شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

qa(e)rāmat
compensation  |

غرامت

معنی: غرامت . [ غ َ م َ ] (ع اِ) غَرامَة. ج ، غرامات . (اقرب الموارد). تاوان . (منتهی الارب ) (صحاح الفرس ) (آنندراج ) (دهار) . آنچه ادایش لازم باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). با لفظ کشیدن و ستدن و کردن به کار میرود. (از آنندراج ). گفته اند: ادای آنچه برعهده ٔ شخص نیست ، ودادن مال به کراهت . (از اقرب الموارد) :
دندانم ار ز سنگ غرامت شکسته اند
وقت ثنای خواجه ثنایابرآورم .
خاقانی .
برد آن برات و بازگرفت این غرامت است
داد آن غلام و باز ستد این تحکم است .
خاقانی .
نفسم جنب غرامت است ای دلجوی
کو تیغ که غسلها توان کرد بدوی .
خاقانی .
بدین غرامت خطی به صد هزار دینار بازداد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1272 هَ . ق . ص 36). با وزیر عتاب آغاز نهاد و او را به غرامت آن اتلاف و تضییعمؤاخذت کرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 359).
سنگش یاقوت وگیا کیمیاست
گر نشناسی تو غرامت کراست .
نظامی .
گر دهی ای خواجه غرامت تراست
مایه ز مفلس نتوان باز خواست .
نظامی .
عمر نبود آنچه غافل از تو نشستم
باقی عمر ایستاده ام به غرامت .
سعدی .
گر گله از ماست شکایت بگوی
ور گنه از تست غرامت بیار.
سعدی (طیبات ).
و نفس خودرا سرزنش کند و بر خود غرامت نهد. (مجالس سعدی چ شوریده ص 26).
شمع گر زآن لب خندان به زبان لافی زد
پیش عشاق تو شبها به غرامت برخاست .
حافظ.
و اگر دزد را به دست نیاورد... از عهده ٔ غرامت مال دزدی از عین المال خود بیرون آید. (تذکرة الملوک چ 1332 هَ .ش . ص 49). و اگر زر قلب برآید یا سبک باشد از عهده ٔ غرامت آن بیرون آید. (تذکرة الملوک ص 72).
ترکیب ها:
- غرامت خواستن . غرامت دادن . غرامت زده . غرامت ستاندن . غرامت ستدن . غرامت کردن . غرامت کشیدن . رجوع به همین ترکیبات شود.
|| مشقت و ضرر.(اقرب الموارد). || پشیمانی . (غیاث اللغات ). || عذاب . (غیاث اللغات ). || (مص ) لازم شدن بر کسی تاوان . (منتهی الارب ). تاوان زده شدن . (مصادر زوزنی ) (غیاث اللغات ): غرم الرجل الدیة و الدین و غیر ذلک ؛ اداها. غَرم . غُرم . مَغرَم . (اقرب الموارد). || زیان بردن در تجارت . (اقرب الموارد) (المنجد).
... ادامه
500 | 0
مترادف: 1- تاوان، جبران، جريمه، خسارت، ضرر 2- عذاب، مشقت 3- پشيمان
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی: غرامَة، جمع: غرامات]
مختصات: (اِ مص .)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: qarAmat
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1641
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
compensation | reparation , restitution , dues , indemnification , recompense , fine , compunction , anguish , mulct , torment
ترکی
tazminat
فرانسوی
compensation
آلمانی
entschädigung
اسپانیایی
compensación
ایتالیایی
compenso
عربی
تعويضات | تعويض
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "غرامت" در زبان فارسی به معنای جبران خسارت یا پرداخت مبلغی به عنوان compensation است. در زیر به چند نکته نگارشی و قواعد مرتبط با این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. نحو و ساختار جمله: "غرامت" معمولاً به عنوان اسم استفاده می‌شود و ممکن است به عنوان مفعول، فاعل یا دیگر نقش‌های نحوی در جمله قرار گیرد. مثلاً:

    • "شخص مقصر باید غرامت خسارت را پرداخت کند."
    • "غرامت به قربانیان حادثه تعلق می‌گیرد."
  2. تطابق: در جملاتی که "غرامت" به عنوان مفعول واقع می‌شود، دقت کنید که فاعل و فعل به درستی با هم مطابقت داشته باشند:

    • "او غرامت را پرداخت کرد." (فاعل: او، فعل: پرداخت کرد، مفعول: غرامت)
  3. احساس و معنی: "غرامت" معمولاً بار معنایی جدی و قانونی دارد، بنابراین در متن‌های رسمی و قانونی بیشترین کاربرد را دارد. در متن‌های غیررسمی و محاوره‌ای نیز می‌توان از آن استفاده کرد، اما توجه به لحن و زمینه گفت‌وگو ضروری است.

  4. استفاده در متون قانونی: در متون حقوقی، "غرامت" به طور خاص به مبلغی اشاره دارد که به دلیل خسارت، آسیب یا ضرر باید پرداخت شود. به همین دلیل، بیان دقیق و شفاف در این زمینه از اهمیت بالایی برخوردار است.

  5. جمع و مفرد: "غرامت" به صورت مفرد استفاده می‌شود و در مواردی که به چندین نوع یا مورد غرامت اشاره می‌شود، می‌توان از "غرامت‌ها" استفاده کرد.

با رعایت این نکات، می‌توانید به شکل مؤثرتری از کلمه "غرامت" در نوشتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. شرکت بیمه اعلام کرد که غرامت خسارت‌های ناشی از سیل به تمامی مشتریان خود پرداخت خواهد شد.
  2. پس از تصادف، راننده مقصر موظف به پرداخت غرامت به فرد آسیب‌دیده بود.
  3. دولت وعده داده است که به کشاورزان آسیب‌دیده از خشکسالی، غرامت مناسبی پرداخت کند.

واژگان مرتبط: جبران، پاداش، عوض، تلافی، تاوان، تعمیر، جبران غرامت، غرامت جنگی، اصلاح، اعاده، ارتجاع، باز گردانی، عوارض، پرداخت غرامت، تاوان پردازی، جبران زیان، خسارت، رفع خسارت، غرامت پرداختن، جریمه، پشیمانی، رحم، ندامت، غم و اندوه، اضطراب، عذاب، جفا، سینه سوزی، لکه، شکنجه، زجر، زحمت، ازار

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری