط به کلمه "عمیر"، ابتدا به موارد زیر توجه کنید:
املا : کلمه "عمیر" به درستی نوشته شده و هیچ اشکالی در املای آن وجود ندارد.
نوع کلمه : "عمیر" یک اسم است و ممکن است به عنوان نام شخص یا مکان به کار رود.
صرف و نحو : در جملات مختلف، باید توجه داشت که "عمیر" به عنوان یک اسم خاص، معمولاً با حروف بزرگ نوشته میشود و به صورت مفرد به کار میرود. برای مثال:
"عمیر به مدرسه رفت."
"این عمیر بهترین دوست من است."
نکات نگارشی :
در صورت استفاده از "عمیر" در متن، باید به نحو صحیح از ویرگول و سایر نشانههای نگارشی استفاده شود. مثلاً: "من و عمیر به پارک رفتیم."
اگر "عمیر" در دیالوگها یا متون داستانی استفاده میشود، میتوان به تغییرات معنایی و احساسی توجه کرد.
جمع بستن : اسمهای خاص مثل "عمیر" معمولاً جمع بسته نمیشوند. بنابراین نیازی به جمع بستن آن نیست.
در نتیجه، وقتی از کلمه "عمیر" استفاده میکنید، به قواعد املایی و نگارشی توجه کنید و سعی کنید در جملات بهدرستی از آن بهره ببرید.
لغتنامه دهخدا
جعبه لام تا کام لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر
تبلیغات توضیحی
عرشیان از کجا شروع کنم ؟ تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر
تبلیغات تصویری