جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: عناب . [ ع ُن ْ نا ] (ع اِ) سنجد جیلان . (منتهی الارب ). میوه ای است شبیه به سنجد و در منضجات ومسهلات به کار برند. خوردن آن خون را صاف کند. (برهان قاطع). ثمر درختی است معروف ، قریب به درخت کنار و زیتون در بلندی ، و برگ آن اندک ضخیم تر و طولانی تر از برگ کنار. و یک روی آن مزغب ، و پوست درخت آن سرخ رنگ و چوب آن نیز سرخ رنگ و نیمرنگ و خالدار. بهترین آن بزرگ بالیده ٔ به کمال رسیده ٔ سرخ شده ٔ در گوشت جرجانی و یا خطایی آن است که شیرین و عفوصت آن کم باشد. تازه ٔ آن معتدل در حرارت و برودت و مایل به رطوبت است ، و شیخ الرئیس آن را بارد اول و معتدل در یبوست و رطوبت قلیلی گفته است . خواص آن : منضج اخلاط غلیظه و ملین صدر و احشاء و مسهل اخلاط رقیقه و رافع خشونت سینه و حلق و صوت ، عارض از حرارت و سرفه ، و صاف کننده ٔ خون ، و مولد خون صالح ، و مسکن التهاب و تشنگی و حدت خون وگرمی و وجع جگر و مثانه و امراض مقعده و لزع امعاء و معده . (از مخزن الادویة). درختچه ای است از تیره ٔ عنابها که جزو تیره های نزدیک به گل سرخیان محسوب میشود. ارتفاع آن بین 4 تا 6 متر است و دارای ساقه ٔ راست و شاخه های ناهموار است . برگهایش کوچک و شفاف و بی کرک است و در قاعده ٔ دمبرگ دو گوشوارک نوک تیز بصورت خار وجود دارند. گلهایش کوچک و زردرنگ و شامل دم گل بسیار کوتاه است . میوه اش شفت و مایل به قرمز و شفاف و کروی است ، و ممکن است به بزرگی یک زیتون برسد. و دارای طعمی مطبوع است . بوی عناب ضعیف و طعم آن لعابی و کمی شیرین است . علاوه بر آنکه میوه ٔ این گیاه را بحالت تازه مصرف می کنند، در تداوی بعنوان ملین و مسکن سرفه به کار میرود. گیاه مزبور در اکثر نقاط ایران میروید.اون ناف . اون ناف دار. طبرخون . سنجد گرگان . سیلانه . شیلانه . تفاح بری . سیب کوهی . یبانی . آلماآغاجی . ارج . درخت شیلان . درخت شیلانک . تبرخون . عناب آغاجی . صغیرا. سنجد جیلان . سنجد جیلانی . (فرهنگ فارسی معین ). یک دانه ٔآن را عنابة گویند. (از اقرب الموارد) : نهاد زهر بر نوش و خار هم بر گل چنانکه باشد جیلانش از بر عناب . ابوطاهر خسروانی . چو چوب عنابم گر چین گرفت روی همه گرفت اشکم در دیده گونه ٔ عناب . مسعودسعد (دیوان چ رشیدیاسمی ص 29). بشرط بی بی شمس و بشرب بابا خمس به مصطکی و به بادام و پسته و عناب . خاقانی . حاجت به جو آبست و جوم نیست ولکن دل هست بنفشه صفت و اشک چو عناب . خاقانی . چرا هوای لبت خون من بجوش آورد اگر نشاندن خون از خواص عناب است . ظهیر فاریابی (از نزهةالقلوب ). پست شکر گشت غبار درت پسته و عناب شده شکرت . نظامی . || کنایه از لب معشوق است . (آنندراج ) (برهان قاطع) : بپرسید سین دخت مهراب را ز خوشاب بگشاد عناب را. فردوسی . بده عناب چون سازی کمند زلف چین برچین مرا عناب وار از روی خون آلوده چین خیزد. خاقانی . گهی بر شکر از بادام زد آب گهی خایید فندق را به عناب . نظامی . لب لعل عناب شکرشکن زده بوسه بر فندق بی دهن . نظامی . مریضی که از عشق تب میکند علاجش دو عناب لب میکند. ؟ || در این بیت از منوچهری : ابر زیر و بم شعرِ اعشی ِّ قیس همی زد زننده به مضرابها نسخه ٔ بدل بجای مضرابها «عنابها» دارد که مرحوم دهخدا احتمال داده اند «عناب » نام سازی باشد. و نیز می توان آن را بمعنی سرانگشتان پنداشت ، چنانکه «عناب تر» در فرهنگها بمعنی انگشتان آمده است . - عناب بری ؛ کول خس . کوله خس . (از فرهنگ فارسی معین ). - عناب تر . رجوع به این ماده در ردیف خود شود. - عناب رنگ ؛ به رنگ عناب . رجوع به این ماده در ردیف خود شود. - عنابگون ؛ به رنگ عناب . رجوع به این ماده در ردیف خود شود. - عناب وار ؛ مانند عناب . رجوع به این ماده در ردیف خودشود. jujube, grape seller عناب hünnap jujube jujube pastilla giuggiola درخت عناب
کلمه "عناب" در زبان فارسی به معنای نوعی میوه است که به طور خاص به میوه درخت عناب (بهعربی: زَجّاج) اشاره دارد. در زیر به برخی از قواعد فارسی و نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میشود:
نوشتار صحیح: کلمه "عناب" به همین صورت و با همین املا نوشته میشود و از نوشتارهای دیگر مانند "عنب" که به سبق آن اشاره دارد، متفاوت است.
جنس و عدد: "عناب" اسم است و به صورت مفرد به کار میرود. در زبان فارسی، جمع این کلمه معمولاً "عنابه" گفته میشود، اما در محاوره ممکن است از "عنابها" نیز استفاده شود.
مفاد معنایی: "عناب" نه تنها به خود میوه، بلکه به درخت آن نیز اشاره دارد. به همین دلیل در جملات مختلف میتوان از آن به سمتی که لازم است اشاره کرد.
پیوستها و ترکیبات: "عناب" میتواند در ترکیبهای مختلف به کار رود. به عنوان مثال:
"شربت عناب"
"مربای عناب"
"درخت عناب"
استفاده در جملات: مثالهایی از جملات شامل این کلمه:
"بهار که میشود، درختان عناب شکوفه میدهند."
"مربای عناب طعم دلپذیری دارد."
نکات نگارشی:
در متنهای علمی یا ادبی، بهتر است به اصطلاحات مرتبط با "عناب" با دقت بیشتری پرداخته شود.
در نگارشهای غیررسمی، ممکن است برخی از قواعد نگارشی دقیق رعایت نشوند، اما در نگارش رسمی، توجه به املای صحیح و قواعد صرفی و نحوی حائز اهمیت است.
با رعایت این نکات میتوان در نگارش متنهایی که کلمه "عناب" در آنها به کار میرود، از دقت و صحت بیشتری برخوردار بود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
درختان عناب در پاییز با رنگهای قشنگشان چشمنواز میشوند.
مصرف عناب به دلیل خواص بالای آن برای سلامت پوست و تقویت سیستم ایمنی توصیه میشود.
مادر بزرگم همیشه مربای خوشمزهای از عناب درست میکرد که همه ما از آن بسیار لذت میبردیم.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر