شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

qožb
dusk  |

غژب

معنی: غژب . [ غ ُ ] (اِ) دانه ٔ انگوری راگویند که از خوشه جدا افتاده باشد و شیره و تخم در میانش باشد؛ یعنی تازه بود و خشک نشده باشد. (برهان قاطع). دانه ٔ انگور. (فرهنگ اسدی ) (فرهنگ رشیدی ) (آنندراج ) (انجمن آرا) (فرهنگ اوبهی ). دانه ٔ انگور که پخته و تازه باشد. (غیاث اللغات ). دانه ٔ انگور که شیره و تکس در میان آن باشد، و تکس تخم انگور را گویند. (فرهنگ جهانگیری ). غژم . (برهان قاطع). غژب . (فرهنگ شعوری ). حب ّ. حبه ٔ انگور :
میی که اوت گواهی دهد [ همی ] که منم
به گونه و گهر اندر چهار جای تمام
عقیقم اندر غژب و زمرّدم در تاک
سهیلم اندر خم آفتابم اندر جام .
ابوالعلاء ششتری (از فرهنگ اسدی ).
چو مشک بویا لیکنش نافه بوده ز غژب
چو شیر صافی و پستانش بوده از پاشنگ .
عسجدی .
آن خوشه بین چنانک یکی خیک پرنبید
سربسته و نبرده بدو دست هیچکس
بر گونه ٔ سیاهی چشم است غژب او
هم بر مثال مردمه ٔ چشم از او تکس .
بهرامی (از فرهنگ اسدی ).
تو گفتی سیه غژب پاشنگ بود
و یا در دل شب شباهنگ بود.
اسدی (از آنندراج ) (انجمن آرا).

دیده ٔ حاسد به تو چون غژب انگور است سرخ
در لگدکوب عنا بادش جدا آب از تکس .
سوزنی .
از دست میر شیخ سحاب ار نمی برد
لعل و عقیق روید از رز به جای غژب .
شمس فخری (از آنندراج ) (انجمن آرا) (فرهنگ رشیدی ).
|| استخوان انگور. (از برهان قاطع). تکس تخم انگور. (فرهنگ جهانگیری ). استخوان . ستخوان . هسته . خسته . عُجم . || خوشه ٔ خرما. || خشم و قهر.(از برهان قاطع). غژم . (برهان قاطع). || سر پستان حیوان . || سر پستان گاو ماده . (از فرهنگ شعوری ) (ناظم الاطباء).
... ادامه
599 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) ‹غژم، غژمه› (زیست‌شناسی) [قدیمی]
مختصات: (غُ) (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1009
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
dusk
عربی
الغسق | مساء , غبش , مظلم , معتم
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "غژب" در زبان فارسی به معنای "بغض و گداز" یا "نارضایتی" به کار می‌رود و در نوشته‌ها و متون ادبی می‌تواند به تصویر کشیدن احساسات خاص کمک کند. قواعد نگارشی و استفاده صحیح از این کلمه به شرح زیر است:

  1. نحوه نوشتن: "غژب" باید به صورت صحیح و بدون اشتباه تایپی نوشته شود.

  2. بکارگیری در جمله: این کلمه معمولاً در متون ادبی و شعر استفاده می‌شود، بنابراین بهتر است با محتوای احساسی و عاطفی هماهنگ باشد.

    • مثال: "در دل او غژب موج می‌زد و نمی‌توانست احساساتش را پنهان کند."
  3. قید و وصف: می‌توانید از قیدها و صفات برای توصیف حالت روحی یا عاطفی مرتبط با "غژب" استفاده کنید.

    • مثال: "غژب خاموشی در چشمانش نمایان بود."
  4. استفاده مناسب: از این کلمه در متون علمی و رسمی استفاده نکنید، زیرا بیشتر بار احساسی دارد و برای متون ادبی مناسب‌تر است.

این نکات می‌تواند به شما کمک کند تا از کلمه "غژب" به درستی و مؤثر در نوشتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. او هنگام شنیدن خبر ناخوشایند، به شدت غژب داشت و نمی‌توانست احساساتش را کنترل کند.
  2. غژب در چهره‌اش نمایان بود و همه متوجه شدند که اتفاقی افتاده است.
  3. به دلیل غژب و عصبانیتش، تصمیمات نادرستی گرفت که بعدها پشیمان شد.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری