جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: عود. [ ع َ ] (ع اِمص ) بازگشتن . (غیاث اللغات ). مراجعت . برگشت . (ناظم الاطباء). بازگشت : ناصرالدین پیش از عود رسول به سرای خلد تحویل کرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 216). به وقت عود سلطان حال او اعلام دادند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 361). تو مرده زنده کنی گر به عهد بازآیی که عود یار گرامی به عود جان ماند. سعدی . || دوباره بازگشت . (ناظم الاطباء). - عود دادن ؛ برگردانیدن . مسترد داشتن . عودت دادن . رجوع به عود شود. - عود کردن ؛ بار دیگر پدید آمدن ، مانند عود کردن مرض و جز آن . 1- بازگشت، برگشت، رجعت، نكس
2- بربط، ساز recurrence, relapse, lute, reversion, regression, recidivism, backset, recrudescence تكرار، عودة، تواتر، رجوع، ظهور جديد tekrarlama récurrence wiederauftreten reaparición ricorrenza باز رخداد، باز گشت، رویدادن مجدد، خاصیت بازگشت، حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری، رجوع، ترجمه مجدد، برگشتگی بعقب، سیر قهقرایی، بسرفت، بازگشت به، تکرار جنایات، بازداشت، عقب زنی، وارونه، مکی، تجدید، ظهور مجدد، عود مرض، برگشتگی
کلمه "عود" در زبان فارسی به چندین معنا بهکار میرود و در زمینههای مختلفی کاربرد دارد. در زیر به برخی از نکات نگارشی و قواعد مربوط به آن اشاره میکنم:
مانا:
"عود" به معنای نوعی بخور (چراغی که بوی خوشی تولید میکند) و همچنین به معنای بازگشت (عودت) است.
همچنین "عود" در موسیقی به نوعی ساز اشاره دارد.
استفاده در جملات:
معمولاً برای توضیح معنای "عود" باید به جمع و نوع آن توجه شود. مثلاً: «عود خوشبو» یا «عود موسیقی».
نوشتار و املای کلمه:
املای "عود" صحیح است و از اشتباهات رایج مانند "عود" را نباید دچار اختلالاتی مثل "عـود" یا "عودی" کرد مگر در موارد خاص (مثل اسم خاص) که با توجه به نیاز تغییر کند.
در زبان فارسی، اگر بخواهید به جمع "عود" اشاره کنید، از اصطلاح "عودها" استفاده میکنید.
علامتگذاری:
در نوشتار، باید به قواعد نگارشی مانند فاصلهگذاری، فراز و نشیب جملهها و نشانههای نگارشی توجه کرد.
اگر "عود" در ابتدای جمله قرار گیرد، باید با حرف بزرگ نوشته شود: «عود درختان باعث خوشبو شدن فضا میشود.»
راهنمایی برای تفهیم:
اگر کلمه "عود" در متنی آمده است که شامل چندین معنا است، میتوان با بکارگیری توضیحات و ویرگولها، معانی مختلف را روشنتر کرد.
در نهایت، شناخت و استفاده صحیح از کلمات در متن، میتواند به اثرگذاری و شفافیت گفتار و نوشتار کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
عودهایی که در مراسم دینی سوزانده میشوند، بوی خوش و آرامشبخشی را در فضا ایجاد میکنند.
او هر شب قبل از خواب، عود را روشن میکند تا با عطری دلنشین خواب آرامتری داشته باشد.
فروشگاههای محلی انواع مختلفی از عود با رایحههای گوناگون را به فروش میرسانند.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: باز رخداد، باز گشت، رویدادن مجدد، خاصیت بازگشت، حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری، رجوع، ترجمه مجدد، برگشتگی بعقب، سیر قهقرایی، بسرفت، بازگشت به، تکرار جنایات، بازداشت، عقب زنی، وارونه، مکی، تجدید، ظهور مجدد، عود مرض، برگشتگی
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر