جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×

غره شدن

معنی: غره شدن . [ غ ِرْ / غ َرْ رَ / رِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) فریفته شدن . امید بیهوده داشتن . غافل شدن . (ناظم الاطباء). فریب خوردن . فریفته گشتن . گول خوردن . فنودن . مغرور شدن . غره گردیدن . غره گشتن . رجوع به غره شود :
غره مشو بدانکه جهانت عزیز کرد
ای بس عزیزکرده ٔ خود را که کرد خوار.
عماره ٔمروزی .
یا فتی ! تو به مال غره مشو
چون تو بس دید و بیند این دیرند.
رودکی .
مشو غره ز آب هنرهای خویش
نگه دار بر جایگه پای خویش .
فردوسی .
نبودت زکارم مگر آگهی
شده غره بر تخت شاهنشهی .
فردوسی .
به روز جوانی به زر و درم
مشو غره جان را مگردان دژم .
فردوسی .
ور بدین هر دو سبب خیره سری غره شود
همچنان گردد چون مور که گیرد پرواز.
فرخی .
دشمن چو نکوحال شوی گرد تو گردد
زنهار مشو غره بدان چرب زبانیش .
ناصرخسرو.
به چشم حق تو منگر سوی باطل
مشو غره به ملک و تخت شیطان .
ناصرخسرو.
به خواب اندر است ای برادر ستمگر
چه غره شده ستی بدان چشم بازش .
ناصرخسرو.
کی شود غره به گفتار مخالف چون توئی
مرد دانا کی دهد هرگز به گازر پوستین !
امیر معزی .
گر از آتش همی ترسی به مال کس مشو غره
که اینجا صورتش مال است و آنجا شکلش اژدرها.
سنائی .
خاقانیا به جاه مشو غره عمروار
گر خود به جاه بهمن و جمشیدی از قضا.
خاقانی .
به دولت هر که شد غره چنان دان
که میدانش آتش و او نی سوار است .
خاقانی .
بدین قالب که بادش در کلاه است
مشو غره که مشتی خاک راه است .
نظامی .
مشو غره بر آن خرگوش زرفام
که بر خنجر نگارد مرد رسام .
نظامی .
تو غره بدان شوی که می می نخوری
صد لقمه خوری که می غلام است آن را.
خیام .
بر حسن و جوانی ای پسر غره مشو
بس غنچه ٔ ناشکفته بر خاک بریخت .
خیام .
مرد مال و خلعت بسیار دید
غره شد از شهر و فرزندان برید.
مولوی .
گر نشد غره بدین صندوقها
همچو قاضی یابد اطلاق و رها.
مولوی .
گول میکن خویش را و غره شو
آفتابی را رها کن ذره شو.
مولوی .
مشو غره بر حسن گفتار خویش
به تحسین نادان و پندار خویش .
سعدی (گلستان ).
ولی ز باطنش ایمن مباش و غره مشو
که خبث نفس نگردد به سالها معلوم .
سعدی (گلستان ).
ای که در نعمت و نازی به جهان غره مباش
که محال است درین مرحله امکان خلود.
سعدی (طیبات ).
خواب را مردم بیداردل اصلی ننهند
نشوند اهل خرد غره به تمویه سراب .
ابن یمین .
ای کبک خوشخرام کجا میروی بایست
غره مشو که گربه ٔ زاهد نماز کرد.
حافظ.
مباش غره به علم و عمل فقیه مدام
که هیچکس ز قضای خدای جان نبرد.
حافظ.
... ادامه
1111 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1559
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
عربی
أن تكون
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "غره شدن" به معنای مغرور شدن یا به خود بالیدنی است. به طور کلی در نوشتار فارسی و نگارشی، چند نکته مهم را باید در نظر داشته باشیم:

  1. نحو و دستور زبان:

    • ترکیب "غره شدن" درست و معنادار است. در این ترکیب، "غره" به عنوان فعل و "شدن" به عنوان فعل حرکتی عمل می‌کند.
  2. نقش های کلمه:

    • "غره" به عنوان یک صفت یا فعل عمل می‌کند و می‌تواند به معنای "مغرور" یا "غفلت از واقعیت" تعبیر شود.
  3. وجه فعل:

    • فعل "شدن" به تنهایی نشان دهنده تغییر حالت یا وضعیت است.
  4. استفاده در جملات:

    • باید در نظر داشت که "غره شدن" معمولاً در جملات توصیفی به کار می‌رود. مثلاً: "او به خاطر موفقیت‌هایش غره شد."
  5. توجه به سیاق:

    • استفاده از "غره شدن" در متن‌ها باید با توجه به سیاق و زمینه‌ی جمله باشد تا مفهوم به‌درستی منتقل شود.
  6. نگارش صحیح:
    • همواره از نوشتن "غره‌شدن" با خط فاصله خودداری کنید و به صورت پیوسته یعنی "غره شدن" بنویسید.

با رعایت این نکات، می‌توان از "غره شدن" به‌طور مؤثر در نوشتار استفاده کرد.


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری