شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

twisting  |

عنان پیچیدن

معنی: عنان پیچیدن . [ ع ِ دَ ] (مص مرکب ) بازگشتن . روی برتافتن . پشت بدادن :
جهاندار کآواز ایشان شنید
عنان را بپیچید و زانو کشید.
فردوسی .
نپیچید ازین رفتن از من عنان
نترسد اگر دشمن آید دمان .
فردوسی .
عنان به که پیچم از آن پیشتر
که ایشان ز ما بازپیچند سر.
نظامی .
چو از خسرو عنان پیچید بهرام
به کام دشمنان شد کام و ناکام .
نظامی .
|| منحرف کردن . بسوی دیگر بردن . از راه بگرداندن :
گریوه بلند است و سیلاب سخت
مپیچان عنان من از راه بخت .
نظامی .
روزی بپای مرکب تازی درافتمش
گر کبر و ناز بازنپیچد عنان دوست .
سعدی .
در و دیوار نتواند عنان سیل پیچیدن
که منع از کوچه گردی میکند دیوانه ٔ ما را.
صائب (از آنندراج ).
- عنان از عنان کسی نپیچیدن ؛ ترک او نگفتن . از همراهی با او دست برنداشتن . از او کرانه نکردن :
عنان از عنانت نپیچم براه
خرامان بیایم بنزدیک شاه .
فردوسی .
- عنان بر چیزی پیچیدن ؛ روی بدان سوی آوردن :
ایاز آن فتنه را چون در قفا دید
عنان بر جلوه ٔ خورشید پیچید.
حکیم زلالی (از آنندراج ).
... ادامه
819 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 250
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
twisting
عربی
لي | التواء

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری