جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: غمناک . [ غ َ ] (ص مرکب ) اندوهگین . غمگین . غمین . با غم و اندوه .محزون . غمنده : ایشان بازگشتند سخت غمناک ،که جوانان کار نادیدگان بودند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 426). من که آلتونتاشم اینک بفرمان علی میروم و سخت غمناک و لرزانم بدین دولت بزرگ . (تاریخ بیهقی ایضاً ص 81). من بازگشتم سخت غمناک و متحیر. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 325). آن روز که حسنک را بر دار کردند، استادم بونصر روزه بنگشاد و سخت غمناک بود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 185). جبرئیل در حال بیامد و بر بالین مصطفی بنشست غمناک ، و رسول را سلام کرد. (قصص الانبیاء ص 244). و بکردار غمناکان نشسته بود. (مجمل التواریخ و القصص ). گفت ترا چون غمناک می بینم . (کلیله و دمنه ). بردی دل من ناگهان کردی به زلف اندر نهان روزی نگفتی کای فلان اینک دل غمناک تو. خاقانی . جانم به حشمت تو نه غمناک خرم است کارم به همت تو نه بدتر نکوتر است . خاقانی . پس به نزدیک مرد شهری آمدو چون غمناکی مستمند بنشست . (سندبادنامه ص 301). چون آن گلبرگ رویان بر سر خاک گل صدبرگ را دیدند غمناک . نظامی . چو پیش تخت شد نالید غمناک برسم مجرمان غلطید بر خاک . نظامی . من آن تشنه لب غمناک اویم که او آب من و من خاک اویم . نظامی . غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل باشد که چو وابینی خیر تو درین باشد. حافظ. آزرده، افسرده، اندوهگين، اندوهناك، حزين، دل فگار، غم دار، غمزده، غمگين، غمين، محزون، مضطرب، مغموم، ملول، مهموم شاد، مسرور sad حزين، محزن، مؤسف، كئيب، مكتئب، ردئ جدا، عبوس، بائس، مكروب، داكن، مؤلم üzgün triste traurig triste triste غمگین، اندوهناک، دلتنگ، مکدر
کلمه "غمناک" یک صفت فارسی است که به معنای حزنآور یا غمگین استفاده میشود. در اینجا به چند نکته دربارهی این کلمه و کاربردهای آن در زبان فارسی اشاره میکنم:
جنس و نوع: "غمناک" یک صفت است و میتواند برای توصیف اسمها (مانند داستان، فیلم، یا لحظات) بهکار رود.
مثال: "این فیلم خیلی غمناک بود."
تطابق جنس و عدد: در فارسی، صفات باید از نظر جنس و عدد با اسمهایی که توصیف میکنند، هماهنگ باشند.
مثال: "داستان غمناک" (مؤنث) و "داستانهای غمناک" (جمع).
استفاده در جملات: "غمناک" میتواند به عنوان قید توصیفی به کار رود. مثلاً میتوان جملهای با این کلمه ساخت:
مثال: "چهرهاش غمناک شد وقتی خبر را شنید."
نکات نگارشی:
در نوشتن، باید به فاصلهگذاری و استفادهی صحیح از نشانههای نگارشی توجه کرد.
مثال: "قصههایی غمناک و جذاب".
مترادفها و متضادها: اگرچه "غمناک" دارای معانی خاصی است، مترادفهایی همچون "حزنآور" و "تاسفبار" نیز دارد. متضاد آن میتواند "شاد" یا "خوشحال" باشد.
این نکات به درک بهتر و استفادهی درست از کلمه "غمناک" در جملات فارسی کمک میکند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
صدای باران بر روی شیشهها حس غمناکی را در دل من زنده میکند.
داستان کتابی که میخواندم، پر از شخصیتهای غمناک و خاطرات تلخ بود.
در این روزهای بارانی، احساس غمناک میکنم و آرزو دارم روزهای شاد بیشتری داشته باشم.