جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: عیاش . [ ع َی ْ یا ] (ع ص ) بسیار زیست کننده و نیکوحال . (ناظم الاطباء). صیغه ٔ مبالغه است از «عیش »، یعنی دارای حیات گشتن . || فروشنده ٔ «عیش » یعنی نان . (از اقرب الموارد). || (از ع ، ص ) خوب زندگانی کننده . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). بسیار خوشگذران و کسی که بیشتر زندگانی خود را در خوشی و خرمی گذراند و مشغول لهو و لعب باشد و از امور عالم بی خبر و بی بهره بود. (ناظم الاطباء). || شهوت پرست و فاسق و فاجر و ماژپرست . 1- خراباتي، خوش گذران، عشرت طلب
2- شادخوار، كامجو، هرزه، هوسباز jovial, epicurean, bacchanal, boon, pleasurable, rackety, sybaritic, voluptuary, wanton, free-living, carouser, reveler, sybarite, pleasure seeker, debauchee, roisterer, free-liver, reveller, revelry مرح، مرحا şenlik festivités ausgelassenheit jolgorio baldoria سبک روح، سعید، طربانگیز، ابیقوری، میگسار و بادهپرست، خوشدل، لذت بخش، فرح بخش، مغتنم، لذیذ، پر هیاهو، شهوتران، گستاخ، سرکش، جسور، سر بهوا، بی بند و بار، لوطی، ساکن شهر سیباریس، فاسق، ادم هرزه، فاجر، فاحشهباز، حرف نشنو، بازیگوش
کلمه "عیاش" در زبان فارسی به معنای فردی است که به خوشگذرانی، لذتجویی و زندگی مفرح و بیمکانی مشغول است. این کلمه معمولاً بار منفی دارد و به فردی اطلاق میشود که در این لذتجوییها به ملاحظههای اجتماعی و اخلاقی توجه نداشته باشد.
قواعد نگارشی برای کلمه "عیاش":
نوشتار صحیح: این کلمه با "ع" و "ی" شروع میشود و "ش" در انتهای آن است و نباید حروف دیگری به آن اضافه شود.
استفاده در جملات:
این کلمه را باید در زمینههایی استفاده کرد که به شخصیت یا ویژگیهای فردی اشاره دارد.
به عنوان مثال: "او یک عیاش است که همواره به دنبال خوشگذرانی میباشد."
لحن و تنوع واژهها: در متنهای رسمی یا ادبی بهتر است از این کلمه با احتیاط استفاده شود، چرا که بار فرهنگی خاصی دارد و ممکن است به شدت مورد قضاوت قرار گیرد.
همنشینی: این کلمه معمولاً با واژههای منفی یا توصیف کننده نظیر "بیپروایی"، "خوشگذران" و ... همنشینی دارد.
معنی و تفسیر: در استفاده از این کلمه، توجه به جنبههای مختلف آن (مثلاً جنبههای اجتماعی و فرهنگی) مهم است، زیرا عیاشی میتواند معانی مختلفی در زمینههای مختلف داشته باشد.
توجه به این قواعد میتواند به استفاده صحیح و مؤثر از کلمه "عیاش" در نوشتارها کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
او به خاطر شیوه زندگی عیاش خود همیشه در معرض انتقاد خانواده و دوستانش قرار دارد.
عیاش بودن شاید لحظاتی خوشی به همراه داشته باشد، اما عواقب آن میتواند زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهد.
در داستانی که خواندم، شخصیت اصلی به دلیل عیاشیهای بیپروای خود، تمام داراییاش را از دست داد.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: سبک روح، سعید، طربانگیز، ابیقوری، میگسار و بادهپرست، خوشدل، لذت بخش، فرح بخش، مغتنم، لذیذ، پر هیاهو، شهوتران، گستاخ، سرکش، جسور، سر بهوا، بی بند و بار، لوطی، ساکن شهر سیباریس، فاسق، ادم هرزه، فاجر، فاحشهباز، حرف نشنو، بازیگوش