جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: غرقه . [ غ َ ق َ / ق ِ ] (ص ) غریق . ترکیبی است از غرق + هَ (نسبت ). (از غیاث اللغات ). در آب شده . (آنندراج ). در آب فرورفته . در آب مرده . آنکه آب از سر وی بگذرد.غارق . مغروق . غرق شده . رجوع به غرق شود : چون نمد همچو دیبه شد چه علاج چاره چه غرقه را برود برک . خسروی (از لغت فرس ذیل برک ). برون کرد ببر بیان از برش به خوی اندرون غرقه بد مغفرش . فردوسی . کمانی به بازو و نیزه به دست به آهن درون غرقه چون پیل مست . فردوسی . تو در دریای هجرم غرقه بودی ز موج غم بسی رنج آزمودی . (ویس و رامین ). دلت با یار دیگر زآن بپیوست کجا غرقه به هر چیزی زند دست . (ویس و رامین ). بتان را به خاک اندر افکنده تن به خون غرقه پیش بت اندر شمن . اسدی (گرشاسب نامه ). غرقه اند اهل خراسان و نه آگاهند سر به زانو من برمانده چنین زآنم . ناصرخسرو. نجم دین ای من و هزار چو من غرقه ٔ بحر بر و منت تو. سوزنی . بیمارم و چون گل که نهی در دم کوره گه در عرقم غرقه و گه در تبم از تاب . خاقانی . تن غرقه ٔ خون رفتم و دل تشنه ٔ امید کز آب وفا قطره به جوی تو ندیدم . خاقانی . غرقه ٔ عشق و تشنه ٔ وصلیم کآرزومند زلف و خان توایم . خاقانی . تابوت اوست غرقه ٔزیور عروس وار هر هفت کرده هشت بهشت است بنگرید. خاقانی . نیست یکدم که بنده خاقانی غرقه ٔ فیض مکرمات تو نیست . خاقانی . به آب اندر شدن غرقه چو ماهی از آن به کز وزغ زنهار خواهی . نظامی . غرقه ای دید جان او شده گم بر چون خم نهاده بر سر خم . نظامی . کرد نظامی ز پی زیورش غرقه ٔ گوهر ز قدم تا سرش . نظامی . گیرم که حال غرقه ندانند دوستان آخر درین سفینه نبینند تر سخن . سعدی (طیبات ). نادان همه جا با همه خلق آمیزد چون غرقه به هرچه دید دست آویزد. سعدی (صاحبیه ). ای مدعی که میگذری بر کنار آب ما را که غرقه ایم ندانی چه حالت است . سعدی (غزلیات ). هوشیار حضور و مست غرور بحر توحید و غرقه ٔگنهیم . حافظ. دلی کو عاشق رویت نگردد همیشه غرقه در خون جگر باد. حافظ. 1- مستغرق
2- غرق، غريق، فرورفته، مغروق drowned غرق، تركه يغرق، غمر بالماء، حجب بالماء، تخلص من boğuldu noyé ertrank ahogue affogato
کلمه "غرقه" در زبان فارسی به معنای غرقشده یا در حال غرق شدن است و میتواند به عنوان صفت یا قید بهکار رود. در نگارش و استفاده از این کلمه، نکات زیر را مد نظر قرار دهید:
معنی و مفهوم: "غرقه" به معنای غرقشده، در آبمانده یا درگیر چیزی است. این واژه میتواند در زمینههای مختلفی مانند توصیف حالات عاطفی (مانند عشق یا غم) نیز به کار رود.
نگارش صحیح: املای صحیح این کلمه "غرقه" است. برخی افراد ممکن است به اشتباه آن را "غرق" نوشته یا تلفظ کنند که نادرست است.
استفاده در جمله:
به عنوان صفت: "چشمهایش غرقه در اشک بود."
به عنوان قید: "او غرقه در افکارش بود."
نکات نگارشی: هنگامی که از این کلمه در متون رسمی یا ادبی استفاده میکنید، توجه به زیبایی و روانی جمله میتواند تأثیر مثبتی بر خواننده بگذارد.
لحن و لحن متنی: بسته به لحن متن، استفاده از "غرقه" میتواند حالتی شاعرانه یا توصیفی به متن بدهد، بنابراین در انتخاب آن دقت کنید.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "غرقه" به طور مؤثر در نگارشهای خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
دریاچهای زیبا در دل جنگل، غرقه در آرامش و سکوت بود.
احساساتش در آن لحظه غرقه در شادی و امید بود.
او با غرقه شدن در افکارش، زمان را فراموش کرده بود.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر