شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

'ur
ur  |

عور

معنی: عور. (از ع ، ص ) برهنه . (غیاث اللغات ). لخت و برهنه . (فرهنگ فارسی معین ). رت . روت . روخ . رود. عریان . غوشت . عری . تهک . مجرد :
چون نکوشی که بپوشی شکم عورت
دیگران را چه دهی خیره گریبانی .
ناصرخسرو.
از تو زاری نکو و زور بداست
عور زنبور خانه شور، بد است .
سنائی .
عیسی خرد را کند تابش ماه دایگی
مریم عور را کند برگ درخت معجری .
خاقانی .
این عروسان عور رعنا را
برسر از آب چادر اندازد.
خاقانی .
ز خون خوردن و حبس جستیم عور
تو گویی ز مادر کنون آمدیم .
خاقانی .
یاری دو سه از پس اوفتاده
چون او همه عور و سرگشاده .
نظامی .
اول میان خون بده ای در رحم اسیر
وآخر بخاک آمده ای عور بی نوا.
عطار.
پس ز حق امر آید از اقلیم نور
که بگوئیدش که ای بطال عور.
مولوی .
گفت ای شه بر من عور گدا
قول دشمن مشنو ازبهر خدا.
مولوی .
یافتندش به کنج میخانه
مفلس و عور و مست و دیوانه .
اوحدی .
آمدن همچو «الف » عور و ز شرم جودت
سرفکنده ز در لطف تو چون «بی » رفتن .
رضی نیشابوری .
یکی فقیر در آن شب لب تنور گرفت
لب تنور بر آن مستمند عور گذشت .
؟ (از شاهد صادق ).
- سنگ عور ؛ حجرالعور. حجرالیرقان . حجرالخطاطیف . سنگ پرستوک . نوعی سنگ است : در جمله ٔ تحف کمری بود از سنگ عور که سنگ یرقان نیز خوانند. (جهانگشای جوینی ). رجوع به حجرالخطاطیف شود.
- عور گشتن ؛ لخت شدن . برهنه شدن :
ناموخت خدای ما مر آدم را
چون عور و برهنه گشت جز کَاسما.
ناصرخسرو.
سخت مجهول نیستی آخر
عور گردی مرا نیاید عار.
مسعودسعد.
... ادامه
823 | 0
مترادف: 1- برهنه، پتي، عريان، لخت، لوت 2- يك چشمي
متضاد: مستور
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی]
مختصات: (ص .)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: 'ur
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 276
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
ur
ترکی
ur
فرانسوی
ur
آلمانی
ur
اسپانیایی
ur
ایتالیایی
ur
عربی
أور
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "عور" در زبان فارسی به معنای نقص یا عیبی در دیدن و بینایی به کار می‌رود. البته توجه داشته باشید که این کلمه در برخی از متون دینی و فقهی نیز به معنای «کسی که دوجنسی باشد» استفاده می‌شود.

در نگارش این کلمه برخی نکات وجود دارد که باید رعایت شود:

  1. نگارش صحیح: کلمه "عور" به همین شکل نوشته می‌شود و هیچ گونه دگرگونی در شکل نوشتاری آن وجود ندارد.

  2. فاصله‌گذاری: اگر کلمه "عور" در جمله‌ای قرار گیرد، باید در زمینه کاراکترهای قبل و بعد از آن دقت شود تا از نظر نگارشی صحیح باشد.

  3. علامت‌گذاری: در مواقعی که به کلمه "عور" اشاره می‌شود، استفاده از ویرگول یا سایر علائم نگارشی همچون نقطه و پرسش علامت‌گذاری می‌تواند به شفاف‌تر شدن بیان کمک کند.

  4. تلفظ: برای تلفظ صحیح "عور"، به‌ طور کلی باید "ع" را به صورت غلیظ و "ور" را به صورت استاندارد تلفظ کرد.

اگر سوال دیگری دارید یا نیاز به اطلاعات بیشتری دارید، خوشحال می‌شوم که کمک کنم!

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. عور بادشکن درختان را در باغ به زیبایی می‌رقصاند.
  2. با نزدیک شدن شب، عور در آسمان به آرامی درخشید.
  3. صدای عور دریا به گوش می‌رسید و حس آرامش را به من منتقل می‌کرد.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری