شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

'anud
anod  |

عنود

معنی: عنود. [ ع َ ] (ع ص ) برگردنده از راه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). برگشته از قصد و هدف ، و آن فعول بمعنای فاعل است . (از اقرب الموارد). ستیهنده . (دهار). ستیزنده و گمراه . (غیاث اللغات ) : روزگار عنود و دهر کنود به مساوفت و محاسدت به رگ گردن بایستاد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 449).
چون تو چشم دل نداری ای عنود
که نمی دانی تو هیزم را ز عود.
مولوی .
گفت امّید من از تو این نبود
که دهی دختر به بیگانه ٔ عنود.
مولوی .
فرصت آن پشّه راندن هم نبود
از نهیب حمله ٔ گرگ عنود.
مولوی .
|| ابر بسیارباران . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ابربسیارباران که بازنمی ایستد. (از اقرب الموارد). || تیر که فایز برآید بر جهت سایر تیرها. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). تیری که در جهتی غیر از جهت سایر تیرها، فایز خارج شود. (از اقرب الموارد). || شتر ماده ٔ بگوشه چرنده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ماده شتر بگوشه ای چرنده و تنهاچرنده . (ناظم الاطباء). ج ، عُنُد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
... ادامه
437 | 0
مترادف: 1- ستيزه كار، عنادورز، عنيد، كينه توز، كينه جو 2- گردنكش، متمرد، نافرمان
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی] [قدیمی]
مختصات: (عُ) [ ع . ] (ص .)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: 'anud
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 130
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
anod
ترکی
anot
فرانسوی
anode
آلمانی
ein nicken
اسپانیایی
un movimiento de cabeza
ایتالیایی
un cenno
عربی
anod
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "عنود" در زبان فارسی به معنای "سخت‌دل" یا "سرسخت" است و معمولاً برای توصیف کسانی استفاده می‌شود که به راحتی تسلیم نمی‌شوند یا در برابر حقیقت و واقعیت ایستادگی می‌کنند. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مربوط به این کلمه اشاره می‌شود:

  1. املا: کلمه "عنود" با حروف عربی نوشته می‌شود و هیچ گونه جایگزینی برای آن در زبان فارسی وجود ندارد.

  2. جنس واژه: "عنود" یک صفت است و معمولاً برای توصیف اشخاص یا گروه‌ها به کار می‌رود.

  3. توصیف و کاربرد: این کلمه معمولاً در جملات توصیفی به کار می‌رود و می‌تواند به شخصیت‌ها، رفتارها یا حالات مختلف اشاره کند. مثلاً:

    • "او عنود و سرسخت است و به راحتی تغییر نظر نمی‌دهد."
  4. فعل‌های مرتبط: ممکن است با افعالی چون "بودن" یا "داشتن" ترکیب شود. مثلاً:

    • "او همیشه عنود بود و بر عقاید خودش پافشاری می‌کرد."
  5. قیدها و ترکیبات: می‌توان با اضافه کردن قیدهایی مانند "بسیار" یا "نسبتاً" این واژه را توصیف کرد:
    • "او بسیار عنود است و در برابر نظرات دیگران مقاومت می‌کند."

اگر سؤال یا نکته خاص دیگری در مورد این کلمه دارید، خوشحال می‌شوم که کمک کنم!

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. رفتار عنود او باعث ناراحتی دوستانش شد و نتوانستند او را متقاعد کنند.
  2. علی با وجود اینکه همیشه نظرش را بیان می‌کرد، به دلیل عنود بودنش در تغییر عقایدش موفق نبود.
  3. در داستان، شخصیت عنود با stubbornness خود، تمامی چالش‌ها را به دوش می‌کشید و هرگز تسلیم نمی‌شد.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری