جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: غنی . [ غ ِ نا / غ ِ نَن ْ ] (ع مص ) زن گرفتن مرد. تزوج . (از اقرب الموارد). در منتهی الارب آمده : غنی ، مرد را زن دادن و زن را شوی . || غانیه شدن زن ، و زن غانیه آنکه او را بزنی بخواهند و او امتناع کند، و بقولی آنکه بزیبایی خود از آرایش بی نیاز باشد، یا زنی که شوهر کند و با وی بی نیاز باشد. (از اقرب الموارد). || مقیم شدن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی تهذیب عادل ) (المصادر زوزنی ). اقامت کردن ، چنانکه گویند: «غنوا بدیارهم ثم فنوا». مَغنی ̍. (اقرب الموارد). || زیستن . (المصادرزوزنی ). زندگانی کردن . (از منتهی الارب ) (اقرب الموارد) : کاءَن لم یغنوا فیها. (قرآن 92/7). || توانگری . (مهذب الاسماء) (صراح ). توانگر شدن . (المصادر زوزنی ). بسیاری و فراوانی مال . (از اقرب الموارد). دستگاه . (صراح ). مقابل فقر. (کشاف اصطلاحات الفنون ). طَول . || بی نیاز گردیدن . بی نیازی . || بسنده کردن از چیزی . اکتفاء. || ماندن در دوستی ، چنانکه گویند: «غنیت لک منی بالمودة». (از اقرب الموارد). || غَنِیَت دارنا تهامة؛ یعنی بود در تهامه (منتهی الارب )؛ یعنی خانه ٔ ما تهامه بود. || (اِ) چاره . گویند: ما له عنه غنی ؛ یعنی او را از وی چاره نیست . (از اقرب الموارد). || (اِمص ) (اصطلاح تصوف ) آرامش دل به وعده گاه الهی است . اهل اﷲ گویند: غنی ، خشنودی به موجود و شکیبایی بر مفقود باشد. و بعضی گویند: الغنی قوت القلوب مع القلة، و سرالحال ، و قطعالاَّمال ، و ترک القیل و القال . (از کشاف اصطلاحات الفنون ). بي نياز، پولدار، توانگر، ثروتمند، مالدار، متعين فقير rich, wealthy ثري، غني، خصب، موسر، أنيق، مترف، أرج، غني بالموارد الطبيعية، دسم، فخم، سخي، باهي، وافر، واسع zengin riche reich rico ricco دولتمند، گرانبها، حاصلخیز، فاخر، دارا
کلمه "غنی" در زبان فارسی معانی و کاربردهای مختلفی دارد و میتواند به لحاظ نگارشی و گرامری در جملات مختلف به کار رود. در ادامه به نکات کلی در مورد این کلمه و قواعد مربوط به آن اشاره میکنم:
معانی و کاربردها:
غنی به معنای پربار: به معنای پر محتوا و با ارزش، مانند "غنی از نظر فرهنگی".
غنی به معنای توانمند: به معنای دارا بودن قدرت یا ثروت، مانند "یک فرد غنی".
قواعد نگارشی:
نوشتار: کلمه "غنی" باید با "غ" بزرگ (غین) و "ی" کوچک نوشته شود.
تاکید بر قاعده: در جملات توصیفی، اگر بخواهید بر غنای موضوعی تاکید کنید، میتوانید از قیدهایی مانند "بسیار" یا "فوقالعاده" استفاده کنید: "او فردی بسیار غنی است."
تطابق: همچنین لازم است که این کلمه با اسم یا صفتهای مرتبط به لحاظ عدد و جنس تطابق داشته باشد: "افراد غنی" یا "زبان غنی".
استعاره و تشبیه: میتوان به صورت ادبی و با استفاده از تشبیه، به غنای بیشتری اشاره کرد: "زندگیاش همانند باغی غنی و پرثمر است."
استفاده در جملات:
"کتابهای این نویسنده، غنی از اطلاعات تاریخی هستند."
"او در این رشته علمی غنی و با تجربه است."
"غنای هنری این منطقه باعث جذب گردشگران شده است."
به یاد داشته باشید که "غنی" به عنوان یک صفت باید با اسم مناسب در جمله همخوانی داشته باشد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
فرهنگ ایرانی به دلیل تنوع و تاریخ طولانی خود، یک فرهنگ غنی و پویا به شمار میرود.
این کتاب اطلاعات غنی و مفیدی دربارهی تاریخ هنر در ایران ارائه میدهد.
سفر به مناطق مختلف کشور میتواند تجربهای غنی از زیباییهای طبیعی و فرهنگی را برای هر مسافر فراهم کند.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر