شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

'udsuz
censer  |

عودسوز

معنی: عودسوز.(نف مرکب ) عودسوزنده . کسی که عود میسوزاند. آنکه عود بر آتش مینهد تا بسوزد و بوی خوش دهد :
نشستند خوبان بربطنواز
یکی عودسوز و یکی عودساز.
فردوسی .
صندل و عود هر سویی برپای
باد ازو عودسوز و صندل سای .
نظامی .
در طبق مجمر مجلس فروز
عود شکرساز و شکر عودسوز.
نظامی .
|| (اِ مرکب ) ظرفی که در آن عود میسوزانند. (از آنندراج ). مجمر. (دهار) (غیاث اللغات ) (از منتهی الارب ). مجمرة. (از منتهی الارب ). مجمری که در آن بوی خوش میسوزانند. (ناظم الاطباء). بوی سوز. عطرسوز. مدخنة :
پیشت از جان عود وز دل عودسوزی کرده بود
هم ز سوز سینه عطر عودسوزان تازه کرد.
خاقانی .
یاسمن تازه داشت مجمره ٔ عودسوز
غنچه که آن دید ساخت گنبده ٔ مشکبار.
خاقانی .
من آن عودسوزم که در بزم شاه
ندارم جز این یک وثیقت نگاه .
نظامی .
فرستاد تخمی به دست رهی
که باید که بر عودسوزش نهی .
سعدی .
گدایان بیجامه شب کرده روز
معطرکنان جامه بر عودسوز.
سعدی .
گمان برند که در عودسوز سینه ٔ من
نبود آتش معنی که بو نمی آید.
سعدی .
به بزمی که شاهست مجلس فروز
فلک از ثوابت نهد عودسوز.
کلیم (از آنندراج ).
چه سازد به بخت سیه عودسوز
که در چنگ او نیست زینگونه سوز.
ملاطغرا (از آنندراج ).
... ادامه
239 | 0
مترادف: سپندسوز، مجمر
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی. فارسی]
مختصات: (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 153
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
censer | oudsoz
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "عودسوز" به معنای وسیله‌ای است که برای سوزاندن عود یا مواد خوشبوکننده استفاده می‌شود. در استفاده و نگارش این کلمه، چند نکته‌ی نگارشی و قواعد فارسی باید رعایت شود:

  1. جداسازی واژه‌ها: اگر بخواهید از این کلمه به عنوان اسم خاص یا در متنی استفاده کنید، می‌توانید آن را به صورت "عود سوز" هم بنویسید، اما استفاده از "عودسوز" به عنوان یک واژه‌ی مرکب رایج‌تر و متداول‌تر است.

  2. نقطه‌گذاری: اگر در جمله‌ای از این کلمه استفاده می‌شود، باید قواعد نقطه‌گذاری را رعایت کنید. مثلاً: "من از عودسوز برای معطر کردن فضای اتاق استفاده می‌کنم."

  3. هماهنگی با سایر واژه‌ها: در جملات، دقت کنید که این واژه با دیگر اجزای جمله هماهنگ باشد. مثلاً: "عودسوز من در حال حاضر خاموش است."

  4. استفاده دقت در متون رسمی: در متون رسمی و دانشگاهی، بهتر است از واژه‌های دقیق و مناسب استفاده کنید تا مفهوم به درستی منتقل شود.

در نهایت، بسته به محتوای متن و زمینه‌ای که در آن استفاده می‌شود، می‌توان نکات و قواعد بیشتری را مد نظر قرار داد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در مراسم مذهبی، از عودسوز برای خوشبو کردن فضا و ایجاد جوی معنوی استفاده می‌شود.
  2. عودسوز سفالی که مادر بزرگم به ارث گذاشته، همیشه بوی عطر چوبی خاصی در خانه به ارمغان می‌آورد.
  3. هنگام شب، در کنار عودسوز نشسته و به صدای آرامش‌بخش موسیقی گوش می‌دادم.

واژگان مرتبط: عطردان، مجمره، بخور سوز

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری