شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

dizzy  |

سر پیچیدن

معنی: سر پیچیدن . [ س َ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از سرکشی و نافرمانی کردن . (انجمن آرا) (برهان ) (آنندراج ). سرکشی کردن . (رشیدی ) :
همان کن که پرسد ز تو کردگار
نپیچی سر از شرم روز شمار.
فردوسی .
و گر سر بپیچم ز گفتار اوی
هراسان شود دل ز آزار اوی .
فردوسی .
ببستند گردان ایران کمر
جز از طوس نوذر که پیچید سر.
فردوسی .
سر از متابعت نپیچد. (گلستان سعدی ).
کمان ابروی جانان نمی پیچدسر از حافظ
ولیکن خنده می آید بدین بازوی بی زورش .
حافظ.
|| اعراض کردن . رو برگرداندن . منصرف شدن . ترک گفتن . دست کشیدن از کاری یا چیزی :
سوی شاه توران فرستم خبر
که ما را ز کینه بپیچید سر.
فردوسی .
تو خواهشگری کن به نزدیک شاه
مگر سر بپیچد ز کین سپاه .
فردوسی .
چو شد شاه باداد [ خسرو پرویز ] بیدادگر
از ایران نخست او بپیچید سر.
فردوسی .
چو در داد شاه آورد کاستی
بپیچد سرهر کس از راستی .
اسدی .
نپیچیده سر از سودای شیرین
بشوریده دل از صفرای شیرین .
نظامی .
جوانان فرخنده ٔ بختور
ز گفتار پیران نپیچند سر.
سعدی .
مخنث به از مرد شمشیرزن
که روز وغا سر بپیچد چو زن .
سعدی .
کدام دوست بتابد رخ از محبت دوست
کدام یار بپیچد سر از ارادت یار.
سعدی .
|| پیچیدن گیسو را. زینت دادن گیسو. آراستن مو.
... ادامه
555 | 0
مترادف: امتناع ورزيدن، تخطي كردن، تمرد كردن، رويگردان شدن، سرپيچي كردن، سر برتافتن، سركشي كردن، عصيان ورزيدن، نافرماني كردن، تمكين ن كردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 339
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
dizzy
عربی
مصاب بدوار | دواري , دائخ , مشوش الذهن , مسبب للدوار , أصاب بالدوار , شوش , دائِخ
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "سر پیچیدن" در فارسی به معنای دور زدن یا پیچیدن به سمت دیگری است و می‌تواند در جملات و متون مختلف به کار رود. برای استفاده درست از این عبارت، به نکات زیر توجه کنید:

  1. جدا کردن واژه‌ها: "سر" و "پیچیدن" دو واژه جداگانه هستند و باید به‌صورت مجزا نوشته شوند.

  2. ترکیب‌های معنایی: این عبارت می‌تواند در موقعیت‌های مختلف معنای متفاوتی داشته باشد. مثلاً می‌توان از آن برای توصیف یک حرکت فیزیکی در جاده یا خیابان استفاده کرد، یا در معنای کنایه‌ای برای اشاره به تغییر مسیر در زندگی یا تصمیم‌گیری.

  3. صرف و نحو: مانند سایر گروه‌های فعلی، "سر پیچیدن" باید به‌درستی با فاعل یا مفعول جمله ترکیب شود. مثلاً: "او در میانه‌ی جاده سر پیچید."

  4. زمان فعل: بسته به زمان جمله، فعل "پیچیدن" باید به شکل مناسب صرف شود. برای مثال:

    • حال: "او سر می‌پیچد."
    • گذشته: "او سر پیچید."
    • آینده: "او سر خواهد پیچید."
  5. استفاده‌های ادبی: در نوشتار ادبی، می‌توان از این عبارت به‌عنوان یک تصویر زیبا یا نماد برای اشاره به تغییرات زندگی یا موقعیت‌های پیچیده استفاده کرد.

به‌طور کلی، "سر پیچیدن" یک عبارت ساده و در عین حال پرکاربرد در زبان فارسی است که بسته به سیاق جمله، می‌تواند معانی و کاربردهای مختلفی داشته باشد.


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری