شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

crookedness  |

عوج

معنی: عوج . [ ع َ ] (ع مص ) اقامت کردن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). اقامت کردن در مکان . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || مقیم کردن کسی را (لازم و متعدی است ). || ایستادن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || بازگشتن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). برگشتن .(از اقرب الموارد). || خم دادن و پیچیدن گردن شتر را به کشیدن مهار و سپسایگی کشیدن مهار شتر. (از منتهی الارب ) (آنندراج ). منعطف کردن و برگردانیدن سر شتر را به کشیدن مهار. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). و گویند که بمعنی مطلق منعطف کردن و پیچیدن می آید. (از اقرب الموارد). || توجه نکردن و اهمیت ندادن ، و آن لغت بنی اسد باشد، مثلاً گویند: ماأعوج بکلامه ؛ یعنی بسخن او اهمیت نمیدهم و توجه نمیکنم . (از اقرب الموارد). مَعاج . رجوع به معاج شود.
... ادامه
612 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات: (ع وَ) [ ع . ] (اِمص .)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 79
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
crookedness | distortions , the curve
عربی
الاعوجاج
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "عوج" در زبان فارسی به معنی ناهنجاری یا به هم ریختگی به کار می‌رود و همچنین می‌تواند به مفهوم "بی‌نظم" یا "نامنظم" نیز اشاره کند. در اینجا به برخی از قواعد فارسی و نگارشی مربوط به این کلمه و استفاده از آن در جملات اشاره می‌کنم:

  1. نحوه استفاده: "عوج" غالباً به عنوان اسم و در جملات توصیفی یا تحلیلی به کار می‌رود. مثلاً: "در این پروژه، عوجهای زیادی مشاهده شد."

  2. عطف و ترکیب: این کلمه می‌تواند با واژه‌های دیگر ترکیب شود و معانی جدیدی ایجاد کند. به عنوان مثال، "عوج ساختاری" یا "عوج رفتاری".

  3. تطابق: در جملات، باید توجه داشت که صفت و اسم از نظر عدد و جنس با یکدیگر تطابق داشته باشند. مثلاً: "عوجها" به مانند: "عوجهای اجتماعی".

  4. علامت گذاری: هنگامی که "عوج" به عنوان موضوع یا فعل در جمله آمده است، باید با دقت علامت‌گذاری شود. مثلاً: "عوج در برنامه‌ریزی، مشکلات زیادی ایجاد کرده است."

  5. پرهيز از تکرار: برای جلوگیری از تکرار کلمه در متن‌های طولانی، می‌توانید از مترادف‌ها یا عبارات جایگزین استفاده کنید.

اگر سوال خاصی درباره‌ی کاربرد یا قواعد بیشتر مربوط به این کلمه دارید، لطفاً بفرمایید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در روزهای گرم تابستان، عوج هوای شرجی باعث تعریق زیاد می‌شود.
  2. در قله کوه، عوج باد موجب حرکت سریع ابرها می‌شود.
  3. در هنگام شب، صدای عوج جیرجیرک‌ها به فضایی ساکت جان می‌بخشد.

واژگان مرتبط: خمیدگی

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری